ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

بازاریابی در شرایط بحران
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: بازرایابی ،شرایط بحران

احد روستا

بحران مالی جهانی اغلب کشورها، نظام ها،نهادها وبنگاه ها را در سراسر دنیا تحت تأثیر قرار داده است. نظام بازار وعناصر کلیدی آن یعنی « نیازها، نیازمندان،عوامل رفع نیاز ودادوستدها» دگرگون شده است وبازاریابی در این شرایط برای بسیاری از مدیران وبنگاه ها، نوری در تاریکی است که می تواند روزنه امیدی برای برون رفت از بحران باشد.

بازاریابان حرفه ای فرصتی استثنائی به دست آورده اند تا بر خلاف دیگران، با حفظ آرامش وحس چالش،واقعیت های مربوط به بحران را در بازار پذیرفته وبا انتخاب های درست وواکنش مناسب نسبت به اتفاقات  وتحولات بازار،بحران را مهار کرده وبستری مناسب برای برون رفت از بحران فراهم آورند.

بنابر تحقیقات ومطالعات گوناگونی که در حوزه بازاریابی وفروش بنگاه های جهان صورت گرفته است، پدیده « سعی وخطا» در اندازه وشکل های گوناگون به چشم می خورد ودامنه اشتباهات ناشی از غافلگیری، ترس، تردید،ناآگاهی ،ناتوانی،هیجان،شتاب وگاهی بی تفاوتی ،درنگ، توجیه وفرار از واقعیت ،افزایش یافته است. گاهی نیز در کنار پدیده « سعی وخطا» شاهد پدیده شوم « سعی در خطا» هستیم که زائیده ومعرف نگرش از آب گل آلود ماهی گرفتن است.

بازاریابی در شرایط بحران مدیریت ویژه ای می طلبد وبازاریابان خاصی توانائی آن را دارند زیرا « اهداف، اجزا، منابع، محیط ومدیریت » در نظام بازار وبازاریابی کاملاً دگرگون شده اند ودیگر نمی توان با رویکرد ،راهبرد،الگو وابزار رفتار بازاریابی در شرایط عادی انتظار موفقیت داشت. با توجه به محدودیت این صفحه ونیاز شدید شرکتها و بنگاه به چگونگی اداره بازار وبازاریابی در شرایط بحران بعضی از واکنش ها،راه کارها وپیشنهادها که حاصل تحقیقات وتجربیات گوناگون است ارائه می گردد.

اتفاقات وواکنش ها در شرایط بحران:

 

مهمترین اتفاقات وواکنش ها در شرایط بحران شامل موارد زیر می باشند:

تأخیر،کاهش،تغییر ویا توقف دادوستدها

حساس شدن به مخارج هزینه ها ومراقبت در دادوستد

تردید، نگرانی،ابهام در انواع برنامه ها،پروژه ها واقدامات بازار

تغییر رفتارها ومعیارهای ذینفعان در نظام بازار

جابه جائی قدرت، موقعیت ،مزیت ها ومنفعت ها

کاهش فروش،درآمد،سود وسهم بازار

کاهش شدید اشتباه وشتاب گونه بودجه بازاریابی وبی توجهی به آثار مخرب ومنفی آن در بلند مدت

گرایش خریداران به خرید اقلام ضروری وکنارگذاردن اقلام لوکس وغیرضروری

کناررفتن اختیاری ویا اجباری بعضی از شرکتها،بنگاه ها،کسب و کارها وبویژه گروههای غیرحرفه ای

فروپاشی اعتماد ،اطمینان وارزشها در بازارو دادوستدها

بحران دریافت ها وپرداخت وامواج مخرب آنها

چنگ زدن به هر چیزی که باعث بقا وماندگاری شود

ترس از بحران وبحرانی تر کردن بحران

گرایش به شناسه ها (برندها) ی ارزان

گرایش به شناسه های ایرانی وداخلی به جای شناسه های خارجی وبیگانه

گرایش به قیمت های ارزان ویا شرایط خرید قسطی،تسهیلاتی و انگیزشی

خرید از کانالهای توزیع ارزان، عمده فروشی مطمئن ومعتبر وجدید

کاهش شدید تبلیغات وامور ترویجی بازاریابی

گرایش به مشارکت، همکاری ، برون سپاری وهم افزائی ها

علاقه وعطش برای گردآوری اطلاعات واخبار از انواع منابع

استفاده از خریداران راضی وخشنود بعنوان گروههای مرجع

استفاده از گروههای مرجع وتأثیرگذار در بازار

یادگیری وبکارگیری مهارتها وتکنیکهای بازاریابی وفروش در شرایط بحران

حضور در کانالهای توزیع مورد توجه وعلاقه مردم ومخاطبان هدف

همکاری با واسطه های جدید،فعال ،آماده وعلاقمند

توجه ویژه به « تبلیغ وتوزیع » مناسب جهت تقویت وحفظ ارتباط با مشتریان

توجه بیشتر به مشتریان همیشگی ،وفادار وکلیدی

دیده بانی بازار برای شناسائی درست وسریع فرصتها ،تهدیدها و واکنش سریع وصحیح به آنها

بازنگری وتحول در کلیه امور مربوط به بازارشناسی،بازارسازی و بازارداری با توجه به واقعیت های بحران در نظام بازار و بازاریابی

تنظیم واجرای « استراتژی گذار» برای برخورد آگاهانه ودرست با بحران

الگوشناسی واستفاده از تجربیات ونظرات کارشناسان ومشاوران وگروههای حرفه ای

بازنگری پورتفوی محصولات، بازارها،مشتریان،کانالها وشناسه ها وتعیین اولویت ،اهمیت وضرورت با توجه به واقعیات بازار

استفاده از تکنولوژی های نوین برای بازاریابی الکترونیک وغیرسنتی

مزیت یابی ومزیت سازی های جدید با توجه به شرایط رقابت

استفاده از استراتژی ها وراهکارهای خلاقانه، ویژه، موثر،مناسب وموازی وسرانجام « سازگاری با بازار برای ماندگاری در بازار »

مطالعه پراکنده،غیررسمی،زودبازده وموردی به جای تحقیقات بازاریابی اساسی

جستجو برای فرصتهای ویژه،تقاضاهای پنهان،نیازهای ارضا نشده وحفره های خالی در بازارها

گرایش به خدمات مشاوره ای سریع وارزان وموردی وموسمی

تغییر وجابه جائی در حرفه وکسب وکارها ونوع بازارها، محصولات وشناسه ها (برندها)

 

 

چه باید کرد؟

 

مهمترین اقداماتی که بازاریابان حرفه ای برای مهار وبرون رفت از بحران می توانند انجام دهند عبارتند از:

خارج شدن از بازارهای ضعیف وبی نتیجه

تمرکز در بازارهائی که شناسه (برند) شرکت قوی است و خریداران واقعی وجود دارند

توجه به بازارهای فعال، نوظهور وناپیدا

همکاری، مشارکت وادغام های مناسب

یافتن بعضی از بازارهای خارجی مفید وموثر

داشتن استراتژی های بازاریابی چندگانه وموازی برای پاسخگوئی به فرصتهای درآمدزا

کاهش یا کنارگذاری محصولات ضعیف ،لوکس یا گران

محدود کردن تعداد محصولات جدید

تمرکز بر محصولات ساده وارزان

افزایش خدمات گوناگون ،جانبی ،گارانتی وضمانت ها

خودداری از کاهش چندگانه قیمت ها وجنگ قیمت ها

مدیریت مخارج ومنابع وجلوگیری از اتلاف ها،ضایعات وهدر دادن منابع گوناگون

خودداری از هرگونه کاهش کیفیت

ارائه ارزشهای جدید و اضافی به مشتریان به جای کاهش قیمت با کیفیت

حضور مناسب وگزینشی در فعالیتهای تبلیغات وترویجی برای تقویت شناسه وحفظ جایگاه در بازار

 


پاسخ به اعتراضات مشتریان در بازاریابی تلفنی
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: پاسخ به مشتری ،اعتراضات مشتری ،مشتری

مجله موفقیت 211 - ژان بقوسیان

برقراری تماس تلفنی برای بسیاری از افراد یکی از سخت‌ترین کارها است. به‌خصوص اگر فرد مقابل را نشناسیم و همچنین بخواهیم به او چیزی بفروشیم. بسیاری از بازاریابان تلفنی مهارت کافی در برقراری ارتباط از طریق تلفن را ندارند و فروش‌های بسیاری را از دست می‌دهند.

دلیل این مشکل آن است که هنر مذاکره را یاد نگرفته‌اند و فکر می‌کنند که راز فروش تلفنی فقط آن است که تلاش‌هایشان بیشتر کنند. اگر بازاریابی تلفنی را به‌درستی انجام ندهید، خودتان سهوا موجب بروز اعتراضات فراوانی می‌شوید.

اولین گام در بهبود بازاریابی تلفنی آن است که یاد بگیرید چطور به‌جای اینکه یک فروشنده ساده باشید، یک دوست، مربی و مشاور باشید. نباید به مشتریان به چشم متقاضی محصول‌تان نگاه کنید، بلکه باید به‌عنوان مشتری خودتان به آن‌ها نگاه کنید. باید قبل از هر چیز دیگری، خودتان را به آنها ثابت کنید.

در ادامه به اشتباهات رایج بازاریابان که ممکن است موجب اعتراض مشتریان احتمالی شود اشاره کرده‌ و روش‌های اجتناب از آن‌ها را ذکر می‌کنیم. با استفاده از این استراتژی‌ها، فرایند تبدیل علاقه‌مند به مشتری آسان‌تر شده و منجر به فروش بیشتر و نهایتا رشد کسب‌و‌کار می‌شود.

 

 اعتراض 1: الان کار دارم و نمی‌توانم صحبت کنم، لطفا بعدا تماس بگیرید.

مشکل: در واقع مخاطب به شما می‌گوید دارید مزاحمت ایجاد می‌کنید. بسیاری از بازاریابان تلفنی فکر می‌کنند که باید همه چیز را ظرف 10 ثانیه بیان کنند وگرنه مشتری تلفن را قطع می‌کند، درحالی‌که این موضوع بسیاری از مردم را فراری می‌دهد. شخصا با بازاریابانی برخورد می‌کنم که آنقدر سریع صحبت می‌کنند که این ذهنیت را ایجاد می‌کنند که صرفا تکلیف خود را انجام می‌دهند و باید متنی را از حفظ بگویند و کار را تمام کنند.  

راه‌حل: در ابتدا خود را معرفی کنید. آهسته پیش بروید! بپرسید: آیا زمان مناسبی برای مکالمه است؟ اگر پاسخ مشتری منفی بود، از او بپرسید کی می‌توانید دوباره تماس بگیرید؟ وقتی مردم اختیار این را دارند که خودشان زمانی را تعیین کنند، حتی اگر نسبت به قصد و نیت شما تردید داشته باشند، احساس راحتی بیشتری می‌کنند. اگر بازاریاب پرگویی کند و مخاطب احساس کند وقتش تلف می‌شود، سریعا بهانه‌ای برای قطع مکالمه می‌آورد یا گوشی را قطع می‌کند. با پرگویی و عدم کسب اجازه برای صحبت، شاید شخصی را از دست ‌دهید که ممکن است یکی از بهترین مشتریان شما شود.

اعتراض 2: اگر لازم شد خودمان با شما تماس می‌گیریم.

مشکل: مخاطب هیچ مطلب قابل‌توجه و باارزشی در صحبت‌های شما نیافته است. مخاطب احساس می‌کند شما فقط به ‌فکر فروش خود هستید و اگر با شما معامله کند، شما برنده می‌شوید و او به‌عنوان خریدار بازنده خواهد بود.

راه‌حل:  بسیاری از بازاریابان قبل از دریافت اطلاعات کافی درباره مخاطب شروع به توضیح دادن می‌کنند. راز بازاریابان موفق در سوال کردن است. سعی کنید در بازاریابی تلفنی گفتگو انجام دهید. گفتگو با سخنرانی فرق می‌کند. در گفتگو دو طرف صحبت می‌کنند و هر بخش از مکالمه با توجه به صحبت‌های شخص مقابل شکل می‌گیرد. در سخنرانی یک نفر صحبت می‌کند و طرف مقابل مجبور است گوش فرا دهد. با سوالات به‌موقع می‌توانید مخاطب را بهتر بشناسید و مزایای محصولات و خدمات خود را متناسب با نیازها و خواسته‌های مخاطب توضیح دهید.

اعتراض 3: مسئولیت همه جلسات و تصمیمات مالی به عهده فرد دیگری است.

مشکل: پس از مکالمات و تماس‌های مکرر با شخصی، درمی‌یابید که او هیچ نقشی در فرایند تصمیم‌گیری خرید ندارد و شما فقط وقت خود را تلف کرده‌اید. صرف اینکه فردی حاضر است به صحبت‌های شما گوش فرا دهد، نشان نمی‌دهد که قدرت خرید دارد.

راه‌حل: مطمئن شوید با شخص مناسبی صحبت می‌کنید. معمولا بازاریابان برای فرار از دردسر و مکالمات سخت با افرادی صحبت می‌کنند که قدرت تصمیم‌گیری ندارند و با اینکار وقت خود را تلف می‌کنند. بعضی خانم‌ها ترجیح می‌دهند برای تصمیم‌گیری خرید با شوهرانشان صحبت کنید. اگر در طول روز یا آخر هفته تماس بگیرید، ممکن است پرستار بچه و یا خدمتکار خانه به تلفن شما پاسخ دهد. همچنین، با فرهنگ‌های محدوده‌ای که تماس می‌گیرید آشنا شوید، در نتیجه شخص مقابل را نمی‌رنجانید.

اعتراض 4: افراد زیادی هر روز با من تماس می‌گیرند و سعی می‌کنند چیزی بفروشند. چرا باید به شما اعتماد کنم.

مشکل: مخاطب نمی‌تواند به‌راحتی به شما اعتماد کند. حتی اگر محصولی بی‌نظیر دارید و مخاطب با استفاده از آن سود می‌برد، پیش‌فرض مخاطب آن است که نمی‌توان به افراد ناشناس اعتماد کرد و بهتر است از محصولات و راه‌حل‌های قبلی استفاده کرد.

راه‌حل: آقای ست گادین در کتابش با عنوان « تمامی بازاریابان درغگو هستند» توضیح می‌دهد که پیش‌فرض غالب مشتریان آن است که شما دروغگو هستید. پس بسیار سنجیده صحبت کنید. کافی است در ابتدای مکالمه بگوئید: ما بزرگترین عرضه‌کننده ... هستیم. اگر مکالمه‌ای را اینگونه آغاز کنید، به احتمال زیاد امکان فروش را از دست داده‌اید. مخاطب همان ابتدای مکالمه با خود می‌گوید: درست فکر می‌کردم، این بازاریاب هم دروغگویی بیش نیست!

در صحبت‌های خود کلی‌گویی نکنید. اگر از اعداد و ارقام و آمار استفاده می‌کنید، باید کاملا دقیق و قابل استناد باشد. بسیاری از بازاریابان می‌گویند: 90 درصد مشتریان از محصولات ما راضی هستند. آیا نظرسنجی دقیقی انجام شده است؟ جامعه آماری متشکل از چند نفر بودند؟

فهرستی از مشتریان راضی و خشنود خود تهیه کنید و از آنان اجازه بگیرید که شماره تماس یا آدرس ایمیل‌شان را به مشتریان جدید بدهید. اگر لازم شد این فهرست را در اختیار مخاطبان جدید قرار دهید. هر چه بیشتر اعتبارسازی کنید، سریع‌تر می‌توانید کسب‌و‌کار خود را توسعه دهید. تبلیغات دهان‌به‌دهان یکی از سریع‌ترین راه‌های انجام این کار است.

اعتراض 5:‌ قبلا سه بار برای این موضوع با من تماس گرفته‌اید. لطفا دیگر با من تماس نگیرید!

مشکل: صحبت‌های شما تکراری است و در نهایت فقط می‌خواهید محصول خود را بفروشید. خریداران هیچگاه دوست ندارند تحت فشار قرار گیرند. آنها از فروشندگان سمج فرار می‌کنند. آنها دوست دارند راهنمایی شوند، ولی تصمیم نهایی را خودشان بگیرند.

راه‌حل: در هر تماس مطلب باارزش و جدیدی برای ارائه داشته باشید. فرض کنید یک بار با مخاطب تماس گرفته‌اید. در تماس دوم بگوئید پیرو صحبت‌های قبلی شما به محصولمان علاقه‌مند بودید. ما مقاله جدیدی آماده کرده‌ایم که اشتباهاتی که خریداران مرتکب می‌شوند را توضیح می‌دهد. آیا مایلید این مقاله رایگان را فکس کنم یا از طریق پست برایتان بفرستم؟

اگر محصولی را در یک بازار رقابتی می‌فروشید، باید بالاتر از بقیه باشید. بگذارید مشتریان تفاوت‌های شما و رقبایتان را به‌وضوح ببینند. به آن‌ها روش‌هایی نشان دهید تا محصولات دیگران را بررسی کنند. آمار و مشخصات جمعیت‌شناختی فعلی و به‌روز بازار را در اختیار داشته باشید.

اعتراض 6: ببخشید، معذرت می‌خواهم اما در حال حاضر کارهای مهم‌تری دارم که باید انجام دهم.

مشکل: شما به مدت یک دقیقه تلفنی با یک مشتری احتمالی صحبت می‌کنید و ناگهان آن‌ها می‌خواهند بروند. چه اتفاقی افتاده است؟ در اغلب مواقع مشتری به سخنان شما علاقه نشان می‌دهد، سپس شما شروع به صحبت می‌کنید و حوصله آنها را  سر می‌برید و کار به جایی می‌رسد که کاسه صبر مخاطب لبریز می‌شود.

راه‌حل: هر موضوع را مختصر و دوستانه بیان کنید. اگر برای قطعی‌کردن قرار ملاقات هیجان‌زده شوید و به حرافی درباره حرفه‌تان بپردازید، یک مشتری علاقه‌مند را از دست داده‌اید. موضوع بحث هر چه هست، چه خانواده، چه حوزه کاری و چه رویدادهای جاری، روش‌هایی برای مکالمه مختصر و کوتاه در تماس‌ها پیدا کنید. از تعارفات بیش از حد و اغراق‌آمیز بپرهیزید. این کار به مشتری کمک می‌کند تا بفهمد برای وقتش ارزش قائلید و آرامش بدهد. بیش از حد معمول آرام صحبت نکنید. این کار هم می‌تواند باعث خستگی مخاطب شود. صحبت را تا زمانی ادامه دهید که مخاطب با علاقه گوش می‌کند.


تکنیک خلاقیت شش کلاه تفکر
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: خلاقیت

در جریان‌ زندگی‌ خویش‌ که‌ بخشی‌ از آن‌ در سازمان‌ها، محیط‌های‌ خانوادگی‌ و یا در کنار دوستان‌ سپری‌ می‌شود، گاهی‌ نیازمند برگزاری‌ جلسات‌ برای‌ اتخاذ تصمیمات‌ جدید هستیم‌. اگرچه‌ گهگاه‌ در تصور مردم‌، برگزاری‌ جلسات‌ به‌ عنوان‌ یک‌ عمل‌ غیرکارا مطرح‌ می‌شود اما بهره‌گیری‌ درست‌ و اصولی‌ از آن‌ می‌تواند بسیار اثر بخش‌ باشد. به‌ همین‌ علت‌ هر نشستی‌ در خانواده‌ و یا با دوستان‌ و یا در محل‌ کار و نظیر اینها می‌تواند زمینه ا‌یی‌ برای‌ شروع‌ یک‌ تصمیم‌ گیری‌ ارزشمند باشد

ادوارد دوبونو پدر تفکر خلاق‌ در کتاب‌ «شش‌ کلاه‌ تفکر» یک‌ روش‌ خلاقانه‌ ارایه‌ می‌کند و از طریق‌ آن‌ می‌کوشد نشست‌ افراد به‌ دور یکدیگر را به‌ اقدامی‌ ثمربخش‌ و کارا تبدیل‌ کند.
«دوبونو» سعی‌ می‌کند به‌ کسانی‌ که‌ به‌ دور هم‌ جمع‌ می‌شوند،بیاموزد که‌ به‌ تفکر خود نظم‌ دهند و آنگاه‌ در این‌ میان‌، به‌ راههای‌ خلاقانه‌ بیاندیشند و با یک‌ هماهنگی‌ مدبرانه‌ نتایج‌ را طبقه‌بندی‌ و اولویت‌بندی‌ کرده‌ و در تصمیم‌گیری‌ها از آن‌ استفاده‌ کنند.
اگر شما می‌خواهید با تکنیک‌ شش‌ کلاه‌ تفکر در جلسات‌ قدم‌ بگذارید،بهتر است‌ این‌ مقاله‌ را بخوانید و آنگاه‌ عمل‌ کنید: تصور کنید به‌ یک‌ جلسه‌ قدم‌ گذاشته‌اید و شما مسوول‌ نظم‌دهی‌، هدایت‌ و نتیجه‌گیری‌ از آن‌ جلسه‌ هستید، در اینجا کلاه‌ آبی‌ را بر سر شما خواهند گذاشت‌، زیرا هنگامی‌ که‌ کسی‌ کلاه‌ آبی‌ را بر سر می‌گذارد باید به‌ موارد زیر دقت‌ کند.
1 رنگ‌ آبی‌ نماد آسمان‌ آبی‌ رنگ‌ است‌ که‌ چتر آن‌ بر همه‌ جا گسترده‌ شده‌ است‌ و کسی‌ که‌ کلاه‌ آبی‌ بر سر خود می‌گذارد باید بتواند افکار جاری‌ در محیط‌ جلسه‌ را در ذهن‌ خود به‌ جریان‌ درآورد و نظم‌ و تمرکز دهد.
2 کلاه‌ آبی‌ همچون‌ یک‌ نرم‌افزار است‌ که‌ تلاش‌ می‌کند به‌ تفکرکردن‌ جمع‌، جهت‌ دهد و با برنامه‌یی‌ مشخص آن‌ را به‌ سرانجام‌ برساند و گویی‌ همچون‌ یک‌ کارگردان‌ تفکر ما را هدایت‌ می‌کند.
3 با کلاه‌ آبی‌ اولویت‌ها و محدودیت‌ها تعیین‌ می‌شود. به‌ هرحال‌ فرد خوش‌شانسی‌ هستید که‌ کلاه‌ آبی‌ بر سر شما قرار می‌گیرد و اگر مدبرانه‌ عمل‌ کنید می‌توانید به‌ انجام‌ یک‌ تصمیم‌ خوب‌ موفق‌ شوید. اکنون‌ بر روی‌ صندلی‌ خود بنشیند و موضوع‌ و یا مشکل‌ مورد بحث‌ را بر روی‌ تخته‌سیاه‌ بنویسید. در نخستین‌ اقدام‌ و با هدایت‌ شما همه‌ اعضا باید کلاه‌ سفید را بر سر بگذارند و در مورد موضوع‌ بیان‌ شده‌ بیاندیشند. هنگامی‌ افراد همگی‌ تصمیم‌ می‌ گیرند با کلاه‌ سفید تفکر کنند باید به‌ نکات‌ زیر توجه‌ کنند:

1- کسی‌ که‌ کلاه‌ سفید بر سر می‌گذارد باید بطور موقت‌ عقاید و نظراتش‌ را به‌ بایگانی‌ ذهنش‌ بسپارد.
2- هر آن‌ چیزی‌ که‌ از اطلاعات‌ محض‌ در مورد موضوع‌ یا مشکل‌ مورد بحث‌ می‌دانید بیان‌ کنید.
3- «ادوارد دوبونو» در این‌ باره‌ می‌گوید: چنین‌ فردی‌ همچون‌ کودکی‌ است‌ که‌ محتویات‌ جیب‌ خود را بر روی‌ میز خالی‌ می‌کند.
4- هنگامی‌ که‌ کلاه‌ سفید را بر سر می‌گذارید، نباید به‌ چیزهایی‌ که‌ شامل‌ الهامات‌ ،قضاوت‌های‌ متکی‌ به‌ تجارب‌ گذشته‌، عواطف‌، احساسات‌ و عقاید است‌ توجه‌ کنید و تنها باید همچون‌ یک‌ رایانه‌، فقط‌ اطلاعات‌ ارایه‌ کنید. حال‌ شما باید اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از حاضرین‌ در جلسه‌ را که‌ به‌ واسطه‌ تفکر با کلاه‌ سفید ارایه‌ شده‌ است‌ را جمع‌بندی‌ کنید و اعضای‌ جلسه‌ را وارد مرحله‌ بعد کنید تا با گذاشتن‌ کلاه‌ قرمز بر سر، شروع‌ به‌ تفکر کنند .

هنگامی که ‌ حاضرین‌ می‌خواهند با کلاه‌ قرمز در مورد موضوع‌ مورد نظر تفکر کنند باید به‌ نکات‌ زیر توجه‌ کنند:
1- اجازه‌ دهید احساسات‌ و عواطف‌ بر وجود شما حاکم‌ شده‌ و به‌ زبان‌ درآیند و هرکسی‌ می‌تواند از الهامات‌ و دریافت‌های‌ ناگهانی‌ خویش‌ سخن‌ گوید و دیگر نیازی‌ به‌ استدلال‌ نیست‌. اگر به‌ احساسات‌ اجازه‌ بروز ندهیم‌ بدون‌ شک‌ ناخواسته‌ و بدون‌ دقت‌ نظر، در تصمیم‌گیری‌ها وارد شده‌ و چه‌ بسا سبب‌ بروز مشکلاتی‌ برای‌ ما شوند.
2- هنگامی‌ که‌ از کلاه‌ قرمز استفاده‌ می‌کنیم‌ از قوی‌ترین‌ احساسات‌ خود نظیر ترس‌ و نفرت‌ گرفته‌ تا احساسات‌ ظریف‌ نظیر تردید و سوءظن‌ باید سخن‌ به‌ میان‌ آوریم‌ و به‌ گفته‌ «دوبونو» باید همچون‌ آینه‌یی‌ شویم‌ که‌ احساسات‌ با تمام‌ پیچیده‌گی‌هایش‌ بیان‌ شوند. بدون‌ شک‌ احساسات‌ نقش‌ مهمی‌ در زندگی‌ انسان‌ دارند و چه‌ بسا سبب‌ ایجاد هدفهایی‌ نیز در زندگی‌ ما شوند. شما با کلاه‌ قرمز ممکن‌ است‌ چنین‌ جملاتی‌ را به‌ زبان‌ آورید: «اگرچه‌ همه‌ آمارها و اطلاعات‌ احتمال‌ موفقیت‌ می‌دهد اما احساسم‌ می‌گوید،موفق‌ نمی‌شویم‌» و یا بگویید: «اگرچه‌ اطلاعات‌ و آمار احتمال‌ موفقیت‌ نمی‌دهند اما احساسم‌ می‌گوید، موفق‌ می‌شویم‌» پس‌ از اینکه‌ تمام‌ نظرات‌ اعضای‌ جلسه‌ ارایه‌ شد، شما اقدام‌ به‌ جمع‌بندی‌ تراوشات‌ فکری‌ حاضران‌ کرده‌ و آنگاه‌ به‌ مرحله‌ بعد قدم‌ بگذارید و اجازه‌ دهید حاضران‌ کلاه‌ سیاه‌ را بر سر بگذارند.
با گذاشتن‌ این‌ کلاه‌ بر سرنباید احساسات‌ منفی‌ بدون‌ منطق‌ بیان‌ شوند بلکه‌ فرد باید دیدگاه‌های‌ منفی‌ خود را در خصوص‌ مشکل‌ یا موضوع‌ مورد بحث‌ به‌ صورت‌ منطقی‌ بیان‌ کند. بدون‌ شک‌ اگر از این‌ کلاه‌ بخوبی‌ استفاده‌ شود،می‌تواند ما را از مخاطراتی‌ که‌ در آینده‌ از چشمان‌ ما دور می‌ماند آگاه‌ کند. ما باید به‌ خاطر داشته‌ باشیم‌ امروزه‌ بسیاری‌ از مردم‌ کلاههای‌ سیاه‌ رنگی‌ بر سر می‌گذارند که‌ تنها با احساسات‌ منفی‌ همراه‌ است‌ که‌ در آن‌ از منطق‌ خبری‌ نیست‌. منفی‌بودن‌ اصولا آسان‌تر است‌. زیرا خراب‌ کردن‌ از درست‌ کردن‌ آسان‌تر است‌. تفکر منفی‌ به‌ گفته‌ «دوبونو» جذاب‌ است‌، زیرا دستاوردهای‌ آن‌ را می‌توان‌ به‌ فوریت‌ مشاهده‌ کرد. اثبات‌ خطای‌ دیگران‌ برای‌ ما رضایت‌ در پی‌ دارد و حمله‌ کردن‌ به‌ یک‌ دیدگاه‌ در ما احساس‌ برتری‌ می‌بخشد و برعکس‌ ستودن‌ یک‌ نظر سبب‌ می‌شود در خود احساس‌ کنیم‌ با فرد برتری‌ روبرو شده‌ایم‌.
اصولا در این‌ مرحله‌، افراد باید اشتباهات‌ و خطاها و موارد نادرست‌ موجود در موضوع‌ یا مشکل‌ مورد بحث‌ را مطرح‌ کنند و نتایج‌ بحث‌های‌ ارایه‌ شده‌ توسط‌ شما جمع‌بندی‌ شده‌ و در نهایت‌ ثبت‌ شود و آنگاه‌ بار دیگر اجازه‌ دهید حاضران‌ کلاه‌ زرد را بر سر خود بگذارند و شروع‌ به‌ تفکر کنند.

زرد نماد آفتاب‌ است‌ و آفتاب‌ شروعی‌ برای‌ سازندگی‌، شادابی‌ و خوش‌بینی‌ است‌. گویی‌ هر جا سراغ‌ از خورشید گرفته‌ می‌شود گرمی‌ زندگی‌ و زایشی‌ دیگر در میان‌ است‌ و تفکر مثبت‌ باید به‌ همراه‌ کنجکاوی‌ و شادمانی‌ و سرور و تلاش‌ برای‌ درست‌ شدن‌ کارها باشد. فرد با گذاشتن‌ کلاه‌ زرد تلاش‌ می‌کند به‌ نکات‌ ارزشمند و مثبت‌ موضوع‌ بنگرد.
اصولا افکار سازنده‌ به‌ سوی‌ مثبت‌گرایی‌ تمایل‌ دارند. یکی‌ از تمریناتی‌ که‌ فرد با کلاه‌ زرد می‌تواند انجام‌ دهد بهره‌گیری‌ از تجربیات‌ ارزشمند گذشته‌ است‌. کلاه‌ زرد در ابتدا درصدد کشف‌ فواید موجود در موضوع‌ مورد بحث‌ است‌ و هر آنچه‌ می‌کاود، بیان‌ می‌دارد. اکنون‌ بار دیگر به‌ جمع‌بندی‌ نظرات‌ به‌ دست‌ آمده‌ بر اثر کلاه‌ زرد بپردازید.
اکنون‌ حاضران‌ باید کلاه‌ سبز را بر سر بگذارند. کلاه‌ سبز، کلاه‌ خلاقیت‌ است‌. سبز، رنگ‌ باروری‌ است‌ و همچون‌ دانه‌یی‌ است‌ که‌ هنگامی‌ که‌ دردل‌ خاک‌ می‌روید،روزی‌ به‌ درختی‌ تناور و سرسبز تبدیل‌ می‌شود هنگامی‌ که‌ افراد کلاه‌ سبز را بر سر می‌گذارند، باید به‌ راه‌های‌ نو بیاندیشند که‌ می‌تواند در آن‌ موضوع‌ مورد نظر اثرگذار بوده‌ و به‌ تصمیم‌ گیری‌های‌ خلاقانه‌ منجر شود.
شما با این‌ کلاه‌ علاقه‌مند هستید در راه‌ تغییر قدم‌ بگذارید و تحول‌ را در آغوش‌ بگیرید. نظرات‌ جدید و بدیع‌ ارایه‌ کنید و جرقه‌ خلاقیت‌ را از ذهن‌ خود به‌ بیرون‌ رها کنید.
هرگاه‌ تمامی‌ این‌ راهها با بن‌بست‌ روبرو شد اکنون‌ باید به‌ مدد خلاقیت‌ راههای‌ جدیدی‌ را کشف‌ کنید. خلاقیت‌ شامل‌ انگیزش‌، کندوکاو و پذیرش‌ خطر است‌.
هنگامی‌ که‌ حاضران‌ کلاه‌ سبز را بر سر می‌گذارند، فرصتی‌ می‌یابند که‌ مغز را از روزمرگی‌ بیرون‌ آورده‌ و به‌ جست‌وجوی‌ چیزهای‌ کشف‌ نشده‌ هدایت‌ کنند. حال‌ فرصتی‌ به‌ حاضران‌ دهید تا ایده‌های‌ نو ارایه‌ کنند و آنگاه‌ به‌ ثبت‌ این‌ ایده‌ها پرداخته‌ و به‌ جمع‌بندی‌ نظرات‌ بپردازید. بدون‌ شک‌ برای‌ خلاقانه‌ اندیشیدن‌ باید فرهنگ‌ خلاقیت‌ را بر فضای‌ جلسه‌ حاکم‌ کنید. اکنون‌ شما باید تلاش‌ کنید که‌ با کلاه‌ آبی‌ که‌ بر سر گذاشته‌اید به‌ ارزیابی‌ نتایج‌ پرداخته‌ و به‌ یک‌ جمع‌بندی‌ مناسب‌ برسید و در نهایت‌ در جهت‌ حل‌ مشکل‌ یا پیگیری‌ مورد نظر تصمیم‌ نهایی‌ را بگیرید. بدون‌ شک‌ هر یک‌ از اعضا می‌توانند کلاه‌ آبی‌ را به‌ امانت‌ گرفته‌ و با آن‌ به‌ تفکر بپردازند و در اتخاذ تصمیمات‌ به‌ شما کمک‌ کنند. در پایان‌ شما در می‌یابید هنگامی‌ که‌ جلسه‌ را اینگونه‌ مدیریت‌ می‌کنید، دیگر تنها شاهد آن‌ نخواهید بود که‌ یک‌ فرد تنها با کلاه‌ سیاه‌ به‌ جلسه‌ قدم‌ بگذارد و یا فرد دیگری‌ تنها با کلاه‌ قرمز تفکر کند. بلکه‌ همه‌ مجبورند با شش‌ کلاه‌ مذکور تفکر کنند و اندیشه‌های‌ ذهن‌ خود را ارایه‌ کنند. 


چرا مشتری منصرف می‌شود؟
ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: مشتری ،روانشناسی مشتری

برگرفته از کتاب کیمیای فروش


جفری گیتومر - ترجمه احمد روستا - رویا گذشتی - انتشارات سیته


پشیمان شدن مشتری از خرید، یکی از درآورترین بلاهایی است که بر سر فروشندگان نازل می شود.

تصور کنید پس از کلی دردسر، سفارش بزرگی بگیرید و دو روز بعد ، از همان مشتری ایمیل یا فکسی به دستتان برسد.........( جالب است که هیچ وقت زنگ نمی زنند! ) و در کمال ناباوری بخوانید که مشتری از تصمیم خود منصرف شده است. دردناک‌تر از این حالت وقتی است که فروشنده برای گذاشتن قول و قرار نهایی می‌خواهد با مشتری تماس بگیرد ولی گویی این آدم از صحنه روزگار محو شده است.

این مورد بیشتر در معامله‌های بزرگ مثل فروش خانه، خودرو یا پیانو اتفاق می‌افتد. بعضی‌ها تحت تاثیر احساسات تصمیم به خرید چیزی می‌گیرند، ولی بعد می‌بینند که با عقل جور در نمی‌آید یا اصلأ نمی‌توانند هزینه‌اش را بپردازند.

گروهی هم تحت تاثیر حرف دیگران از تصمیم خود منصرف می‌شوند و یا به این نتیجه می‌رسند که ارزش ندارد برای داشتن چنین چیزی با همسر خود کلی بگو مگو کنند.

    حتی دولت هم پذیرفته است که گاهی پشیمانی گریبان خریداران را می‌گیرد. برای همین قانون وضع شده است که طبق آن در معامله ها باید مهلت سه روزه‌ای برای مشتری در نظر گرفت تا چنانچه تصمیمش عوض شد بتواند بدون پرداخت جریمه قرارداد را فسخ کند.

بعضی از فروشنده‌ها آن قدر ساده لوح‌اند که به این بند قرارداد به‌عنوان ویژگی معامله اشاره می‌کنند. غافل از این‌که با این کار تخم دودلی را در دل مشتری می‌کارند. تنها کاری که یک فروشنده خوب باید انجام دهد این است که جنبه‌های مثبت مسائل را بزرگ کند و ذهن مشتری را به سمتی سوق دهد که غلبه بر شک ها و تردید‌ها برایش آسان شود.

اگر فروشنده‌ای در این کار موفق نیست، دلیلش این است که جرات ندارد تا به مشتری بگوید چطور نگرانی‌هایش را رفع کند.

راهکار: به مشتری خود بگویید ممکن است وقتی به خانه می‌رود شک کند که آیا توان پرداخت این هزینه را دارد یا می‌توانسته همین محصول را جایی دیگر ارزانتر تهیه کند و یا حتی تحت تاثیر اظهار نظر دیگران مردد شود. سپس برایش توضیح دهید که در هر مورد چه کاری انجام دهد. شاید دیده‌اید بعضی از فروشنده‌ها نواری تهیه می‌کنند که در آن بطور مختصر دلایل بروز شک و تردید‌های بی‌جا و راه‌هایی از آن ها را شرح داده‌اند.

راز مهم: راز موفقیت در به ثمر رساندن یک معامله، یادآوری این نکته به مشتری است که اصلأ از ابتدا  چرا سراغ چنین محصولی آمده است.

با به کارگیری روش‌هایی متنوع،  دلیل اصلی انتخاب اولیه را بزرگ‌تر جلوه  دهید و به نتیجه‌های منطقی و عاطفی معامله اشاره کنید. به خاطر داشته باشید که اگر فقط به یکی از جنبه‌های منطقی یا عاطفی قضیه توجه کنید، در نهایت به نتیجه دلخواه نمی‌رسید.

 


چطور وفاداری مشتریتان را بدست می‌آورید؟
ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: وفاداری مشتری ،مشتری

کتاب زاگ، انتشارات سیته، نویسنده: مارتی نیومیر مترجم: سارا میرزایی

 

اجازه دهید آماری به شما اعلام کنم. بیش از 50 درصد از مشتریان حاضرند 20 تا 25 درصد قیمت بیشتری بپردازند تا نام تجاری مورد علاقه‌شان را بدست آورند؛ قبل از این‌که به نام تجاری دیگری روی آورند.

در برخی گروه‌های کالایی، 5 درصد افزایش در مشتریان وفادار می‌تواند 95 درصد سود برای تجارت داشته باشد. در گروه کالاهای تجملی، 10 درصد مشتریان وفادار، 50 درصد فروش ایجاد می‌کند.

اسکات ام.اس.دیویس و مایکل دان در کتاب ساخت برند-کسب و کارهای پیش رونده، 6 دلیل برای تشویق مشتریان وفادار ذکر می‌کنند، زمانی که مشتریان وفادارند:
1. نام های تجاری دیگری را استفاده نمی‌کنند،
2. نام تجاری شما را می خواهند،
3. نام تجاری شما را به دیگران توصیه می‌کنند،
4. برای نام تجاری شما مسافت طولانی را می‌پیمایند و یا زمان بیشتری را صرف می‌کنند،
5. توسعه نام تجاری را با آمادگی بهتری می‌پذیرند،
6. حاضرند همواره قیمت بیشتری برای نام تجاری شما بپردازند.

اکنون نگاهی به آمار دیگری بیندازیم: در بازار شلوغ و بهم ریخته امروز، 80 درصد مشتریان به پیشنهاد رقبا حساس هستند و کم‌تر از 20 درصد، نام تجاری شما را به دیگران توصیه می‌کنند. با این اوصاف، جای تعجب نیست که برنامه‌های زیادی برای وفاداری بیش‌تر وجود دارد، اما آیا این برنامه‌ها موثر است؟ به 6 دلیل، بیش‌تر آنها موثر نیستند:

1. برنامه‌های وفاداری معمولأ بر مبنای تخفیف است که به مشتریان یاد می‌دهد همیشه دنبال قیمت پایین باشند،
2. مشتریان وفاداری که حاضر به پرداخت قیمت بالاتر بودند نیز به این سو کشانده می‌شوند،
3. مشتریان جدید را ناامید می‌کنند، زیرا آنها احساس می‌کنند تنبه شده‌اند و یا شامل تخفیف نمی‌شوند،
4. رقبا را به برنامه‌های تقلیدی تشویق می‌کنند،
5. سود پایین می‌آید،
6. متعاقبأ توانایی شرکت در ارائه‌ی خدمات در سطح بالا، پایین می‌آید.

حقیقت این است که وفاداری نمی‌تواند برنامه‌ریزی شود. به محض این‌که مشتریان مغرور می‌شوند، انتخاب می‌کنند بجنگند یا بگریزند. آنها می‌فهمند که چطور در این سیستم بازی کنند و یا به نام تجاری دیگر متمایل می‌شوند.

ممکن است چنین تجربه‌ای را داشته باشید. چند ماه پیش در مسیر کارم به یکی از فروشگاه‌های سیف وی رفتم تا مقداری خرید کنم. به طور طبیعی در سوپر مارکت دیگری خرید می‌کنم ولی با دیدن قیمت‌های آنجا خیلی متعجب شدم. وقتی به پیشخوان رسیدم، صندوق‌دار پرسید: آیا کارت سیف وی دارید؟ او گفت اگر قیمت پایین می‌خواهم باید یک فرم تکمیل کنم. من تمام اجناس را روی پیشخوان گذاشتم و از آن زمان دیگر به فروشگاه سیف وی بازنگشتم. ممکن است شما واکنش دیگری نشان دهید مثلأ کارت بگیرید و در کنار دیگر کارت‌ها در کیفتان بگذارید و در بین فروشگاه‌های مختلف بچرخید.

پس وفاداری کجاست؟ از بین رفته است؟ چرا که وفاداری واقعی نمی‌تواند خریداری شود بلکه، فقط می‌‌تواند بدست آید. وفاداری، اول از شرکت به مشتریان ایجاد می‌شود و نه برعکس و تنها زمانی دوطرفه است که مشتریان احساس کنند که وفاداری را به طور عمیق بدست آورده‌اند.

برای فهم بیشتر موضوع وفاداری، بیایید کافی شاپ بیبلی را در نظر بگیریم: مثلأ یکی از فرایند آموزش قهوه، پایگاه اطلاعاتی است؛ آماری از اطلاعات شخصی آن مشتریانی که از آن قهوه چشیده‌اند.

مشتریان می‌توانند به این سابقه در وب سایت مراجعه کنند و هر احساسی را در مورد قهوه آزمون شده، بگویند و همچنین دریابند که چه طعم دیگری پیشنهاد می‌شود.

همان‌طور که قهوه‌های متنوع را تجربه می‌کنند، یک سیستم هم به طور خودکار آن‌ها را به سطوح بالاتری از دانش قهوه ارتقا می‌دهد.

ممکن است در سطوح مبتدی، پیشنهاد چشیدن قهوه رایگان، به همراه هزینه پرواز سفر بعد باشد و در سطوح بالاتر و حرفه‌ای‌تر، یک تخفیف روی قهوه خوب داده شود که بتواند آن را با دوستان خود تقسیم کنند و وب‌سایت بیبلی را معرفی کنند.

بنابراین، هر بازدید از سایت بیبلی می‌تواند سرمایه‌گذاری برای ارتباط باشد؛ رابطه با مشتری و بیبلی از یک طرف، و مشتریانی که آنها را بیبلی دعوت کرده‌اند از طرف دیگر، و هیچ معنایی از این که تنبیه شوند و یا این که برنامه شامل آنها نشود، وجود ندارد.

برای این‌که وفاداری نام تجاری رشد کند، باید اول وفاداری کسب شود و مهم‌تر آن‌که این وفاداری باید دوطرفه باشد. همان گونه که دیوید اگیلوی اشکارا مشاهده کرده است: « هر نامی می‌تواند وارد میدان تجارت شود، اما فقط باهوش‌ها، متعهدها، و مقاوم‌ها می‌توانند نام تجاری خلق کنند ». 

 


آشنایی با چند روش آسان برای آغاز کسب و کار
ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: آغاز کسب و کار

اگر شما هم شبیه اکثر کارآفرین ها باشید احتمالاً ثروت عظیمی برای آغاز فعالیت ندارید بنابراین مجبور هستید با هر چه دارید یعنی سرمایه نسبتاً اندک کار را آغاز کنید. برای موفقیت در این راه جذب منابع مالی بیرونی و صرفه جویی معقول بهترین روش ها هستند.

در مقاله حاضر به هشت روش برای شروع موفق و کم هزینه کسب و کار اشاره می شود: 
۱- ارزان زندگی کنید. 
مطالعه خاطرات کارآفرین های موفق که تقریباً از صفر آغاز کردند نشان می دهد امکان صرفه جویی هم در هزینه های زندگی و هم شرکت کاملاً وجود دارد. خرید هوشمندانه، ثبت موارد هزینه های زندگی و کار، شناسایی اولویت ها برای هزینه کردن پول و برنامه‌ریزی هزینه از مهم ترین عوامل ارزان زندگی کردن هستند. اجازه ندهید تجهیزات یا اسباب لوکس و گران قیمت شما را وسوسه کند. مطمئن باشید پس از به سود رسیدن کسب و کار به تدریج توان خرید این اسباب و تجهیزات را پیدا خواهید کرد. 
۲- از روش های خلاق تامین مالی بهره ببرید. 
امکان یافتن سرمایه گذار یا گرفتن وام ها با بهره بالا وجود دارد اما هر چه کمتر از این نوع منابع مالی استفاده کنید، بهتر است. از سرمایه ای که خود جمع کرده اید یا کمک مالی اعضای خانواده یا دوستان استفاده کنید. در این حالت مجبور نیستید بهره بپردازید یا در مهلت مشخص پول را بازگردانید و نیز از جاه طلبی های شما کاسته خواهد شد. 
۳- کوچک آغاز کنید. 
هر چه اولین خط تولید شما بزرگ تر باشد پولی که برای راه اندازی آن باید هزینه کنید، بیشتر است. هرگز تصور نکنید در آغاز کار باید با گستردگی تولید خود بازار را متعجب کنید. در آغاز کار بر تعداد قابل مدیریت کالاها و خدمات تمرکز کنید. منظور تعداد کالاها و خدماتی است که شما با پولی که نقداًً در اختیار دارید، می توانید برای مدتی منطقی تولید کنید. آهسته بروید تا بتوانید همیشه به فعالیت خود ادامه دهید. 
۴- منابع مالی را صرف عناصر درآمدزا کنید. 
استفاده صحیح از منابع مالی محدود کلید راه انداختن کسب و کار با بودجه محدود است برای مثال صرف هزینه برای کارکنان با ارزش و سودآور و خرید تجهیزات حیاتی جزء این موارد هستند. 
۵- از روش های ارزان اما موثر بازاریابی استفاده کنید. 
ترتیبی دهید که دیگران برای شما تبلیغ کنند. کار را با دادن آگهی در نشریات و بولتن های محلی آغاز کنید. اولویت نخست تبلیغ در جایی است که مخاطبان اصلی شما حضور دارند. باید آن ابزارهای رسانه ای را که هواداران زیادی بین مخاطبان اصلی شما دارند، بیابید. بسیاری از کارشناسان معتقدند شرکت ها باید بخش بزرگی از سود خود را صرف تبلیغ کنند، این به معنای ولخرجی در تبلیغات یا تبلیغ در رسانه های کم طرفدار نیست. 
۶- هوشمندانه استخدام کنید. 
با توجه به ساختار فعالیت شرکت، اگر امکان دارد از نیروی کار نیمه وقت استفاده کنید. در این حالت نیروهای متخصص و ارزشمند مجبور نمی شوند تمام وقت خود را صرف حضور در محیط کار شما کنند. در بسیاری از موارد این اجبار آنها را از همکاری با شما بازمی دارد. همچنین به یاد داشته باشید که در آغاز کار در حوزه هایی که توانایی دارید برای انجام آنها از نیروی کار خارج شرکت استفاده نکنید. در حال حاضر بسیاری از شرکت ها در کشورهای توسعه یافته دارای کارکنانی هستند که در خانه مسوولیت های شغلی خود را انجام می دهند. این روند رو به افزایش است و باعث کاهش هزینه زیرساخت برای کسب و کارها می شود. 
۷- بهترین قراردادها را منعقد کنید. 
آنچه بسیاری از کارآفرین ها نمی دانند این است که درباره هر چیز می توان مذاکره کرد. از هزینه تجهیزات تکنولوژیک گرفته تا صورت‌حساب هایی که طراح سایت شما فرستاده است. صرفاً به این دلیل که روی صورت‌حساب نوشته شده قیمت مقطوع به این معنا نیست که نمی توان چانه زد و مذاکره کرد. بدترین حالتی که در پایان مذاکره ممکن است رخ دهد پاسخ منفی فروشنده است اما در بسیاری موارد مذاکره جواب می دهد. هرگز تصور نکنید چانه زدن ارزش اش را ندارد. رقم تخفیف چند خرید را جمع کنید،آنگاه متوجه خواهید شد با مذاکره چه میزان در هزینه ها صرفه جویی کرده اید به‌ویژه هنگامی که قصد دارید به طور نقد پول کالا را بدهید، در چانه زدن در موقعیت بسیار بهتری قرار دارید. 
۸- تجهیزات ارزان بخرید. 
از نرم افزار گرفته تا دستگاه فکس یا مرکز تلفن سانترال، بسیاری از تجهیزات فنی مورد نیاز کسب و کارهای جدید در بازار وجود دارد فقط باید برای یافتن آنها تلاش کنید. برای آنکه این ابزارها نقص نداشته باشند، هنگام خرید آنها را آزمایش کنید و از فروشنده ضمانت بخواهید. قیمت دستگاه های الکترونیک دست دوم گاه تا 50 درصد پایین تر از دستگاه های نو است. تصور نکنید فقط شرکت های کوچک از این روش برای خرید استفاده می کنند. همه شرکت ها با اندازه های مختلف طبق نیازی که دارند به خرید چنین دستگاه هایی می پردازند.

۵ استراتژی بازاریابی برای صاحبان تجارت های خُرد
ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: استراتژی بازاریابی ،کسب و کار های کوچک

بازاریابی یکی از بزرگترین چالش های هر شرکت بازرگانی به شمار می رود که می تواند بیشترین تاثیر را بر موفقیت و شکست آن شرکت داشته باشد.

اگر نتوانید هر هفته مشتریان جدیدی را به سمت تجارت خود بکشانید، خیلی زود از رده رقابت کنار زده خواهید شد. خوشبختانه، حتی بدون داشتن سابقه رسمی در بازرگانی یا بازاریابی، نکات ساده ای هستند که می توانید از همین امروز شروع کنید تا نتیجه بازاریابی شرکت خود را برگردانده و همه مشتریانی که شایسته اش هستید را به چنگ بیاورید.

● استراتژی ۱) روی بازاریابی پاسخ گرا متمرکز شوید.

هر تلاشی در زمینه بازاریابی که نتواند یک واکنش فوری از طرف مشتریان به همراه داشته باشد، به هیچ دردی نمی خورد، حتی اگر همه متخصصین بازاریابی بگویند که "آگاهی از بازار" کافی است.

من با این رویکرد هم عقیده نیستم. فقط زمانی با ادامه دادن به تلاشهای خود، می توانید به سود برسید که بازاریابی شما با تحقیقات و بررسی های جدید که در آخر منجر به تولید مشتری می شود، یک نتیجه محسوس و ثمربخش به دنبال داشته باشد.

می توانید بازاریابی خود را هزینه-مرکز در نظر بگیرید (بیشتر از مقداری که در فروش اول خود سود می برید برای هر مشتری جدید خرج می کنید)، مشروط براینکه این را هم بدانید که ارزش عمری مشتری شما بتواند در مدت زمان متوسط تا دراز مدت برای شما سوددهی کند.

استفاده از عبارات جنجالی در تبلیغات می تواند واکنش فوری در مشتری ها به همراه داشته باشد.

● استراتژی ۲) کلیه نتایج بازاریابی خود را پیگیری کنید.

وقتی یک مکانیسم پاسخ گرا به بازاریابی و تبلیغات شما متصل شد، قدم بعدی این خواهد بود که سیستم های بررسی و پیگیری کار بگذارید تا بدانید هر مشتری جدید از کجا آمده است.

این اطلاعات تجربی به شما این امکان را می دهد که بتوانید برای اعمال تلاشهای خود در بازاریابی بهتر تصمیمگیری کنید. و به این روش خواهید توانست که اصل قدیمی در بازاریابی را رعایت کنید: آنچه را نتیجه می دهد بیشتر و آنچه را نتیجه نمی دهد کمتر انجام دهید.

خطوط پاسخگویی ۲۴ ساعته، ایجاد وب سایت های اطلاع رسانی چند نمونه ساده از سیستم های پیگیری و شناسایی مشتریان هستند. البته ساده ترین راه این است که از هر مشتری، در همان زمان خرید، بپرسید که کجا با شرکت شما آشنا شدند.

● استراتژی ۳) بازاریابی غیرموثر را حذف یا تقویت کنید.

در تقویت و ارتقاء "برگشت سرمایه گذاری در بازاریابی" اصل " آنچه را نتیجه می دهد بیشتر و آنچه را نتیجه نمی دهد کمتر انجام دهید" کلید کار است.

بعضی از تکنیک هایی که الان با شکست مواجه شده اند را می توانید با تغییر مکانیسم واکنش و تغییر تمرکز عملیات برگردانید اما بقیه تکنیک هایی که خیلی وقت است که نتیجه نداده اند را باید به کلی دور بریزید.

اصل ۲۰/۸۰ که می گوید ۸۰ درصد نتیجه شما از ۲۰ درصد تلاشهایتان به وجود می آید را همیشه به خاطر داشته باشید. پس سعی کنید تلاشهایی که به آن ۲۰% که باید روی آن متمرکز باشید مربوط نیستند را تشخیص داده و کنار بگذارید.

● استراتژی ۴) یک برنامه و بودجه ماهانه برای بازاریابی اختصاص دهید.

آیا هر ماه یک برنامه و نقشه جدید برای بررسی نتایج خود، آزمایش و اجرای تغییر و خرج بودجه ای از پیش تعیین شده روی اقداماتی که منجر به به دست آوردن مشتری های جدید می شود، دارید؟

خیلی از کارفرماها یک برنامه مشخص و یکنواخت برای بازاریابی شرکت خود دارند و تصور می کنند که می دانند هر ماه باید چه بکنند. این یک بازاریابی فرصتطلبانه خواهد بود که در طولانی مدت هیچ ارزشی نخواهد داشت. بااینکه ممکن است بخواهید یک بودجه مشخص برای بازاریابی ذخیره داشته باشید تا در فرصتهای غیرمترقبه از آن استفاده کند، اما ممکن هم هست بخواهید که یک بودجه و برنامه اجرایی مشخص هم داشته باشید که بتوانید به راحتی روی اهداف بازاریابی خود در ماه، فصل و سال متمرکز شوید.

باید حداقل یک ساعت هر روی برای اجرای یک یا چند مورد از عناصر برنامه بازاریابی ماهانه خود زمان بگذارید. این می تواند از طریق بررسی نتایج، آزمایش تغییرات، یا تحقیق درمورد حملات تبلیغاتی جدید باشد.

● استراتژی ۵) آموزش های بازاریابی خود را ادامه دهید.

شاید مدرک تحصیلی شما مرتبط با تجارت یا بازاریابی نباشد. با این وجود، باید مطمئن شوید که سیلی از مشتریان جدید به سمت تجارت شما در جریان هستند. این یعنی باید از همه اخبار و اطلاعات جدید درمورد صنعت و حرفه خود (و حتی از صنایع و حرفه های غیرمرتبط با خود) مطلع باشید تا بتوانید راه های موثرتر و جدیدتری برای توسعه کارتان پیدا کنید.

اینترنت، رسانه های جدید و اقتصاد جهانی انقلابی در راه های ارتباطی ما با هم ایجاد کرده اند و همچنان با سرعتی افزاینده رو به رشد است.

اختصاص دادن یک بودجه مشخص سالانه برای ادامه تحصیلات خود در این زمینه به شما اطمینان می دهد که همیشه از دستاوردها و پیشرفت های جدید مطلع هستید و می توانید به سرعت ابزارها و تکنیک های جدید را به کار ببندید و در رشته خود همیشه پیشرو باشید.

شما بعنوان صاحب یک شرکت بازرگانی مسئول موفقیت کار خود، مشاغلی که برای دیگران تامین می کنید و مشتریانی که در بازار به آنها خدمت می کنید، هستید. کار اصلی شما این است که همواره مشتری های جدید و موثر به کارتان وارد کنید.

شک نکنید که با اجرای فقط یکی از این استراتژی ها با پیشرفت های جدیدی در کارتان مواجه خواهید شد. با استفاده از دو مورد یا بیشتر از این تکنیک ها حتی نتیجه بیشتری گرفته و قدرت شرکت خود را دوچندان خواهید کرد.

 


10 نکته برای انتخاب یک کسب و کار خانگی
ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: کسب و کار خانگی ،انتخاب کسب و کار

شما تصمیم گرفتید و می‌خواهید یک تجارت شخصی به هر دلیل شخصی داشته باشید شاید شما بخواهید از نظر مالی مستقل شوید و یا رئیس خودتان باشید و یا هر زمانی که خواستید کار کنید و یا هر زمانی که خواستید کار کنید و شاید و فقط شاید بخواهید در سن 35 سالگی به عنوان مولتی‌میلیاردر بازنشسته شوید.

اما آیا شما می‌دانید برای شروع یک فعالیت تجاری از کجا باید شروع کرد، انتخاب نوع درست فعالیت تجاری برای هر کارآفرین تازه کاری یک فرآیند سخت است. بسیاری از رویاهای شکل گرفته در آغاز یک فعالیت تجاری متأسفانه عمدتاً به صورت یخ‌زده باقی می‌مانند برای اینکه کارآفرین نمی‌داند چه چیزهایی را باید یاد بگیرد.

ایده‌های خوب به نظر می‌رسد فراوان باشد، روزنامه‌هایی که پر از داستان‌هایی است راجع به نوجوانانی که به مراحل بالایی از نظر مالی رسیدند تنها و به سادگی با درک درست مفهوم تجارت. متأسفانه نمونه فعالیت اقتصادی مشابه آنها نیز به طور کامل گیر شما نمی‌افتد در پایین 10 نکته برای انتخاب یک فعالیت خانگی برای شما عرضه شده است.

1-  در عوض انتخاب اولین فعالیتی که به ذهنتان می‌رسد وقت بیشتری را صرف کشف اختیارات معامله کنید. ایده‌ها و نظرات سایر فعالیت‌های تجاری را نیز مورد بررسی قرار دهید. کتاب‌هایی را مطالعه کنید که نظراتی برای شما در مورد فعالیت‌های تجاری خانگی و یا فعالیت‌های کوچک فراهم کند. همچنین مجله‌ها و مقاله‌های اقتصادی را در مورد چیزهای باب و مد روز و تقاضاهای داد و ستد در بازار بخوانید. برای رشد قابل ملاحظه در اینترنت باید اطلاعات شما تقریباً در تمام وجودتان رخنه کند.

2- کشف کردن این مطلب که کدام نوع فعالیت اقتصادی گیرایی و جذابیت بیشتری برای شما دارد. اهداف، علایق، خواسته‌ها و ظرفیت‌های خود را تعیین کنید شما می‌توانید شیفتگی و علایق خود را به سمتی مناسب سوق دهید حتی مثلاً با ساختن نوعی کوچک از کفش‌های مینیاتوری و یا مهارت و خبرگی خود را در طراحی گرافیکی به عنوان یک کارآفرین تازه‌کار، به کار ببندید. اغلب کارآفرینان موفق دارای احساسات پرشوری در مورد فعالیتی که انجام می‌دهند هستند شما نمی‌توانید درباره فعالیتی که دوست ندارید دارای شور و احساس باشید.

3-  فعالیت‌هایی را انتخاب کنید که به خوبی از تفکر سوددهی و منفعت بتواند شما را شخصاً راضی کند شما زمانی که در حالت هیجان از انجام یک کار سرگرمی مانند و یا هنری قرار گرفتید آن را بالقوه به عنوان یک فعالیت اقتصادی در نظر بگیرید آیا تا به حال فکر کردید تقاضایی برای آن وجود داشته باشد؟ آیا درآمدتان دوباره برمی‌گردد؟ چطور یک بازار داد و ستد اشباع می‌شود؟ آیا شما دارای سیاست‌های اقتصادی هستید؟ پس یک فعالیت اقتصادی را زمانی شروع کنید که فکر می‌کنید از لحاظ سوددهی دارای یک نیروی بالقوه محکم هستید.

4- شما به یک منشی جهت برآورد میزان موفقیت فعالیت‌تان نیز احتیاج پیدا خواهید کرد. همچنین موشکافی داد و ستد انجام شده و هدایت زمان تساوی دخل و خرج با برآورد هزینه‌های مالی اولیه و همچنین سود سهامی که عایدتان می‌شود از وظایف اولیه و نیاز شما محسوب می‌شود. یک منشی باتجربه و خبره را بیاورید چرا که این کار سخت است و ممکن است سر و صدای تولید شده آنچنان غرش‌کنان باشد که نتوانید چیز دیگری را بشنوید ولی مرحله مهمی پیش رویتان است تا بفهمید که آیا فعالیت‌تان می‌تواند تولید پول و سرمایه کند یا نه؟

5- طرحی را پیاده کنید که محدوده و فضای خانگی شما از نظر فضای اشغالی مناسب فعالیت شما باشد. به خاطر داشته باشید شما فعالیتی را در خانه آغاز کردید که هزینه‌های خودتان را سرشکن کنید. از هر گوشه و کنار اتاق برای انجام فعالیت‌تان استفاده کنید، اگر شما می‌خواهید یک فعالیت آشپزی و تهیه کیک داشته باشید نیاز به آشپزخانه بزرگ دارید و یا اگر می‌خواهید باشگاه بدنسازی داشته باشید شما به یک آپارتمان بی‌صدا نیاز دارید.

6- مطمئن شوید فعالیت‌تان دارای ضریب ایمنی بالایی باشد به‌ویژه اگر فرزند کوچک در خانه دارید این مورد بسیار ضروری و ویژه است. برای فعالیت‌هایی که شما با مواد شیمیایی و یا سایر موارد مضر سر و کار دارید، به عنوان مثال موادی را که برای تمیز کردن فرش و پارچه‌های مبلی استفاده می‌کنید حتماً در انباری پشت حیاط خانه‌تان دور از دسترس فرزندتان نگهداری کنید.

7-  نوع پوشش بیمه‌ای را که برای فعالیت تجارتی مورد نیاز است را با عامل شرکت بیمه بررسی کنید. این بسیار خوب است تا خطر سرمایه‌گذاری روی فعالیت‌تان و جلوگیری از آن را تعیین کنید. طبقه‌بندی بیمه‌های تحت پوشش شامل بیمه سرمایه، ضمانت، مسوولیت، سلامت، غرامت، کارگران و بیمه عمر است.

8-  از طبقه‌بندی و نوع قوانین و فرامین موجود حقوقی در محدوده خود مطمئن شوید.
با شهرداری و یا سازمان برنامه‌ریزی ملاقاتی داشته باشید و آگاه شوید که آیا آنها از انتخاب منطقه‌ای خاص جهت فعالیت‌تان جلوگیری نخواهند کرد. به دقت قوانین دولتی کار و نظرات و انواع فعالیت‌های تجاری که اجازه فعالیت در مناطق مختلف را دارند را یادداشت کنید.
هیچ‌گاه شما نمی‌خواهید بعد از آنکه خیلی هزینه صرف دکور و تجهیزات فعالیت خود کردید که از شهرداری بیایند و از شما درباره نوع فعالیتی که غیرقانونی است سؤالاتی بکنند.

9-  فعالیتی را انتخاب کنید که از نظر سازماندهی و شخصیت‌سازی کاملاً مطابق شئونات خانوادگی شما باشد. شما فعالیتی را باید انتخاب کنید که از نظر زمانبندی کاملاً مناسب خانواده‌تان باشد. اگر شما یک کودک تازه متولد شده در خانه دارید و همسرتان تمام وقتش را صرف نگهداری از آن می‌کند باید فعالیتی که به مراقبت کودک مربوط باشد انتخاب کنید.

10-  اعضای خانواده‌تان را نیز درگیر فعالیت‌تان کنید و یک محیط شاد را برای رسیدن موفقیت با یکدیگر ایجاد کنید. هر کار که در خانه انجام شود رویاهای الحاق اداره و خانه را به حقیقت می‌پیوندد. هر مقام و منصبی در خانه در تلاش برای رسیدن به سعادت با هم هماهنگی خواهند داشت. این همواره ساده نیست ولی شما می‌توانید خانواده‌تان را درگیر فعالیت‌تان کنید. در تابستان می‌توانید از کوچکترها در بسته‌بندی محصولات کمک بگیرید و یا پسران نوجوان بخواهید در طراحی وب‌سایت به شما کمک کنند اما مهمترین چیز برای شما لذت بردن اعضای خانواده از انجام کار باید باشد.


چند نکته درباره‌ی نحوه برخورد با مشتریان ناراضی
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: برخورد با مشتری ،مشتری ناراضی

علی حریری

حتماً بارها در هنگام کار با افرادی روبرو شده اید که به علت نامعلوم رفتاری توهین آمیز و ناسزاوار از خود بروز می دهند. شما را تهدید می کنند و می خواهند شما را بترسانند و تمام روز شما را خراب می کنند. در برخورد با چنین افرادی چه باید کرد؟

اگر این انسانها بتوانند باعث تحریک شما شوند و شما را عصبانی کنند، با برخورد نامناسب شما وضعیت سخت تر خواهد شد و این به ضرر خود شماست زیرا اگر متقابلاً با بی احترامی با او جر و بحث کنید نتیجه مطلوبی نخواهید گرفت

حقیقت این است که شما باید به امور مختلف رسیدگی کنید و وقت اضافی برای بحث و جدل با این گونه افراد را ندارید، اما برخورد با مشتریان ناراضی اجتناب ناپذیر است. پس باید سعی کنید تا به اوضاع مسلط شوید و مشکل را حل کنید

راهکارهای فراوانی برای این مسئله وجود دارد. در این مقاله به موردی می پردازیم که مشتری حالت عصبی دارد و عصبانیت خود را متوجه شما می کند. شناخت و درک آدمهای عصبی باعث می شود که به خود مسلط باشیم و هوشیارانه برخورد کنیم

موضوع شخصی در میان نیست
اولین چیزی که باید به خاطر داشته باشید این است که با وجود لحن تند و رفتار توهین آمیز آنها با شخص شما، منشا اصلی عصبانیت جای دیگری است. آنها از شما ناراحت نیستند بلکه از موسسه یا شرکتی که شما در آن کار می کنید ناراضی هستند. اما نمی توانند عصبانیت خود را به موسسه اعلام کنند و رو به شرکت داد و فریاد کنند، بنابراین شما هدف کلام آنها قرار می گیرید


آدم عصبانی چه می خواهد؟
حل شدن مشکل مشتری عصبانی نیمی از مسئله است. آنها بیشتر از این ناراضی هستند که هیچ کس در موسسه در پیش بردن هدفشان با آنها همکاری و همدردی نمی کند. بنابراین انجام سریع کار ممکن است عصبانیت آنها را بر طرف نکند، اما باید بدانید که با گوش دادن به حرف آنها و همدردی می توانید از عصبانیتشان جلوگیری کنید


چه باید کرد؟
کارهای بسیاری برای تسلط به شرایط می توان انجام داد تا یک مسئله کوچک به یک مشکل بزرگ تبدیل نشود. به ظاهر و حرکات مشتری هنگامی که به شما نزدیک می شود دقت کنید و همیشه آماده رفتار نامناسب بعضی از آنها باشید. بسیاری از افراد ناراضی در بدو ورود و قبل از شروع صحبت علائمی از عصبانیت را نشان می دهند: مشتهای گره شده، چهره برافروخته، بی قراری، حرکات سریع و غیرعادی

به این علائم دقت کنید تا ناگهان غافلگیر نشوید. اگر آمادگی داشته باشید، رفتار مناسب تری خواهید داشت

هنگام ورود یک مشتری ناراضی به محل کار شما به خود تلقین کنید که شما قادرید شرایط را کنترل کنید و باید به خود مسلط باشید زیرا عصبانیت شما فقط اوضاع را وخیم تر خواهد کرد

دومین کاری که در مواجهه با مشتریان ناراضی باید انجام داد این است که تا آنجا که می توانید خود را مستقل از موسسه یا شرکت و هم عقیده با او نشان دهید. مطلبی که در مورد عصبانیت مشتری از شرکت بیان شد را به خاطر دارید؟ اگر آنها شما را یکی از اعضای مدافع شرکت ببینند، بیشتر عصبانی خواهند شد. اما اگر حس کنند شما بنابر وظیفه انسانی می خواهید به آنها کمک کنید، آرام تر خواهند شد و منطقی رفتار خواهند کرد


چگونه مشتری را آرام کنیم؟

با لحن صمیمی حرف بزنید. با یک تن صدای ثابت صحبت نکنید زیرا نوع کلام شما نشانگر میزان اهمیت موضوع برای شما است

اگر ممکن است از نام کوچک فرد استفاده کنید و اگر لازم است خود را به طور کامل معرفی کنید

با مشتریان خوشامدگویی و احوالپرسی کنید. نه اینکه مانند یک ماشین به ورقه های روی میز خود نگاه کنید و با کلمات کوتاه از آنها بخواهید که موضوع را شرح دهند

به حرفهای آنها خوب گوش بدهید و با تکرار بعضی از عبارات و جملات به آنها بفهمانید که موضوع برای شما جالب و مهم است . به افراد اجازه دهید که مطلب را به طور کامل شرح دهند و تکمیل کنند

از جمله "این وظیفه من نیست" استفاده نکنید. این جمله باعث عصبی شدن افراد می شود. حتی اگر درخواست مشتری غیرمنطقی است با کلمات دیگری او را قانع کنید که شرایط برای همه یکسان است و راههای دیگری را به او پیشنهاد کنید

از گفتن جمله "مامورم و معذور" بپرهیزید. درست است که نمی توانید مقررات را زیر پا بگذارید پس سعی کنید این جملات را انتخاب کنید: "مقررات توسط شخص دیگری تبیین شده اند. شما می توانید با ایشان تماس بگیرید و اعتراض خود را اعلام کنید. آیا مایلید شماره تلفن را در اختیار شما قرار دهم؟


نتیجه
تمام راه حلهای فوق در همه موارد کارا نیستند. قانونهای کلی که در مورد آن صحبت شد عبارتند از: 1- دقت کردن به حالات مشتری در بدو ورود. 2- نمایاندن خود به عنوان یک انسان مستقل از موسسه و شرکت

مطالب زیادی در مورد کنترل شرایط نارضایتی مشتریان وجود دارد. در آینده در مورد این که چگونه بر اوضاع مسلط شویم و از نتایج منفی آن دور بمانیم بیشتر بحث خواهیم کرد

 


خطرپذیری و کسب درآمد؛ دو روی سکه در اقتصاد
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: کسب درآمد ،خطر پذیری

در شرایط کنونی بازارهای سرمایه که میزان سود فعالیت های اقتصادی و تجاری کاهش پیدا کرده و هر روز اخبار جدیدی مبنی بر احتمال بازگشت بی ثباتی و رکود به دنیای اقتصاد شنیده می شود، کسب درآمد و موفقیت های چشمگیر مالی به امری حساس و در عین حال دشوار مبدل شده است

 

به گزارش پول‌نیوز، اکثر سرمایه گذاران به دنبال خرید سهام شرکت ها و فعالیت در حوزه هایی هستند که بالاترین سود را برای آنها به همراه داشته باشد. اما باید توجه داشت که شروع سرمایه گذاری و کسب درآمد  نه تنها به تحقیقات گسترده، تحلیل جامع نوسانات بازار سرمایه، استفاده از مشاوران مالی باتجربه و شانس بستگی دارد بلکه برای ادامه فعالیت در دنیایی که در هر لحظه می تواند چالش های بزرگی را  پیش روی سرمایه گذار قرار دهد به شجاعت و قدرت خطر پذیری بالایی نیز احتیاج است 

بدون شک خطرپذیری و کسب درآمد دو روی یک سکه در فعالیت های اقتصادی و سرمایه گذاری محسوب می شوند. به هر میزان که سود بالقوه در حوزه ای که فعالیت خود را آغاز کرده اید بیشتر باشد، خطرات بالقوه بزرگتری نیز در این مسیر پیش روی شما قرار خواهد داشت

 

پس نکته ای که در مقوله سرمایه گذاری  باید مورد توجه قرار بگیرد این است که پول و یا سرمایه ای را که با زحمت فراوان تا به امروز کسب کرده اید، در کدام حوزه و یا بخش سرمایه گذاری نمایید

 

از سوی دیگر این مساله را باید مد نظر قرار دهید که آیا از آمادگی ذهنی و شجاعت لازم برای روبرو شدن با خطرات و یا شکست هایی که ممکن است در مسیر سرمایه گذاری با آنها روبرو شوید، برخوردار هستید یا خیر

 

مسلما رعایت دقیق این نکات و جنبه های دیگر سرمایه گذاری می تواند کسب درآمد و سود بالا را تا حدود زیادی تضمین کند


پس با توجه به آنچه که تا به اینجا به آن اشاره شد، دیدگاه و نگرش افراد نسبت به مقوله خطرپذیری در سرمایه گذاری از اهمیت بسیاری برخوردار است

 

به همین دلیل سرمایه گذاران پیش از هر اقدامی در صورت داشتن مشاور مالی باید در این زمینه با او مشورت نمایند

 

اما برخی از کارشناسان اقتصادی معتقد هستند که در کنار مشورت با مشاور مالی استفاده از لوازم و نرم افزارهائی که برای این کار طراحی شده اند نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است

 

به اعتقاد آنها وضعیت بازار و ایجاد حباب های مقطعی می تواند ذهن انسان را گمراه نماید

 

در صورت استفاده از این لوازم یا نرم افزارها می توان به صورت بی طرفانه و واقعی میزان خطرات موجود در روند سرمایه گذاری و نتایج حاصل از آن را تا حدودی پیش بینی کرد

 

در این میان یکی از گزینه هایی که بسیار مورد استفاده قرار می گیرد تست های روان شناسی است

 

پاسخ دقیق به این سوالات می تواند قدرت خطرپذیری سرمایه گذار را مشخص کرده و پس از آن با همکاری مشاوران مالی می توان راهبردی منسجم را در راستای کسب موفقیت و حداکثر درآمد ممکن برنامه ریزی کرد.


از سوی دیگر توانایی و یا ظرفیت تحمل شکست از عوامل دیگری است که در خطرپذیری یک سرمایه گذار نقش مهمی را ایفا می کند. بارها مشاهده شده است که برخی بعد از اولین و یا چند شکست مالی، بطور کامل خود را از دنیای اقتصاد و سرمایه گذاری خارج می کنند


البته در این مقوله می توان  میزان سن را هم باید مورد توجه قرار داد. معمولا سرمایه گذارانی که در سال های پایانی و انتهای کار سرمایه گذاری خود به سر می برند، حوزه ها و یا بازارهایی که از امنیت بیشتری برخوردار بوده و سودی تضمین شده در اختیار آنها قرار می دهند را انتخاب می کنند


بیل گیتس مرد نام آشنای مایکروسافت در این رابطه می گوید: مسیر سرمایه گذاری و فعالیت های اقتصادی هیچگاه مسیر همواری نبوده است، به رغم آنکه موفقیت‌های مقطعی غالبا وجود دارد اما نمی توان آن روی سکه را فراموش کرد زیرا در سمت دیگر دشوار یها و شکست ها، مردان موفق را دنبال می کنند

 


10دلیل ورشکستگی کسب و کارهای کوچک
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: ورشکستگی ،ورشکستگی شرکت های کوچک

مجله پیام فردا

 

شاهد ورشکستگی و پایان تجارت یک شرکت بودن، بسیار سخت است. ۱۰ دلیل اصلی ورشکستگی در کسب و کارهای کوچک به شرح زیر است

 
فقدان سرمایه کافی
پول می تواند علت اصلی تمام ورشکستگی ها در تجارت باشد. صاحبان کسب و کارهای کوچک باید تخمین بزنند که به چه مقدار پول نیاز دارند تا بتوانند کار خود را راه اندازی کنند. آن را خوب اداره کرده و سپس در سطح خوبی نگه دارند و به عنوان یک شرکت بازرگانی موفق خود را مطرح کنند
نورمن اسکاربورو استاد تجارت در کالج Presbyterian در کارولینای جنوبی می گوید
زمانی که سرمایه کافی ندارید و با فقدان سرمایه روبرو می شوید، این موضوع می تواند خود شروع یک حرکت مارپیچی نزولی باشد که شما نمی توانید از آن جلوگیری کنید

به جریان انداختن ضعیف نقدینگی
هنگامی که نقدینگی نتواند هزینه ها و دیگر مخارج را جبران کند، حتی مشاغلی که مراحل نخستین رشد خود را طی کرده اند، نیز سقوط می کنند
مراقب نرخ سوخته (rate burn) باشید. این اصطلاح را شرکتهای دات کام ابداع کرده اند برای آگاهی از اینکه چه مقدار از نقدینگی به هدر رفته یا به اصطلاح سوخت شده است، اسکاربورو می گوید : "نقدینگی تنها چیزی است که واقعا ارزش دارد"

  برنامه ریزی نامناسب و ناکافی
عدم برنامه ریزی صحیح در واقع، علت مشکلاتی از قبیل فقدان سرمایه کافی و جریان انداختن ضعیف نقدینگی است
باید یک برنامه کاری منسجم را با در نظر گرفتن تمام امور مالی، بازاریابی، رشد و دیگر موارد خاص در نظر بگیرید. می تواند بسیار زمان بر باشد، زیرا یک برنامه ریزی صحیح و مناسب هفته ها یا ماهها تلاش نیاز دارد. عقاید و نظرات شما زمانی کارساز خواهد بود که با برنامه ریزی صحیح جلو بروید. در غیر این صورت در آخر کار، سرمایه شما به هدر خواهد رفت.

در نظر نگرفتن رقابت
نظرات منحصر بفرد را بندرت می توان یافت. بسیار مهم است که بتوانید بهره برداری لازم را از کار خود بنمایید
اسکاربورو می گوید : "بسیاری از صاحبان تجارت، کسب و کار خود را مشابه و همانند دیگران انجام می دهند. اطمینان حاصل کنید که در کار شما چیزی منحصر بفرد و متفاوت از دیگر رقبا وجود دارد"

بازاریابی ضعیف
آیا مشتریان شما از فعالیتها و کیفیت کالای شما رضایت لازم را دارند ؟ ضروری است که استراتژی بازاریابی خود را توسعه دهید تا دریابید که چه کسانی و به چه علتی مشتریان شما هستند. اطمینان حاصل کنید که استراتژی بازاریابی شما، مشتریان بیشتری را به سوی شما جذب می کند و به این ترتیب، شما را از دیگر رقبا متمایز خواهد کرد

نداشتن انعطاف پذیری لازم
صاحبان کسب و کارهای کوچک می دانند که یک رقیب بزرگتر با میزان نقدینگی بالاتر و تعداد کارمندان بیشتر، می تواند رقیبی بسیار جدی برای آنها باشد. هرگز فراموش نکنید که انعطاف پذیر باشید. کالا، روند فعالیت و بازاریابی خود را به گونه ای تطبیق دهید که بتوانید با رقبای بزرگ رقابت کنید

نادیده گرفتن قدم بعدی
اجازه ندهید روند حرکت کاری شما کند و آهسته شود مطمئن شوید که شما و کارمندانتان بر روی حمایت و دادن خدمات به مشتری، تأکید لازم را می کنید

سعی در انجام دادن تمام امور بطور کامل و بی عیب و نقص
اکثر بازرگانان از ذکاوت لازم برای کار و تجارت برخوردارند. اما اداره کردن یک کسب و کار کوچک، پیچیدگیهای خاص خود را دارد. سعی نکنید که همه کارها را خودتان انجام دهید و بخواهید که تمام کارها کامل و بدون نقص انجام شود. اگر می خواهید دانش و آگاهی خود را در مورد کارتان افزایش دهید، کتابهای تخصصی در این زمینه را بخوانید و حتما با یک کتابدار خوب مشورت کنید
هنگام پیش آمدن مشکلات حقوقی، به جای تکیه بر دانش شخصی خود، سعی کنید از یک وکیل مجرب کمک بگیرید. توصیه می شود یک وکیل وارد به امور تجارت و بازرگانی برای امور حقوقی شرکت خود داشته باشید

رئیس در حد عالی، کارمندان در حد معمولی
نمونه هایی از ورشکستگی برخی از شرکتها حاکی از این است که چگونه یک کسب و کار موفق و منسجم که صاحب آن بسیار آگاه و علاقه مند به شغل خود است و معلومات وی در زمینه کاری اش در سطح عالی است، با داشتن کارکنانی بی تجربه و بی انگیزه می تواند سقوط کند و دچار ورشکستگی شود. اطمینان حاصل کنید که حتما کارکنان شما هم از دانش و مهارتهای لازم برخوردار هستند

 رشد کنترل نشده
یک تجارت کوچک که خیلی ساده و سریع رشد می کند، می تواند موجبات ورشکستگی خود را فراهم آورد
اگر تولید کالای شما همگام با تقاضای لازم در بازار نباشد، رشدی که شما به عنوان صاحب تجارت توقع دارید و از آن خشنود هستید، می تواند موجودیت تجارت و سرمایه شما را تهدید کند. سعی کنید به رشد مورد نظر و پیش بینی شده در برنامه های خود برسید. اطمینان حاصل کنید که هرگز کنترل رشد تجارت و کسب و کارتان از دستتان خارج نشود

 


روش های جمع آوری اطلاعات مشتریان
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: جمع آوری اطلاعات ،اطلاعات مشتریان

ژان بقوسیان - برگرفته از کتاب شکستن مرزهای فروش

 

چگونه می توان اطلاعات تماس مشتریان را جمع آوری کرد؟

بهترین راه برای جمع آوری اطلاعات مشتریان، ارائه محصولی رایگان در ازای تکمیل فرم اطلاعات مشتری است. بسیاری از وب سایتها از این روش برای بازاریابی و کسب درآمد برای استفاده می کنند. یکی از روشها آن است که یک کتاب الکترونیکی درست کنید و در آن راههای استفاده بهتر از محصولتان را توضیح دهید و از مشتریان بخواهید آدرس ایمیل خود را بدهند تا کتاب از طریق ایمیل برایشان ، ارسال شود

برای ساخت کتاب الکترونیکی لازم نیست نویسنده ای حرفه ای باشید. کتاب الکترونیکی می تواند گزارشی چند صفحه ای باشد. ما در سایت مدیر سبز، کتاب الکترونیکی با نام "101 عنوان برای ساخت تبلیغات پرفروش" با قیمت 1000 تومان عرضه می کنیم و کسانی که در سایت عضو شوند، 1000 تومان اعتبار رایگان هدیه می گیرند. پس بازدیدکنندگان دلیلی برای ثبت نام و ثبت ایمیل و مشخصات خود دارند، زیرا بلافاصله پس از ثبت نام، می توانند کتاب را خریداری کرده و آنرا دانلود کنند. با این روش، هزاران نفر در ماه، عضو سایت می شوند و مشخصات آنها در سیستم ثبت می شود

شما هم می توانید از همین روش استفاده کنید.  کافی است متنی تهیه کرده و آنرا در نرم افزار ورد تایپ کنید. سپس آنرا بصورت pdf ذخیره کنید. این امکان در آفیس 2007 وجود دارد. روش حرفه ای تر برای ساخت کتاب الکترونیکی استفاده از نرم افزار InDesign است. کار با آن ساده است و قدرت فوق العاده ای را در اختیار طراح قرار می دهد. این نرم افزار شامل دهها طرح آماده است و به کمک آن می توانید کتابی با طراحی حرفه ای در اختیار داشته باشید. برای تهیه محتویات از دیگران کمک بگیرید، مثلا در روزنامه آگهی چاپ کرده و از دانشجویی فعال بخواهید، چنین متنی را در ازای دریافت دستمزدی مناسب، تهیه کند

ارائه اطلاعات با ارزش، بصورت الکترونیکی یا چاپی نه تنها شما را در زمینه کاری خود، بعنوان یک متخصص معرفی می کند، بلکه مشتریان را با شما، در تماس نگه می دارد. من بسیاری از مشتریانم را با همین روش بدست آورده ام

حتی اگر زمان و توانایی تایپ کردن گزارش چند صفحه ای را ندارید، می توانید یک فایل صوتی چند دقیقه ای درست کرده و آنرا برای مشتریان ایمیل کنید. برای اینکار کافی است یک مجموعه هدفون و میکروفن تهیه کنید و آنرا به کامپیوتر متصل کرده و صحبتهایتان را ذخیره کنید. سپس فایل ذخیره شده را به فرمت MP3 تبدیل کنید تا حجم کمتری اشغال کند و ارسال آن از طریق ایمیل امکان پذیر باشد. اگر امکان صرف هزینه بیشتری را دارید ، فایل صوتی را روی سی دی ذخیره کرده و برای مشتریان ارسال کنید. برای ویرایش صوت و اضافه کردن موسیقی متن می توانید از نرم افزار  Adobe Audition استفاده کنید. این نرم افزار یکی از قویترین ها در زمینه ویرایش فایل های صوتی است

امروزه تولید اطلاعات روی سی دی یا دی.وی.دی بسیار ارزان تمام می شود. یک سی دی خام مرغوب با چاپ دیجیتال چهار رنگ قیمتی کمتر از 200 تومان دارد. پس با صرف کمتر از 20000 تومان، 100 سی دی با چاپ اختصاصی شرکت، در اختیار شما قرار می گیرد. اگر تیراژ را به 1000 عدد افزایش دهید، قیمت سی دی با چاپ چهاررنگ، بسیار کمتر خواهد شد. برای یافتن شرکتهایی که این خدمات را ارائه می دهند کافی است در آگهی روزنامه ها، ستون چاپ و خدمات سی دی را مشاهده کنید

اگر کارتان طوری است که غالبا از سی دی استفاده می کنید ، مثلا شرکت تبلیغاتی دارید و برای مشتریان کار طراحی انجام می دهید، حتما از سی دی هایی با چاپ اختصاصی خودتان استفاده کنید و روی آن نام شرکت ، فعالیت هایی که انجام می دهید و اطلاعات تماس را ذکر کنید. اطلاعات تماس می تواند شماره تلفن ، آدرس ایمیل و همچنین آدرس وب سایت باشد

قبل از تهیه اطلاعات رایگان بصورت کتاب الکترونیکی یا فایل صوتی، برای مشتری به این نکات توجه کنید

بزرگترین مشکل مشتریان چیست؟
چگونه می توان به مشتریان کمک کرد تا از محصولات بخوبی استفاده کنند؟
در کجا می توانید اطلاعاتی ارزان و با کیفیت بیابید تا به مشتریان بدهید؟


به مشتریان بگویید که در ازای دادن اطلاعات تماس ، این اطلاعات را برایشان ارسال می کنید
روش دیگر برای جمع آوری اطلاعات تماس مشتریان، استفاده از مسابقات و یا قرعه کشی است. این روش مخصوصا برای دارندگان فروشگاه می تواند مفید باشید، زیرا دارندگان فروشگاه باید دلیلی قانع کننده ارائه دهند تا مشتری حاضر به دادن اطلاعات تماس خود باشد. هر هفته قرعه کشی را ترتیب داده و چند نفر را بعنوان برنده تعیین کرده و جوایز را ارسال کنید. سپس برای تمامی آنهایی که برنده نشده اند، پیامی بفرستید و به آنها بگوئید که متاسفیم که شما برنده نشده اید ولی می توانید تا 3 روز، از تخفیف ویژه 20 درصدی ما استفاده کنید

 

اگر در مرکز پخش کار می کنید و مشتریان شما، خود، فروشنده هستند. می توانید هر ماه فایلی صوتی تهیه کرده و روشهایی را برای فروش بیشتر محصولتان به آنها پیشنهاد دهید و جزئیات محصول را برایشان توضیح دهید. این کار فروش شما را به مقدار قابل توجهی افزایش خواهد داد

 


روش‌های کم‌هزینه برای بازاریابی و تبلیغات
ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: بازاریابی کم هزینه ،بازاریابی ،تبلیغات

 1- کسب و کار خود را در محیط کار تبلیغ کنید
بر دیوار بیرونی شرکت، نام و زمینه کار شرکت را بنویسید. با رستوران بزرگی در تهران کار می‌کردم. این رستوران در نمای بیرونی هیچ تابلوی قابل توجهی نداشت. بسیاری از افرادی که از آنجا عبور می‌کردند نمی‌دانستند که در آنجا رستورانی وجود دارد. این رستوران هنگامی که تابلوی بزرگی از نمای داخلی رستوران را بر دیوار بیرونی نصب کرد، تعداد مراجعین به رستوران بیشتر شدند. 

هر گونه نوشته یا علامتی از کسب و کار شما در محیط های عمومی محل کار، تبلیغی شبانه روزی خواهد بود و می‌تواند دیگران را با کسب و کار شما آشنا سازد، حتی زمانی که تعطیل هستید. اگر امکان نصب تابلو یا نوشته‌ای بزرگ را ندارید، می توانید بر زنگ درب ورودی علاوه بر نام شرکت، زمینه کاری خود را هم بنویسید. البته برای نصب تابلوهای بزرگ شاید نیاز به دریافت مجوز باشد. از رنگها و طراحی مناسب و حرفه‌ای استفاده کنید. حتی می‌توانید روزها و ساعات فعالیت شرکت را بنویسید.

موضوع بعدی آن است که از محل کسب و کار خود برای بازاریابی استفاده کنید. اگر مشتریان به محل شما مراجعه می‌کنند و باید مدتی در محل شما بمانند، از این فرصت فوق‌العاده استفاده کنید. به‌جای اینکه دیوارهای شرکت خود را با تابلوهای تزئینی پر کنید، مطالبی نصب کنید که محصولات و خدمات شما را تبلغ می‌کند. مثلا بسیاری از کسانی که برای بیمه کردن اتومبیل خود به شرکت بیمه مراجعه می‌کنند، اطلاعات کافی درباره بیمه‌های دیگر مثلا بیمه عمر و سرمایه‌گذاری ندارند. یک نماینده بیمه می‌تواند دقیقا روبروی محلی که مشتری می‌نشیند، مطلبی درباره بیمه عمر و مزایای آن نصب کند.

 

2- تبدیل فاکتور به ابزاری برای فروش بیشتر
بسیاری از شرکتها روزانه فاکتورهایی را صادر می‌کنند که به جاهای مختلف ارسال می‌شود. فاکتورها معمولا بارها دست به دست می شوند تا به دست پرداخت‌کننده آن می‌رسند. اخیرا تبلیغ یکی از شرکت‌های معروفی که دوره های مدیریتی برگزار می‌کند را در وب‌سایتم گذاشتم. سپس فاکتور را فرستادم، این فاکتور باید توسط چندین نفر تایید می‌شد که شامل فرد سفارش‌دهنده آگهی که یکی از مدرسان بود، مسئول حسابداری و سپس فردی که چک‌ها را صادر می‌کرد بودند. این موضوع فرصت خوبی را فراهم می‌کند تا به چندین نفر معرفی شوید. البته شاید این افراد با کسب و کار شما آشنا باشند ولی به تمامی توانایی‌ها و امکاناتی که ارائه می‌کنید واقف نباشند. مثلا ما برای محصولات آموزشی، مشتریان زیادی داریم و اخیرا کارگاه‌های آموزشی حضوری برگزار می‌کنیم، ولی بسیاری از مشتریان این موضوع را نمی‌دانند. پس با فاکتور حتی می‌توانید خدمات و محصولات جدید را معرفی کنید. حتی می‌توانید اخبار کسب و کار خود را در فاکتور منعکس کنید. مثلا اگر قیمت‌ها تغییری کرده است یا گاهی فروش فوق‌العاده برگزار می‌کنید این موارد را در فاکتور منعکس کنید.

وقتی مشتری محصولی را می‌خرد، احتمالا محصولات وابسته‌ای وجود دارند که می‌توان در فاکتور معرفی کرد. مثلا فرض کنید فردی از شما جوهر پرینتر می‌خرد. چنین فردی احتمالا به کاغذهای مختلف، لوازم یدکی پرینتر و خدمات تعمیر پرینتر علاقه‌مند است. محصولات وابسته به محصول خریداری شده را در فاکتور معرفی کنید. نرم‌افزارهای پیشرفته حسابداری این امکان را دارند که محصولات موردنظر را با توجه به خرید مشتری در زیر فاکتور اضافه کنند.

ابتکاری که یکی از شرکتهای کامپیوتری انجام داد این بود که با هر فاکتور، یکی از اعضای شرکت را معرفی می‌کرد و حتی عکس او را در پایین فاکتور چاپ می‌کرد. این کار در مشتری احساس خوبی را ایجاد می‌کند و در مراجعات بعدی مشتری احساس نزدیکی بیشتری با کارکنان می‌کند.

حتی می‌توانید کاری کنید که دریافت فاکتور برای مشتری به تجربه‌ای لذت‌بخش تبدیل شود. مثلا همراه فاکتور مطالب خواندنی و آموزشی کوتاهی بفرستید تا مشتری از آنها استفاده کند.

اگر امکانات بیشتری در اختیار دارید از فاکتورهای رنگی استفاده کنید تا تاثیر بهتری از شما به‌جای بگذارد. بسیاری از خریداران هیچگاه به محل کارمان مراجعه نمی‌کنند و تنها چیزهایی که از کسب و کارمان می‌بینند محصولات و فاکتورها هستند.

3- سیستم انتظار تلفنی را به درآمد تبدیل کنید
مشتریان از منتظر ماندن متنفرند. اگر از سیستمهای پاسخگوی تلفنی استفاده می‌کنید و مشتریان باید لحظاتی منتظر بمانند تا بتوانند با شخص موردنظر صحبت کنند، از این فرصت استفاده کنید. در لحظات انتظار به‌جای پخش صرفا یک موسیقی دلنشین، به معرفی محصولات و خدمات شرکت بپردازید. اگر کسب و کار خود را به‌تازگی آغاز کرده‌اید با اینکار می‌توانید ذهنیت خوبی را در مشتری ایجاد کنید و مشتری احساس خواهد کرد که با شرکت بزرگی تماس گرفته است.

در زمان‌هایی که شرکت تعطیل است به‌جای آنکه بگویید لطفا پیام خود را بگذارید می‌توانید به معرفی شرکت و محصولات پرداخته سپس از مشتری بخواهید پیام بگذارد.

در تهیه پیام مناسب همواره به‌یاد داشته باشید که مشتریان بسیار پر‌مشغله هستند. از گفتن مقدمه و یا مطالبی که مشتری از آن آگاه است بپرهیزید و مستقیما به خدمات و محصولات بپردازید. پیام را تا حد ممکن کوتاه و قابل‌فهم نگه دارید. از جملات شعارگونه بپرهیزید.‌ مشتریان هیچگاه فرصت ندارند تا مثلا 10 دقیقه به توضیحات ضبط‌شده شما گوش کنند. برای دلنشین‌تر شدن پیام می‌توانید آنرا با موسیقی ملایمی همراه سازید.

اگر توانایی تهیه دستگاه‌های گران‌قیمت پاسخگوی تلفنی را ندارید می‌توانید از نرم‌افزارهایی که برای اینکار تهیه شده‌اند استفاده کنید. کافی است کامپیوتر شما به مودم مجهز باشد تا آنرا تبدیل به سیستم پاسخگوی خودکار تلفنی کنید. یکی از بهترین نرم‌افزارها در این زمینه IVM Answering Attendant است که در سی‌دی‌های بازار موجود است.

4 - از لباس‌های رسمی استفاده کنید
بسیار جالب است که مردم به افرادی که یونیفرم پوشیده‌اند احترام بیشتری می‌گذارند زیرا احساس می‌کنند که آنها افراد تصمیم‌گیرنده و مهمی هستند. تصور کنید که می‌خواهید با هواپیما مسافرت کنید. اگر ببینید خلبان یک تیشرت معمولی پوشیده است چه احساسی به شما دست می‌دهد؟ آیا اطمینان مسافران کمتر نخواهد شد؟

اگر شما و کارکنان با لباس مناسب در محل کار ظاهر نشوند شاید باعث تاثیر نامناسب بر دیگران شود. البته تهیه یونیفرم معمولا پر‌هزینه است، ولی می‌توان آنرا  بخشی از بودجه بازاریابی در نظر گرفت. البته اگر نمی‌توانید یونیفرم تهیه کنید، حداقل می‌توانید نوع خاصی از لباس با رنگی مشخص بپوشید. مثلا تمامی کارکنان پیراهن سفید با شلوار مشکی بپوشند. حتی کسب و کارهای بسیار کوچک می‌توانند از این روش استفاده کنند. مشتریان وقتی شما و کارکنان را ببینند که با لباس‌هایی مناسب و یکدست در محل کار ظاهر می‌شوند، احساس آرامش و امنیت خواهند کرد.

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که به فروشگاهی مراجعه می‌کنید و ظاهر و لباس عجیب و غریب فروشنده باعث می‌شود که احساس راحتی نکنید و حتی از خرید منصرف شوید.

 5 - از بسته‌بندی محصولات و خدمات بهترین استفاده را ببرید
بسیاری از کسب و کارها محصولات خود را در جعبه یا بسته‌بندی خاصی ارائه می‌کنند. بسته‌بندی شاید یک کیسه معمولی باشد و یا حتی جعبه چوبی گرانقیمت خاص.  بسته‌بندی این امکان بی‌نظیر را فراهم می‌کند تا کارتان را به دیگران معرفی کنید. وقتی مشتری محصولی را می‌خرد معمولا آنرا به دیگران نیز نشان می‌دهد. اگر از جعبه یا بسته‌بندی خاصی استفاده می‌کنید چرا آنرا به‌عنوان فرصتی برای فروش بیشتر در نظر نگیرید؟ حتی اگر از کیسه پلاستیکی استفاده می‌کنید می‌توانید روی آن نام و لوگوی کسب و کار و ساعات کاری و شماره تلفن و حتی محصولات و خدمات را بر آن چاپ کنید.

ایده پرسود دیگر گذاشتن کاغذ معرفی محصولات دیگر در بسته‌بندی تمامی محصولات است. اگر فردی از شما خرید کرد به احتمال زیاد مجددا خرید خواهد کرد و حتی شاید شما را به دوستان خود توصیه کند.

کتاب‌فروشی‌ها می‌توانند به‌خوبی از این روش استفاده کرده و با هر کتاب، فهرستی از کتاب‌های پرفروش ماه و کتاب‌های حراجی را ضمیمه کنند.

فروشگاهی بزرگ در ژاپن بر کیسه‌های خود نقشه کاملی از شهر توکیو را چاپ کرده است و روی نقشه، محل فروشگاه خود را مشخص کرده است و به این طریق به تبلیغ کسب و کار خود می‌پردازد.

 


استفاده از روابط عمومی برای افزایش فروش
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: روایط عمومی ،افزایش فروش ،فروش

ژان بقوسیان

 

چگونه پل هارتونیان در 6 ماه در تمامی آمریکا مشهور شد؟

 

چگونه پل هارتونیان معروف شد؟
در سال 1983 در تلویزیون اعلام شد که پل بروکلین بازسازی خواهد شد. فردی بنام پل هارتونیان بلافاصله به آنجا رفت و با تیم بازسازی صحبت کرد. آنها می‌خواستند تمام چوب‌های پل قدیمی را دور بریزند. او به کارکنان پیشنهاد کرد تمامی قطعات پل قدیمی را با قیمت 500 دلار خواهد خرید. آنها بلافاصله موافقت کردند

او آنرا خرید و کارش را آغاز کرد. تمام چوب‌ها را به نجاری دوستش برد و به قطعات کوچک مساوی تقسیم کرد. سپس مطلب مطبوعاتی تنظیم کرد که عنوانش این بود

مردی از نیوجرسی پل بروکلین را با قیمت 14.95 دلار می‌فروشد!

او تاریخچه‌ای از پل را ضمیمه کرد و با اطلاعات جانبی دیگر تایپ کرد و چندصد نسخه از آن نامه را برای مجلات و مطبوعات مختلف ارسال کرد. او برای اینکار کمتر از 100 دلار خرج کرد. روز بعد هیچ اتفاقی نیافتاد، ولی دو روز بعد تماس‌های تلفنی شروع شد. گزارشگران و خبرنگاران مختلف برای گرفتن وقت مصاحبه تماس می‌گرفتند. هر روز گزارش‌های تهیه می‌شد و چاپ می‌شد و باعث می‌شد گزارشگران بیشتری به خانه آقای هارتونیان سرازیر شوند

سپس اتفاق غیرمنتظره‌ای افتاد. از شبکه CNN تماس گرفتند و با دوربین‌ها و دستگاه‌های دیگر برای تهیه گزارش به آنجا آمدند. این گزارش کوتاه CNN چندین بار در تلویزیون پخش شد

دو ماه بعدف جانی کارسون مجری معروف تلویزیونی تماس گرفت و از آقای هارتونیان دعوت کرد در برنامه تلویزیونی‌اش شرکت کند

آقای هارتونیان در عرض 6 ماه به یکی از معروف‌ترین چهره‌های آمریکا تبدیل شد
این داستان واقعی فدرت روایط عمومی و برتری آنرا نسبت به تبلیغات نشان می‌دهد

روابط عمومی چیست؟
تعریف بسیار ساده روابط عمومی این است: استفاده از رسانه‌ها برای کسب معروفیت و محبوبیت بیشتر

مزایای روابط‌ عمومی نسبت به تبلیغات
برای چاپ‌شدن یا نمایش پیام تبلیغاتی باید مبلغ قابل‌توجهی بپردازید. ولی اگر از روابط عمومی استفاده کنید، نیاز به پرداخت هیچ پولی نیست و نویسنده یا گزارشگر بدون دریافت مبلغ درباره شما، کسب و کارتان و محصولاتتان مطلب می‌نویسد. درواقع او خودش به‌دنبال اطلاعاتی بوده و با کسب و کار شما آشنا شده است

تاثیر روابط عمومی بسیار بیشتر از تبلیغات است. زمان اثرگذاری و ماندگاری روابط عمومی بسیار بیشتر از تبلیغات است و می‌تواند تا مدت‌ها بر میزان فروش شما تاثیر بگذارد

مطالبی که توسط روابط عمومی منتشر می‌شود معمولا به اطلاع افراد بیشتری می‌رسد. حتی شاید مجله یا شبکه‌ای تلویزیونی آن مطلب را مجددا منتشر کند که باعث معروفیت بیشتر می‌شود

 


شش سوال کلیدی در برنامه‌ریزی استراتژیک
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: برنامه ریزی ،برنامه ریزی استراتژیک ،استراتژیک

برگرفته از کتاب جدید برایان تریسی: ساخت کسب و کار فوق‌العاده!


برایان تریسی - ترجمه ژان بقوسیان

 

هرگاه مجبور شدید مسیر سازمان خود را مشخص کرده و یا آن‌را باز‌تعریف کنید، باید با دقت به شش سوال متوالی پاسخ دهید. مطمئنا اصطلاح «کیفیت ورودی بر کیفیت خروجی اثر می‌گذارد» را شنیده‌اید. کیفیت تفکر و تصمیمات شما تنها به کیفیت اطلاعاتی بستگی دارد که کار خود را با آن آغاز می‌کنید.

اکنون در چه جایگاهی هستید؟ شرایط فعلی شما چیست؟ اگر کسب‌و‌کار شما دچار مشکل شده بود و مشاوری را از بیرون شرکت استخدام می‌کردید تا به شما کمک کند، اولین کاری که انجام می‌داد، این بود که سطح فروش شما در حوزه هر محصول/خدمت، سود مربوط به هریک از محصولات و خدمات، روندهای هر حوزه، مقدار پولی که در‌ اختیار دارید و در آینده نزدیک در اختیار خواهید داشت و جایگاه شما نسبت به رقیبان را مشخص می‌کرد. این موارد اطلاعاتی هستند که باید برای خود جمع‌آوری کنید

چگونه به جایگاه کنونی خود رسیده‌اید؟ مشاور مدیریتی خودتان باشید و ببینید چه عوامل و تصمیماتی منجر به شرایط فعلی شما شده‌اند؟ همانطور که جیم کالینز می‌گوید: آمادگی رو‌به‌رو شدن با «حقیقت تلخ» را داشته باشید و ببینید چگونه به جایگاه امروز خود رسیده‌اید. مخصوصا وقتی با مشکلات فروش و سود‌دهی روبرو هستید، از بی‌مسئولیتی و مبالغه‌کردن خودداری کنید

 


جک ولش اصرار داشت مدیرانش از روش «اصل واقعیت» استفاده کنند که آن‌را این‌گونه توضیح می‌دهد: "اشتیاق برای رویارویی با دنیا آن‌چنان که هست، نه آن‌چنان که آرزو می‌کنید باشد"

 
نمی‌توانید مشکلی را حل کنید یا شرایط سختی را پشت‌سر بگذارید، مگر اینکه شجاعت رویارویی با حقایق کنونی از هر نوعی را داشته باشید. تمام فعالیت‌های کسب‌و‌کار خود را دوباره ارزیابی کنید. آیا همه کارهایی که انجام می‌دهید برای جذب و حفظ مشتریان الزامی ‌است؟ چگونه از طریق همکاری با سایر شرکت‌ها برای انجام کارها و تقسیم مخارج کلی می‌توانید صرفه‌جویی کنید؟ آیا می‌توانید انبار یا کارخانه تولیدی خود را با شرکت دیگری سهیم شوید؟ آیا می‌توانید بخش حسابداری مشترک داشته باشید؟ بدون این‌که به کیفیت خدمات ارائه‌شده به مشتریان آسیبی وارد شود، کدام‌یک از فعالیت‌ها را می‌توان برون‌سپاری کرد؟

به چه جایگاهی می‌خواهید برسید؟ می‌خواهید چه کاری انجام دهید؟ خروجی مطلوب و ایده‌آل برای کسب‌و‌کارتان را به‌وضوح تشریح کنید. پنج سال بعد را مجسم کرده و تصور کنید کسب‌و‌کار شما بی‌نقص و عالی است. هرچه درباره جایگاه دقیق آینده خود، وضوح و شفافیت بیشتری داشته باشید، طراحی برنامه کسب‌و‌کار فوق‌العاده یا برنامه کار، بسیار ساده‌تر خواهد بود و شما را قادر می‌سازد از جایی که امروز هستید به جایی که می‌خواهید در آینده باشید، برسید. اهداف آینده و خروجی‌های مطلوب خود را به‌دقت مشخص کنید. برای مثال

میزان فروش محصولات شما در پنج سال آینده چه‌قدر خواهد بود؟
 درآمد شما چه‌قدر خواهد بود (ناخالص و خالص) و در‌ مقایسه با درآمد رقبایتان چگونه است؟
 چند نفر در کسب‌و‌کار شما مشغول به کار خواهند بود؟
 انتظار دارید مشتریان شما چه کسانی باشند و کجا زندگی کنند؟

چگونه می‌توانید از جایگاه امروز خود به جایگاه مطلوب در آینده، برسید؟ گام‌های لازم برای ایجاد کسب‌و‌کار ایده‌آل در آینده کدامند؟ فهرستی از آن‌ها تهیه کنید. هر کاری که فکر می‌کنید برای دست‌یابی به اهدافتان در آینده لازم است را یاداشت کنید. وقتی به فعالیت‌ها، وظایف یا گام‌های جدید فکر می‌کنید، آن‌ها را هم به فهرست خود اضافه کنید. این اطلاعات در آینده به دستورالعمل یا فرمول شما برای دست‌یابی به اهداف کسب‌و‌کارتان تبدیل می‌شوند

باید بر چه موانعی غلبه کنید؟ چه مشکلاتی را باید حل کنید؟ بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مشکل و مانعی که سر راه شما برای رسیدن به آینده‌ای مطلوب وجود دارد، چیست؟ اگر تاکنون شرکتی با رشد سریع و پر‌سود نبوده‌اید، دلیل آن چیست؟ چه‌چیزی مانع پیشرفت شما است؟ عوامل اصلی محدود‌کننده رشد شما کدامند؟ گاهی تشخیص فقط یک مانع اصلی و غلبه بر آن، می‌تواند سوددهی شرکت شما را به‌شدت افزایش دهد

برای دستیابی به اهداف استراتژیک خود به چه دانش، مهارت‌ها و منابع دیگری نیاز دارید؟ برای پیشبرد کار خود در سال‌های آینده به چه قابلیت‌ها و توانایی‌های جانبی دیگری نیاز دارید؟ هر کسب‌و‌کاری حول مجموعه‌ای از قابلیت‌های محوری شکل گرفته و رشد می‌کند، اما تقریبا همیشه قابلیت‌های جانبی دیگری نیز وجود دارند که لازم است آن‌ها را در طول زمان کسب کرده یا ارتقا دهید. اگر هم‌اکنون شرکت شما رهبر بازار است، در چه حوزه‌های جدید دیگری می‌توان به برتری رسید؟ و مهم‌تر از همه، از خود بپرسید از امروز با انجام چه کاری می‌توانید به آن قابلیت‌های اصلی دست یافته و کسب‌و‌کار آینده خود را بسازید


عوامل موثر در آغاز یک فعالیت تجاری موفق
ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: تجارت موفق ،شروع تجارت

در حال حاضر و با توجه به بروز تحولات و حوادث مختلفی از قبیل جنگ و بلایای طبیعی در سراسر جهان، پیش بینی شرایط حاکم بر بازارهای سرمایه و تجارت به امری دشوار مبدل شده است.

 

 از این رو تجار و فعالان اقتصادی سعی می کنند تا در این بازارهای بی ثبات به هر ترتیب و از طرق مختلف تا حدودی درآمد خود را  افزایش دهند.

 

اما در این میان استفاده از هر فرصت سرمایه گذاری و یا آغاز تجارتی جدید می تواند خطرات بالقوه ای را نیز برای آنها به همراه داشته باشد. این مساله نه تنها سودی را نصیب آنها نمی کند بلکه این امکان وجود دارد که اصل سرمایه خود را نیز بطور کامل از دست بدهند.

 

در نتیجه اگر قصد دارید تا فعالیت تجاری جدیدی را آغاز نمایید، در ادامه این مطلب با ما همراه بوده و نکات مهم ذکر شده را در اولویت کاری خود قرار دهید.

انتخاب ایده تجاری مناسب و بررسی تمامی جوانب آن

پس از انتخاب حوزه تجاری که قصد فعالیت در آن را دارید باید در نظر داشته باشید که دورنما و نتیجه کار شما در آینده چه خواهد بود. پس از آن بر ابعاد مختلف فعالیت تجاری مذکور تمرکز کرده و بهترین شرایط را برای اجرایی ساختن آن فراهم آورید. اما این مساله را نیز نباید فراموش کرد که همه چیز در کسب درآمد و پول خلاصه نمی شود و میزان انرژی و زمان کاری افراد نیز با محدودیت روبرو است. در نتیجه برنامه ریزی مدون و پیروی از جریان کاری مشخص می تواند بسیار سودمند بوده و افزایش کارایی را به همراه داشته باشد.

تامین منابع مالی لازم

یکی دیگر از نکات مهم که پیش از آغاز فعالیت تجاری باید به آن توجه شود میزان منابع مالی لازم برای انجام این  کار است. کمبود سرمایه یکی از مشکلات جدی است که هر سرمایه گذار و فعال اقتصادی می تواند با آن مواجه شود. برای تامین منابع مالی لازم اگر از زمان کافی برخوردار هستید می توانید با سپرده گذاری پول در بانک پس از مدتی و با کمترین خطر پذیری سرمایه لازم برای آغاز فعالیت خود را جمع آوری کنید. در غیر اینصورت می توانید از موسسات مالی نظیر بانک و یا موسسات قرض الحسنه وام دریافت کرده و به سرعت کار خود را آغاز نمایید.

کسب مهارت های کاری لازم

مسلما داشتن سرمایه لازم برای کسب موفقیت در یک فعالیت تجاری لازم است اما کافی نخواهد بود. کسب مهارت های کاری در کنار تامین منابع مالی لازم می تواند کسب موفقیت را تا حدود زیادی تضمین نماید. همچنین بدین ترتیب این امکان فراهم می شود تا در کمترین زمان ممکن بیشترین میزان سود را کسب نمایید.  

در پایان می توان گفت که در صورت مواجه با ایده تجاری جذاب، به سرعت خود را درگیر امور مربوط به آن نکرده و  این نکته را به خاطر داشته باشید که پذیرش مسئولیتی که فراتر از توانایی هایی شما است، می تواند مشکلات حادی را برای شما بوجود آورد. مسلما استرس ایجاد شده از این طریق می تواند فعالیت های کاری دیگر شما را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

 


فروش، پیچیده‌تر از هر زمان دیگر
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: فروش ،پیچیدگی فروش

برایان تریسی - ترجمه الهام پورزینال - ماهنامه پیام مدیر موفق

 
کل فرآیند فروش، امروزه از هر زمان دیگری در گذشته پیچیده‌تر است. در گذشته، فروشنده یک‌بار با واحد خریداری تماس تلفنی برقرار می‌کرد و خریدار نیز می‌بایست درباره خرید کالا یا محصول ارائه شده طی یک مرحله تصمیم‌گیری کند. در این شکل ساده‌فروش‌، ما از الگوی چهار مرحله‌ای توجه / تمایل / عمل/ علاقه استفاده می‌کردیم تا محصول خود را معرفی کنیم و شدیداً بر راه‌های مختلف انعقاد قرارداد با خریدار تمرکز می‌کردیم. سپس هنگامی‌که فرآیند فروش پایان می‌یافت در بسیاری از موارد دیگر هرگز خریدار یا مشتری را نمی‌دیدیم.

 

 همه چیز تغییر کرده است
اما امروز همه چیز دگرگون شده است. امروزه ما باید بارها و بارها - به‌طور متوسط پنج تا هشت بار - تماس تلفنی برقرار کنیم تا کار فروش به مرحله انعقاد قرارداد برسد. در دوران حاضر ما مجبوریم با افراد مختلف که در سازمان تصمیم می‌گیرند و هر یک می‌توانند بر خرید کالا یا خدمت تأثیر بگذارند ارتباط برقرار کرده و متقاعدشان کنیم. بخش عمده فرآیند فروش هنگامی صورت می‌گیرد که ما حضور ندارم. اکثر اوقات ما هرگز کسی را که در نهایت چک خرید کالا را امضاء می‌کند و تصمیم‌گیرنده نهائی است نمی‌بینیم و کاملاً امکان دارد در هر مرحله و حتی در آخرین لحظه به علت حادثه‌ای کاملاً غیرمنتظره، عملیات فروش متوقف شود.

  


 رقابت شدید
زمان قاتل قراردهای فروش است. سرعت تبدیل یک مشتری بالقوه به خریدار بالفعل و تعداد مشتری‌های بالقوه که باید مورد مراجعه قرار گیرند تا یک مشتری بالفعل از آنها حاصل شود تعیین کننده کارائی دوره فروش شرکت شماست

  


از طرف دیگر، شدت رقابت امروز بیش از هر زمان دیگر در گذشت است. ما باید بر مبنای قیمت، کیفیت، خدمات، ویژگی‌ها، توانائی‌ها و منابع مالی با بسیاری دیگر از ارائه‌دهندگان کالا و خدمات مشابه رقابت کنیم. رقبای ما بسیار مصمم هستند و در بازار بسیار پررقابت و در برابر مشتری‌هائی بسیار آگاه مشغول فعالیت هستند. آنها مصمم هستند که زودتر خدمات و کالاهای خود را ارائه دهند، سخت‌تر کار کنند و ساعات بیشتری فعالیت نمایند تا مشتری‌ها بیشتری را به‌سوی خود جلب کرده و سهم بزرگتری در بازار نصیب خود نمایند

  


 مشتری‌های سردرگم
مشتری‌ها از هر سو مورد هجوم پیشنهادهای فروشندگان کالا و خدمات قرار دارند. آنها چون امکان انتخاب‌های مختلف دارند و به جزئیات توجه می‌کنند اصلاً برای تصمیم‌گیری عجله ندارند. با توجه به تغییر مداوم بازارها و محدودن شدن منابع مالی، مشتری‌ها برای صرف سرمایه و خرید کالا و خدمات، از هر زمان دیگری در گذشته با دقت بیشتری عمل می‌کنند

 


 کلید سوددهی
هدف اصلی هر شرکت، جذب و حفظ مشتری است. اگر شرکت بتواند تعداد کافی مشتری کسب کرده و این کار را با هزینه مناسب انجام دهد، سود نصیب خود خواهد کرد. کسب سود حاصل جلب و حفظ مشتری به شکلی مؤثر و داشتن کارائی است

 


 مشتری‌ها را جلب و حفظ کنید
به‌عنوان رئیس بخش فروش شرکت، وظیفه شما جذب و حفظ مشتری است و چون هر شرکت برای تأمین خواسته‌های دائماً در حال تغییر مشتری‌ها در بازار باید همواره کالاها و خدمات جدید و مناسب‌تری ارائه دهد، شما به‌عنوان فروشنده باید دائماً از روش‌های جدیدتر و پیچیده‌تری برای بازاریابی استفاده کنید تا بتوانید تعداد کافی مشتری داشته و آنها را حفظ کنید.

 


 اقدام عملی
در اینجا به دو اقدام اشاره می‌شود که با استفاده از آنها فوراً می‌توانید اصول بالا را به‌عمل درآورید
 1- آماده باشید که برای انعقاد قراردادهای بزرگ بارها و بارها با طرف مقابل تماس برقرار کنید. 2- برنامه بازاریابی خود را نظام‌مند تدوین کنید طوری‌که هر بار برای تماس گرفتن دلیلی جدید داشته باشید اگر می‌خواهید در بازار بسیار رقابتی کنونی موفق داشته باشید دائماً به این موضوع فکر کنید که چطور می‌توانید مهارت‌های خود را در زمینه فروش ارتقاء دهید. چه از لحاظ شخصی و چه شغلی قدمی به پیش بردارید و هرگز رشد را متوقف نکنید  


نقش تبلیغات در رونق تجارت
ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱   کلمات کلیدی: تبلیغات ،رونق تجارت

در دنیای پیشرفته امروز، سرعت و رقابت دو اصل مهم در فعالیت های تجاری و اقتصادی محسوب می شوند. در نتیجه اگر قصد دارید تا شاهد رشد فعالیت های تجاری خود باشید باید سطح کیفی و میزان فروش محصولات خود را افزایش دهید.

 

یکی از گزینه هایی که می تواند کمک شایانی را در این زمینه فراهم آورد، استفاده از تبلیغات مختلف است. اما افراد بسیاری در جهان با انتخاب شیوه مناسب و نحوه درست انجام این کار آشنایی ندارند. این امکان وجود دارد که با ایده ها و راهکارهای مختلفی در این زمینه مواجه شوید، اما نکته مهم میزان وقت، پول و انرژی است که قصد دارید در این مسیر صرف نمایید. پس در ادامه با ما همراه باشید تا شیوه های متداول تبلیغات را به صورت کلی مورد بررسی قرار دهیم.

درج آگهی در روزنامه

درج آگهی در روزنامه ها یکی از گزینه های رایج برای انجام تبلیغات و معرفی محصولات و خدمات یکی شرکت است. در صورت اتخاذ راهبردی درست این روش می تواند به مطرح شدن نام شرکت در سطح جامعه منجر شود. تقریبا تمام روزنامه ها از بخش آگهی برخوردار بوده، اما تبلیغ در روزنامه های مطرح که از خوانندگان بسیاری برخوردار هستند می تواند شما را به شدت در مرکز توجه قرار دهد.

دفتر راهنمای تلفن مشاغل

یکی از کم هزینه ترین روش های ممکن برای تبلیغ محصولات تولیدی و خدمات یک شرکت، درج آگهی در دفتر راهنمای تلفن مشاغل است. بدین ترتیب با کمترین هزینه، حوزه فعالیت و محصولات خود را معرفی می کنید. با توجه به گسترش روزافزون استفاده از وسایل دیجیتال و اینترنت، همچنان افرادی زیادی در جهان برای یافتن کالا و یا شرکت مورد نظر خود به دفتر راهنمای تلفن مشاغل مراجعه می کنند. انتخاب بزرگترین سایز آگهی ممکن مسلما توجهات بیشتری را به سوی شما جلب می کند.

کارت ویزیت و وسایل تبلیغاتی

گزینه مناسب دیگری که می تواند برای تبلیغات مورد استفاده قرار بگیرد چاپ کارت ویزیت و استفاده از وسائل تبلیغاتی مانند خودکار، ساعت و ... است. این گزینه از اهمیت بسیاری برای مطرح شدن نام شرکت و متعاقب آن افزایش فروش محصولات تولیدی، برخوردار است. هر زمان که با فردی ملاقات کرده و او را علاقمند به محصولات خود می بینید، اهدا کارت ویزیت و یا یکی از وسایل تبلیغاتی می تواند نام شما را برای همیشه در ذهن او حک نماید. البته وسایل تبلیغاتی باید حاوی اطلاعاتی مانند نام شرکت، شمراه تلفن و یا آدرس وب سایت شرکت بوده تا در صورت لزوم افراد مختلف بتوانند به راحتی با شما در تماس باشند.  

 آژانس های تبلیغاتی

استفاده از خدمات آژانس های تبلیغاتی و روابط عمومی گزینه دیگری است که می تواند در زمینه تبلیغات مورد استفاده قرار بگیرند. معمولا آژانس هایی که به صورت حرفه ای به این کار می پردازند فعالیت های خود را به یک یا دو زمینه محدود کرده و روش های بی نظیری را برای تبلیغ محصولات و خدمات در اختیار شما قرار می دهند.

آگهی های تلویزیونی

یکی از متداولترین و بهترین روش هایی ممکن در زمینه تبلیغات، استفاده از آگهی های بازرگانی تلویزیون است. بدین ترتیب از این مساله اطمینان خواهید داشت که صدها هزار و شاید میلیون ها نفر با نام شرکت و محصولات شما آشنا خواهند شد. اما نکته منفی در این زمینه، میزان بالای هزینه ای است که باید برای این شهرت بپردازید.

وب سایت شخصی

در صورت عدم توانایی مالی برای تبلیغ در تلویزیون، استفاده از دنیای مجازی و اینترنت گزینه ای است که می تواند بازدهی مناسبی را برای شما به ارمغان بیاورد. امروزه حتی کسانی که از دانش و بودجه لازم برای ایجاد یک وب سایت حرفه ای برخوردار نیستند، می توانند با استفاده از برنامه های آنلاین ایجاد وب سایت با هزینه ای نه چندان زیاد و کاربری آسان وب سایت مخصوص به خود را راه اندازی نمایند.

مسلما نمی توان انتظار داشت که میزان فروش و شهرت یک شرکت در حالی که کسی حتی نام آن را نشنیده است، افزایش یابد. در نتیجه شروع و ادامه تبلیغاتی هدفمند از اهمیت بسیاری در کسب موفقیت های اقتصادی و تجاری در جهان پیشرفته امروز، برخوردار است.


نگاهی به زندگی رسول تقی گنجی، مردی که خود را امپراتور بازار سهام می‌دانست
ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤   کلمات کلیدی: امپراتور بازار سهام

پرویز گیلانی

همیشه وقتی «رسول تقی گنجی» را می‌دیدم یا چیزی از او می‌شنیدم، یاد آدم‌های بد فیلم‌ها می‌افتادم که به هرقیمتی پول درمی‌آوردند و به هر قیمتی ثروت می‌اندوختند و در این میان آنچه توسط آنها نابود می‌شد و از بین می‌رفت، اخلاق بود و انسانیت. آن روزها تازه سهام‌دار شده بودم و هنوز سم کمونیسم بطور کامل از روح و جسمم خارج نشده بود و فکر می‌کردم ثروتی که رسول گنجی خلق می‌کند، مصداق پولی نیست که آدم‌های مذهبی اطرافم به آن «درآمد حلال» می‌گویند. راستش را بخواهید آن روزها با توجه به این که هنوز ساز افکارم را با گام‌های کمونیسم کوک می‌کردم، در نهایت به این نتیجه می‌رسیدم که دارم قضاوت بد می‌کنم و آنچه از سمت چپ ذهنم تراوش می‌کند، منطبق با آموزه‌های مارکس است بنابراین سعی می‌کردم برای کسی نسخه نپیچم تا مبادا در آینده مجبور شوم بطور کامل تغییر دیدگاه داده و فکر، تازه کنم. سال‌ها گذشت و من، گذار محسوسی از کمونیسم به لیبرالیسم داشتم اما اکنون که رفتار رسول گنجی را مرور می‌کنم بازهم مثل قدیم، مخالف خیلی از تکنیک‌های او برای کسب درآمد بیشتر هستم.

اوایل دهه 80 نشانه‌هایی وجود داشت که نشان می‌داد رسول گنجی در برخی شرکت‌ها حساب‌سازی می‌کند. یا شنیده بودم که او در شکل گسترده‌ای سهام را «بزخری» می‌کند. من این را نمی‌توانستم نادیده بگیرم اما به خودم اجازه نمی‌دادم که در مورد آدم‌های قدیمی بازار قضاوت کنم. آن روزها فکر می‌کردم قاعده بازی همین است. مدتی گذشت ومن دیدم که او نمی‌تواند الگوی خوبی برای سرمایه‌گذاری باشد. برای این فکرم چند دلیل مشخص داشتم. اول اینکه رسول گنجی روابط بسیار پیچیده‌ای داشت و برای خیلی از آدم‌های سیاسی خرید وفروش می‌کرد. بازی او خطرناک بود و من توانایی چنین ریسکی را نداشتم. برای او مهم نبود که مردمان تالار شیشه‌ای در موردش چه می‌گویند اما برای من مهم بود. گاهی احساس می‌کردم کاری که او با سهامداران غیرحرفه‌ای می‌کند، اخلاقی نیست. او سهمی را بر می‌گزید، علیه سهم جوسازی می‌کرد تا قیمتش کاهش یابد. وقتی قیمت فرو می‌نشست، آن را می‌خرید. وقتی او مالک سهم می‌شد، بعضی‌ها پیش‌بینی می‌کردند که بزودی ارزش سهم افزایش می‌یابد. همین‌گونه هم می‌شد اما پس ازمدتی که قیمت به بالاترین حد می‌رسید، آقای گنجی می‌فروخت و می‌رفت تا سهام با پیشانی سقوط کند.


او وقتی شرکتی را می‌خرید،از دو شیوه استفاده می‌کرد. یکی این که تکنولوژی شرکت را کپی می‌کرد و با الگوبرداری از آن، چند شرکت تازه می‌ساخت و در نهایت آن را می‌فروخت به این دلیل که چند نمونه از همان شرکت داشت. البته امکان نداشت که رسول گنجی پیش از اینکه شرکت را واگذارد، بخش عمده‌ای از دارایی آن را به نام خود نکرده باشد.


یکی دیگر از شگردهای او، خرید زمین یا ملکی بود که دراصل برای عملیاتی عجیب خریداری می‌شد. گنجی این زمین را وثیقه وام بانکی می‌کرد. با وام بانکی سهام می‌خرید و دوباره سهام را برای دریافت وامی دیگر از بانکی دیگر وثیقه می‌ساخت. این چرخه چندبار ادامه داشت و او تسهیلات کلانی دریافت کرد و در نهایت با کلی دارایی و ثروت، ایران را ترک کرد. این هم شگرد دیگری از رسول گنجی بود ومن درهیچ دوره از زمان اینگونه کار‌ها را نمی‌پسندیدم. چه زمانی که کمونیست بودم و سرمایه‌داری را نکوهش می‌کردم وچه زمانی که لیبرال شدم و از آرمان‌گرایی فاصله گرفتم.


گنجی که بود؟
سهامداران قدیمی بورس و افرادی که در سال‌های پایانی دهه 70 سهم خرید و فروش می‌کردند، بطور قطع با نام «رسول تقی گنجی» آشنا هستند. مردی که مدعی بود «یک درصد GDP ایران» است. مردی که اعتراف کرده بود که دربورس تهران 2میلیارد دلار دارایی دارد. گنجی روزگاری قبله آمال سهامداران بود. مردی که الگوی خرید خیلی از آدم‌های تازه‌وارد بورس بود. آن روزها حتی شایعه خرید سهام توسط گنجی اثری مشابه خرید واقعی داشت و سهامداران را به ایجاد صف ترغیب می‌کرد. اما چندماه پیش دادگستری تهران، رسول گنجی را به زندان و پرداخت جریمه محکوم کرد. این در حالی است که  اکثر شرکت‌های گنجی یا مدت‌هاست که به دلیل شفافیت در اطلاع‌رسانی با توقف طولانی‌مدت نماد مواجه هستند یا دچار زیان عملیاتی شده‌اند که در نهایت متضرر اصلی سهامداران خرد هستند. گنجی درحال حاضر درایران نیست و برخلاف آنچه گفته می‌شود که او بیمار است وبه بدبختی افتاده، به شکل بی‌سابقه‌ای در «بورلی هیلز» زندگی می‌کند. دولت بخش عمده‌ای از دارایی‌هایش را ضبط کرده است. بطور مثال چیزی حدود 15 میلیون دلار از دارایی‌های گنجی که به صورت وثیقه در گروی بانک توسعه اسلامی بود، با حکم محاکم قضایی ضبط شده و در اختیار این بانک بین‌المللی قرار گرفته است حتی گفته می‌شود زمانی که در ایران بوده، با حکم قاضی، او را روی تخت بیمارستان مجبور به پرداخت حقوق کارگران یکی از شرکت‌های زیرمجموعه‌اش کرده‌اند.


مصاف ریش قرمز و رسول گنجی
علیرضا احمدی هیچ‌وقت با رسول گنجی خوب نبود. مصاف آنها درمجامع بورس همواره با جنجال وکشمکش همراه بوده است. رسول گنجی به علیرضا احمدی بی‌توجه بود و او را نادیده می‌گرفت. احمدی هم ازهیچ فرصتی برای بدنام‌تر کردن گنجی نمی‌گذشت. او در رادیوهای خارجی علیه رسول گنجی سخن می‌گفت و در مجامع بورس او را «خپل بدقواره» می‌نامید. رسول گنجی اما از علیرضا احمدی به عنوان «لات ولمپن» یاد می‌کرد. اوج رویارویی آنها در مجمع یکی از شرکت‌ها بود که دوستان گنجی به دستور پدرخوانده، ریش قرمز را بیرون کردند و ریش قرمز چندی بعد به تلافی این کار، در گفت‌وگو با رادیو فردا، نام رسول گنجی را به سیاست پیوند زد. احمدی گفته بود: «گنجی و خانواده‌اش برای آدم‌های سیاسی خرید و فروش می‌کنند و کار آنها تولید ثروت نامشروع برای چهره‌های سیاسی است.» علیرضا احمدی ماجرای خرید سرمایه‌گذاری ملت را مطرح کرد و به گنجی وخانواده اش تاخت و او را نوچه افراد سیاسی خواند. اشاره او به معامله جنجالی سهام سرمایه‌گذاری ملت بود که رسول گنجی با صرف 42 میلیارد تومان آن را تصاحب کرد. روزنامه‌ها هم به این شائبه دامن زدند و نام گنجی را با برخی چهره‌های سیاسی در یک گروه قرار دادند. نام بنیاد الزهرا اینجا بود که به عنوان یک شرکت اقتصادی مطرح شد. گنجی درمورد آن روزها گفته است «اصلا من چیزی به نام «بنیاد الزهرا» نمی‌شناسم. ما چنین چیزی نداریم. من هیچ‌وقت هیچ معامله‌ای با «بنیاد الزهرا» نداشتم. تمام اینها نشات‌گرفته از مصاحبه یک نفر با «رادیو آزادی» است». اشاره او بطور قطع به علیرضا احمدی ارتباط داشت که همه‌جا علیه گنجی سخن‌فرسایی می‌کرد. گنجی در گفت وگو با «روزنامه هم‌میهن» به ضربه کاری ریش قرمز اشاره می‌کند و می‌گوید: « آقایی که به «ریش قرمز» معروف است، پنج سال قبل، با رادیو آزادی مصاحبه کرد و گفت یک «الیگارشی» پنج خانواده‌ای در ایران شکل گرفته است که  خانواده گنجی‌ هم در آن عضویت دارد. همچنین ایشان گفت در معامله‌ای که برای خرید «دنا» صورت گرفته است فساد وجود داشته است. تلویزیون‌های لس‌آنجلسی این موضوع را تعقیب کردند و من آن زمان به رادیو آزادی زنگ زدم و از آنها سوال کردم چه کسی این سرنخ‌ها را به شما داده است؟ آنها هم اسم چند نفر را بردند و گفتند شما هم مصاحبه کنید و گفته‌های آنها را رد کنید. من گفتم حاضر به مصاحبه با رادیو آزادی نیستم و مصاحبه نکردم. این قضیه باعث به‌وجود آمدن یک ذهنیت شد. سایت  سیاسی «پیک‌نت» هم که توسط چپ‌های شکسته خورده اداره می‌شود، این قضیه را تکرار کرد. یک‌بار هم به آمریکا رفتم. شخصی به نام «شهرام همایون» از یک کانال سیاسی بارها با هتل من تماس گرفت و گفت من راجع به شما حرف‌های غلط و نادرست به مردم می‌گویم. شما 10هزار دلار به «تلویزیون کانال یک» کمک کنید، من تمام آنها را تکذیب و از شما در تلویزیون تعریف می‌کنم. من حتی حاضر به صحبت با او نشدم ایشان در تلویزیون می‌گفت گنجی رفته و بانک ملت را خریده است. به مردم پیشنهاد می‌داد که؛ بروید شیشه‌های بانک  ملت را بشکنید چون گنجی آن را خریده است. خیلی خنده‌دار است.»


امپراتور بدهی 
گنجی امپراتور بدهکاران بود. او با یک بار هزینه،10بار سرمایه‌گذاری می‌کرد. اکنون به یاد جمله معروف رسول گنجی می‌افتم که گفته بود «ما نزدیک 75درصد آن چیزی را که شما دارایی تصور می‌کنید، بدهی داریم.» رسول گنجی در گفت‌وگوی مفصلی که در اردیبهشت سال 1386 با روزنامه توقیف شده «هم‌میهن» داشت گفته بود که او و خانواده‌اش سهام  بیش از 84 شرکت را در پرتفوی دارند. این پرتفوی، به گفته گنجی دو میلیارد دلار ارزش داشته است. رسول گنجی روزگاری قبله آمال خیلی از سهامدارن بورس تهران بود. رسیدن به دارایی افسانه‌ای او،برای خیلی‌ها آرزویی دست‌نیافتنی بشمار می‌رفت. اوآن روزها مالک شرکت‌هایی همچون «آرتاویل تایر»، «مهرام»، «شیمیایی رازی (تولیدکننده چسب رازی)»، «مینو» سرمایه‌گذاری ملت» و ده‌ها شرکت کوچک و بزرگ دیگر بود.


گذار از کارآفرینی به سفته بازی
 گنجی دراواخر دهه 70 به صورت جدی وارد بورس می‌شود. خیلی‌ها معتقدند در این دوره، جایگاه رسول گنجی از کارآفرینی به سفته‌بازی و سهام‌بازی افول می‌کند. آن روزها همه شرکت‌هایی که رسول گنجی در پرتفوی خود داشته،به نوعی اسیرحاشیه‌های فراوان شده‌اند. مهرام،دنا،مینو،ایرانیت و سرمایه‌گذاری ملت ازاین دست شرکت‌ها بشمار می‌روند. خواندن سرگذشت این شرکت‌ها برای همه می‌تواند عبرت‌آموز باشد. نام گنجی از ابتدای ورودش به بورس، همراه با حاشیه و حرف و حدیث می‌شود. او شرکت مهرام را در میانه‌های دهه 70 از شاهرخ ظهیری بنیانگذار شرکت می‌خرد و بابت تسویه حساب،چندفقره چک بانکی با ارقام درشت به او می‌دهد اما آنگونه که گفته می‌شود با کمک دوستانی که در برخی نهادها دارد یا شاید فقط ادعا می‌کند که دارد، شاهرخ ظهیری را  به زحمت می‌اندارد. ظهیری بنا به دلایلی که احتمالا نوعی پاپوش بوده است، چند روز گرفتار زندان می‌شود. جریان ازاین قرار بوده که رسول گنجی،شاهرخ ظهیری مدیرقبلی شرکت را به دادن رشوه به مدیران بانکی متهم می‌کند و ظهیری با فشار برخی دوستان گنجی،مدتی را به زندان می‌افتد. بعدها رسول گنجی درحالی که مبلغی بابت فروش شرکت به ظهیری پرداخته است، از دادن بخش عمده‌ای از ثمن معامله سر باز می‌زند و چیزی حدود یک میلیارد تومان از بدهی‌اش را نمی‌پردازد. شاهرخ ظهیری، هنوز داغ مهرام را در سینه دارد.


لاستیک‌سایی گنجی درسرمایه‌گذاری ملت
«لاستیک دنا» یکی از شرکت‌های پرحاشیه گنجی بود. خیلی‌ها تبلیغات گسترده شرکت دنا را در تلویزیون به یاد دارند. برادران گنجی 20درصد سهام دنا را از «بنیاد فاطمی» در بورس تهران خریدند اما این شرکت با حاشیه‌های فراوانی برای آنها مواجه بود. گنجی زمانی که این شرکت را فروخت به حساب‌سازی متهم شد و این که دارایی‌های این شرکت را به نام خود کرده است. شرکت مینو هم که یکی از بزرگ‌ترین و معروف‌ترین شرکت‌های صنایع غذایی ایران است برای گنجی به شکل دیگری حاشیه ایجاد کرده. گنجی مالک بخش عمده‌ای از سهام این شرکت است اما هرگز نتوانسته یا اجازه نداده‌اند تا این شرکت را هم به بلای دیگر شرکت‌هایش گرفتار کند. گنجی و خانواده‌اش 49درصد «گروه صنعتی مینو» را دراختیار دارند. آنها 49درصد «پارس مینو» را هم در پرتفوی دارند. 50درصد «مینو» به ستاد آزادگان تعلق دارد و خانواده گنجی فقط دو عضو هیات‌مدیره در این شرکت دارند. به قول گنجی، کار آنها این است که در جلسه‌های این شرکت حضور پیدا کنند، احوالی از دوستان بپرسند و بعد هم خداحافظی کنند. اما سرمایه‌گذاری ملت بیشترین حاشیه را برای رسول گنجی داشته است. او زمانی که شرکت سرمایه‌گذاری ملت را در اوایل دهه 80 خرید، با حاشیه زیادی مواجه شد. خرید این شرکت همزمان شد با ایجاد سر و صدا و هیاهوی زیادی در مورد «بنیاد الزهرا». گنجی این شرکت را 42 میلیارد تومان می‌خرد که آن روزها رقم زیادی محسوب می‌شود. روزنامه اصلاح‌طلب بهار، نام گنجی را به بنیاد الزهرا پیوند می‌زند و در این میان اسمی از چند چهره سیاسی صاحب نفوذ برده می‌شود. چند روز بعد، روزنامه بهار توقیف می‌شود و این شائبه بوجود می‌آید که جریان قدرتمندی پشت بنیاد الزهرا بهار را توقیف کرده است.

 

 


آیا فروشنده خوبی هستید؟
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤   کلمات کلیدی: فروشندگی ،مهارت در فروش

کتاب ساخت کسب ‌و‌کار فوقالعاده از برایان تریسی - ترجمه ژان بقوسیان، بنفشه عطرسائی

فروشندگان در هر سطحی باید خود را پزشکان فروش به‌حساب بیاورند. این مدلی مفید برای آموزش و یادگیری است. 

اگر در هر جای دنیا به پزشک مراجعه کنید، آن‌ها همیشه رویه‌ای مشخص را دنبال می‌کنند که شامل سه مرحله است: معاینه، تشخیص و پیشنهاد درمان یا تجویز نسخه. فروشندگان نیز باید از همین سه گام در عملیات فروش خود استفاده کنند

معاینه
همانطور که پزشک قبل از اتخاذ تصمیم نهایی یا ارائه هر پیشنهادی بر معاینه کامل بیمار تاکید می‌کند، شما نیز باید همین‌کار را در مورد هریک از مشتریان احتمالی خود انجام دهید

هرگز فکر نکنید یک نسخه برای همه مناسب است. هیچگاه فکر نکنید که دلیل یک فرد برای خرید محصولات و خدمات شما با دلیل دیگران یکسان است. یک فروشنده فوق‌العاده قبل از ارائه فروش خود، بادقت به سخنان مشتری گوش می‌دهد

در طی فرایند جمع‌آوری اطلاعات، خود را موظف کنید که درباره محصول و خدمت‌ صحبت نکرده و پیشنهادی ارائه نکنید. هیچ پزشکی قبل از معاینه شما، با شور‌و‌شوق درباره قرص‌های متنوعی که می‌تواند برای یک بیماری خاص تجویز کند، صحبت نمی‌کند. بنابراین، صبور باشید. سوالات زیادی بپرسید. نیازها، خواسته‌ها، امیدها و آرزوهای مشتری را کاملا بررسی کنید 

تشخیص
در این مرحله، همه اطلاعاتی که مشتری در اختیار شما گذاشته است را بادقت مرور می‌کنید و با پرسیدن سوالات بیشتر از درک دقیق و درست خود مطمئن می‌شوید
سپس آنچه را که فکر می‌کنید نیاز یا خواسته واقعی مشتری باشد بیان کرده و روش برآوردن آن‌را توضیح می‌دهید

اغلب بیماران درک شفافی از مشکلات یا نیازهای واقعی خود ندارند. به همین دلیل است که یک پزشک مجرب و خوب همیشه یافته‌های خود را برایتان تشریح می‌کند، کلیه روش‌های درمانی ممکن را توضیح می‌دهد و سپس بهترین درمان ممکن برای شما را توصیه می‌کند 

این وظیفه پزشک است که مانند فروشنده، تمامی گزینه‌های ممکن را برای بیمار تشریح کند. این‌کار باعث افزایش اعتبار شما به‌عنوان یک منبع موثق اطلاعات شده و همدلی شما در حل مشکلات آن‌ها را نشان می‌دهد. این کار باعث می‌شود مشتری با کمال میل راه‌حل‌های متنوع شما را بررسی کند

تجویز
بعد از انجام معاینه کامل، در‌میان گذاشتن تشخیص خود با مشتری احتمالی و توافق او، به مرحله سوم یعنی تجویز یا روش درمان قدم می‌گذارید. در این مرحله محصول یا خدمت مناسب مشتری را به او پیشنهاد می‌دهید و با در‌نظر گرفتن همه جوانب، مشتری را به اقدام ترغیب می‌کنید

کار یک فروشنده خوب عایق‌بندی فقط فروش محصولات باکیفیت و ارائه قیمت‌های عالی نیست. او ابتدا خانه را وارسی می‌کند تا دریابد چگونه ساخته شده است و هزینه‌های کنونی انرژی آن چقدر است. سپس به شما نشان می‌دهد که به‌دلیل داشتن عایق‌بندی قدیمی، دو برابر همسایگان خود، هزینه انرژی پرداخت می‌کنید و ازآنجا‌که همسایه‌ها مشکل آلودگی حاصل از عایق‌بندی قدیمی در اتاق زیر شیروانی را ندارند، نشانه‌های آلرژی در آن‌ها بسیار کمتر دیده می‌شود. او توضیح می‌دهد که چرا خانه همسایگان شما بوی تمیزی و تازگی می‌دهد. سپس اقدامات لازم برای داشتن عایق‌بندی بهتر و داشتن مزایای مورد درخواست شما را پیشنهاد می‌دهد  

فروشندگان باید خود را پزشکان فروش بدانند، یعنی افراد متخصصی که کارشان تلفیقی از هنر، اخلاقیات، ارائه رویه‌های نتیجه‌بخش و وقف کامل خود برای رفاه مشتری بیمار است. 20 درصد فروشندگان برتر در هر حوزه‌، این رفتار حرفه‌ای را ارائه می‌دهند


انتشار مطلب مطبوعاتی برای افزایش فروش
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤   کلمات کلیدی: افزایش فروش ،تبلیغ مطبوعاتی

سایت مدیر سبز - ژان بقوسیان

 

امروزه بودجه بسیاری از صاحبان کسب و کارهای کوچک محدود است و آنان نمی توانند از رسانه هایی مانند تلویزیون ، مجلات پرفروش و رادیو برای تبلیغات استفاده کنند. حتی ارسال نامه مستقیم نیز هزینه قابل توجهی دارد. راه حل چیست؟ راهی بی نظیر وجود دارد که کاملا رایگان است و می تواند باعث شود تا پیام تبلیغاتی شما به عده کثیری از مخاطبان برسد. علاوه بر آن شما و کسب و کارتان معروف خواهید شد و در نهایت بر درآمد شما افزوده خواهد شد.

مطالب مطبوعاتی وقتی در مجلات و روزنامه ها چاپ می شوند یا در وب سایتهای خبری منتشر می شوند ، باعث سرازیر شدن درآمد به کسب و کار می شوند. حتی می توان با تهیه مطلبی جالب برای شبکه های تلویزیونی خبری، به معروفیتی دست یافت که انجام اینکار با استفاده از تبلیغات تقریبا غیرممکن است. حتی اگر هیچ بودجه ای برای بازاریابی ندارید، باز هم می توانید از این روش بخوبی استفاده کنید.

کتابها و مقالات فراوانی در زمینه روشهای موثر تهیه مطلب مطبوعاتی منتشر شده اند. با این وجود ترفندهایی وجود دارند که باعث جذاب تر شدن مطالب شما برای اهل رسانه خواهد شد و احتمال انتشار آنرا افزایش خواهد داد. استفاده از مطالب مطبوعاتی یکی از ابزار ضروری بازاریابی برای افزایش سریع فروش است.

برای موفقیت در انتشار مطالب برای رسانه ها به این سه نکته توجه نمایید.

1- ابتدا اطلاعات واقعی و مهمی را تهیه کنید.
خبر یا مطلب خود را به حادثه یا خبری مهم که اخیرا مورد توجه گرفته است، مرتبط سازید.  سپس توجه را به خبری مهم از شرکت خود مرتبط سازید. مانند ارائه محصولی جدید که مشکل مهمی را حل می کند، فروش فوق العاده و موارد مشابه.

2- پیام را کوتاه نگاه دارید.
متن را تا جای ممکن کوتاه و موثر نگاه دارید. همواره بیاد داشته باشید که این متن تبلیغات شما یا بروشور فروش محصول شما نیست، پس مطلب اصلی را با حداقل واژه ها به مخاطب منتقل کنید. از ذکر مقدمه هایی که مخاطب با آن آشنا است و اطلاعات جدیدی را به مخاطب نمی دهد، خودداری کنید. مثلا در ابتدای مطلب خود ننویسید که همه می دانند که مصرف دخانیات بسیار مضر و خطرناک است. همه این موضوع را می دانند، بنابرین حجم مطلب خود را با ذکر این موضوعات زیاد نکنید.

3- مطالب مطبوعاتی را بطور مکرر منتشر کنید.
اگر می خواهید در رسانه ها مطرح شوید، برنامه ثابت و منظمی برای ارائه مطالب داشته باشید. بسیاری از متخصصان این زمینه توصیه می کنند که در ماه حداقل یک مطلب برای رسانه ها تهیه کرده و آنرا به رسانه های زیادی ارسال نمایید.

پیام خود را به گروه بزرگی برسانید، حتی اگر کسب و کار شما بسیار کوچک است.

دست اندرکاران رسانه بدنبال مطالب و خبرهایی هستند که برای غالب مخاطبان جذاب باشد. هرچه مخاطبان شما گروه بزرگتری باشند، احتمال انتشار مطلب افزایش می یابد. البته اگر محصولات شما طوری است که تنها برای عده خاصی قابل استفاده است، بهتر است مجلات و روزنامه های تخصصی در زمینه محصول خود را بیابید و مطلب خود را فقط به آنان ارائه دهید. بدین ترتیب غالب مخاطبان آن رسانه به مطلب شما علاقه خواهند داشت.

4-با دعوت خوانندگان به  اقدام، فروش را افزایش دهید.
صرفنظر از اینکه محصولات یا خدمات شما چگونه هستند، مطالب مطبوعاتی شما باید طوری تهیه شوند تا مخاطب را به کسب اطلاعات بیشتر ترغیب کنند. از این روش استفاده نموده و اطلاعات تماس مانند شماره تلفن ، آدرس وب سایت را در مطلب خود جای دهید.

قبل از تهیه خبر به این موضوع فکر کنید که پس از انتشار خبر، با تماس گیرندگان چگونه برخورد خواهید کرد. اگر در مطلب خود از خوانندگان می خواهید که برای دریافت اطلاعات بیشتر با شما تماس بگیرند، آیا آن اطلاعات را تهیه نموده اید؟ مثلا می توانید یک گزارش بصورت فایل پی دی اف ساخته و از خوانندگان بخواهید که با شما تماس بگیرند تا آنرا برایشان از طریق ایمیل بفرستید. در تهیه گزارش ، علاوه بر فراهم نمودن اطلاعات باارزش ، به معرفی محصولات خود بپردازید و آنان را ترغیب به خرید نمایید. اینکار می تواند با اضافه کردن صفحات تبلیغاتی مجزا به گزارش انجام شود. البته روش دیگر آن است که در متن گزارش بطور غیر مستقیم محصولات خود را تبلیغ کنید.


افزایش سریع فروش با پی‌گیری مشتریان
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤   کلمات کلیدی: پی گیری مشتریان ،افزایش فروش ،فروش

ژان بقوسیان - مجله موفقیت

بگذارید از شما سوالی بپرسم که در نگاه اول کمی عجیب به نظر می‌رسد. آیا مشتریانتان و یا مشتریانی که در گذشته به خرید کالاهای شما علاقه‌مند بوده‌اند برای شما مهم هستند؟ هیچ شکی نیست که مشتریان برای کسب و کار شما بسیار مهم هستند. در حقیقت، هر کسب و کاری بدون حضور مشتریان، از بین خواهد رفت. آنها عامل حیاتی هر کسب و کار هستند.

الگوی رایجی که در رفتار بسیاری از صاحبان مشاغل وجود دارد آن است که از اهمیت این موضوع غافلند که تقویت رابطه با یک مشتری جدید و یا کسی که قبلا به محصولات آنها علاقه نشان داده است تا چه اندازه مهم است.

روش متداول برای تقویت این رابطه، پیگیری آنهاست. پیگیری هر دو گروه مشتریان جدید و مشتریان باسابقه بسیار مهم است و به شما کمک می‌کند تا فروش خود را به‌سرعت ارتقا دهید.

مشتریان بالقوه را پیگیری کنید
اغلب فروشندگان می‌دانند که به سرانجام رساندن فروش در تلاش اول کار آسانی نیست. آمار بازاریابی از طریق پست مستقیم نشان می‌دهد که با افزایش تعداد تماس‌ها با مخاطب، آمار پاسخ‌ها به میزان قابل‌توجهی افزایش می‌یابد.

اگرچه مشتریان با اولین تلاش فروشنده برای به سرانجام رساندن فروش، خرید نمی‌کنند، اما به این معنی نیست که مشتری بالقوه به خرید محصول یا خدمت شما علاقه‌مند نیست. شاید دلیل این باشد که مشتری برای اتخاذ تصمیم خرید به زمان بیشتری احتیاج دارد یا شاید سوالات و ابهاماتی درباره محصول و خدمت شما وجود دارند. بعد از ایجاد اولین ارتباط، تماس خود را با مشتری حفظ کنید، زیرا این کار نشان می‌دهد که واقعا به برآورده کردن نیازها و علایق آنها علاقه‌مند هستید و هدفتان فقط کسب سود برای خودتان نیست.   

در روند پیگیری می‌توانید از فرصت‌ها استفاده کرده و دلیل سودمند بودن محصولات و خدماتتان را دقیقا برای مشتریان توضیح دهید. یک استراتژی پیگیری موثر، فرصت مجددی برای فروش ایجاد می‌کند.

پیگیری مشتریان موجود
یکبار با یکی از صاحبان مشاغل صحبت می‌کردم و یک سوال ساده از او پرسیدم: « روش بازاریابی شما برای مشتریان کنونی چیست؟» و او با تعجب پرسید « منظورتان چیست؟ آنها مشتری ما شده‌اند، چرا باید بازاریابی را ادامه دهیم؟» همانطور که می بینید اغلب کسب و کارها سیستمی برای بازاریابی مشتریان موجود خود ندارند.

جذب یک مشتری جدید بسیار سخت‌تر از حفظ مشتری‌های موجود است. به این موضوع فکر کنید. مشتریان کنونی، قبلا ثابت کرده‌اند که محصولات شما را دوست دارند. پس زمانی که نوبت به آنها می‌رسد، باید با آنها مانند طلای خالص رفتار کنید و بر بازاریابی آنها تاکید زیادی داشته باشید.

شرایطی استثنایی و ویژه برای مشتریان قدیمی خود در نظر بگیرید. این کار نشان می‌دهد که برای خریدهای پایدار و ثابت آنها ارزش و احترام قائلید. واقعیت ناراحت کننده این است که اگر برای مشتریان کنونی خود ارزش قائل نباشید و کارهای لازم برای حفظ آنها را انجام ندهید، رقبایتان بسیار خوشحال خواهند شد که شما را از بار این مسئولیت نجات دهند!

با پیگیری مشتریان قدیمی به آنها ثابت می‌کنید که خریدشان برای شما مهم است. بگذارید سوال دیگری از شما بپرسم: آیا وقتی مردم برای تقدیر و تشکر از کارهایی که برای آنها انجام داده‌اید، وقت اختصاص می‌دهند، خوشحال نمی‌شوید؟ احتمالا جوابتان مثبت است. زمانی که مشتریان‌تان را پیگیری می‌کنید، اطمینان حاصل کنید که می‌دانند رضایت مشتریان برای شما واقعا مهم است. با این کار، نه تنها شانس جذب آنها را افزایش می‌دهید، بلکه امکان اینکه محصول شما را در آینده به دیگران نیز پیشنهاد دهند، افزایش می‌یابد.

 دلایلی که ممکن است مشتریان بالقوه و مشتریان کنونی از شما خرید نکنند عبارتند از:
1) برای تصمیم گیری آماده نیستند.
2) فشارها و موضوعات دیگری در ذهن دارند.
3) هنوز سوالات و ابهاماتی درباره محصول و خدمت شما دارند.
4) رقیبان شما فعالانه تلاش می‌کنند تا مشتریان شما را به خرید از خود قانع کنند.

با پیگیری مداوم مشتریان می‌توانید برتری فوق‌العاده‌ای نسبت به رقبا پیدا کنید، زیرا تعداد کمی از آنها بیش از یک بار با مشتریان تماس می‌گیرند. زمانی که مشتریان احتمالی شما آماده خرید هستند- که ممکن است ظرف هفته آینده و یا چند ماه بعد باشد- اگر در ذهن آنها بهترین گزینه باشید، شانس بیشتری برای فروش دارید. این کار تنها با پیگیری مکرر، ممکن است.

 اشتباه بازاریابی: عدم استفاده از روش‌های خودکار بازاریابی
هیچ چیز بهتر از سود بردن از تکنولوژی در دنیای امروز نیست. خودتان را در حال گذران تعطیلات در مناطق زیبای شمال ایران مجسم کنید و اینکه کسب و کارتان به‌طور خودکار در حال برقراری ارتباط و بازاریابی مشتریان کنونی و قدیمی شما است. آیا این موضوع با ارزش نیست؟ اگر جوابتان مثبت است، به خواندن ادامه دهید، زیرا این تکنولوژی به‌سرعت درحال گسترش است.

یکی از بهترین روش ها برای بازاریابی خودکار، استفاده از پاسخ‌دهنده خودکار ایمیل است. پاسخ‌دهنده خودکار سیستمی است که «پیام ها و تبلیغات ایمیلی از قبل آماده شده» را به صورت خودکار برای کسانی می‌فرستد که در گذشته مشتری شما بوده‌اند و از شما خرید کرده‌اند، یا مشتریان کنونی شما هستند و یا اینکه به فهرست ایمیل‌های شما اضافه شده‌اند تا مطلبی رایگان برای آنها بفرستید.

این ایمیل ها یا بصورت متن هستند و یا ویدیو‌های کوتاهی می‌باشند که چیزی بیش از یک تجربه سرگرم کننده هستند.

شما می‌توانید متن چندین ایمیل را به‌گونه‌ای طراحی کنید تا در زمان‌های خاصی برای مشتریان ارسال شود و با ارائه «تخفیفات ویژه» به مشتریان، آنها را ترغیب به خرید کند. شاید بپرسید که آیا می‌توانم تبلیغات و ارتباطات خود را برای سال آینده برنامه‌ریزی کنم و همه آنها بطور خودکار انجام شوند؟ بله این کار امکان‌پذیر است.

اگر به قدرت بازاریابی ایمیلی شک دارید، بگذارید چند نکته حیاتی را با شما در میان بگذارم که چند شرکت تحقیقاتی به آنها دست یافته‌اند:

1- بیش از یک سوم افراد گفته‌اند که ایمیل خود را حداقل یک بار در طول روز چک می‌کنند.

2- 7 نفر از هر 10 نفر پاسخ‌دهنده شاغل گفته‌اند که ایمیل‌های شخصی خود را سر کار چک می‌کنند و نزدیک به یک‌سوم گفته‌اند که این‌کار را بیش از سه بار در روز انجام می‌دهند.

3- تقریبا 70 درصد پاسخ‌دهندگان گفته‌اند که از چند نوع اکانت ایمیل (یاهو، جی میل و ...) دارند.

4-  75.8  درصد گفته اند که نسبت به سه سال گذشته از آدرس‌های ایمیل های بیشتری استفاده می‌کنند.

5- 66 درصد از افرادی که مورد پرسش قرار گرفته‌اند گفته اند که پیام بازاریابی دریافت شده از طریق ایمیل، حداقل یک بار باعث خرید آنان شده است.

6- 67 درصد پاسخ‌دهندگان، ایمیل را به‌عنوان یک کانال ارتباطی، به سایر ابزار آنلاین ترجیح می‌دهند و 65 درصد معتقدند که این روند تا 5 سال آینده ادامه خواهد داشت.

آیا فکر می کنید رقبا از حضور چنین تکنولوژی‌هایی اطلاع دارند؟ البته که دارند، موضوع آن است که چه‌کسی پیشقدم شده و شروع به استفاده از این امکانات می‌کند. پس تا دیر نشده و رقیبان دست‌به‌کار نشده‌اند کار خود را شروع کنید!

 


استقلال مالی را به فرزندان خود بیاموزیم
ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤   کلمات کلیدی: استقلال مالی ،آموزش مسائل مالی به کودکان

در چهان پیشرفته امروز که مسأله پول و سرمایه توجه اکثریت مردم را به خود معطوف ساخته، نحوه انتقال تجربیات مالی و چگونگی استفاده مفید از پول، به جوانان نیز از اهمیت بسیاری برخوردار شده است

 

به گزارش پول‌نیوز، فرزندان ما زمانی که وارد مرحله نوجوانی و جوانی می شوند خواهان کسب استقلال و آزادی های بیشتری نسبت به گذشته هستند. اما زمانی که مسئله پول و سرمایه به میان می آید، بسیاری از آنها علاقه چندانی به استقلال مالی از والدین خود نشان نمی دهند

 

 

در این میان کمک های بیش از اندازه مالی و دلسوزی های بی مورد والدین نیز می تواند به این مسئله دامن زده و جوانان را بیش از پیش به آنها وابسته نماید. پس اگر دوست دارید فرزندانتان از آینده روشنی در مسائل مالی و پولی برخوردار باشند، آنها را به یادگیری اصول و مفاهیم اولیه این کار ترغیب نمایید

 

برای این کار می توانید آنها را در موسساتی که به آموزش این مسائل می پردازند، ثبت نام کرده و یا کار سبک و پاره وقتی را برای آنها در نظر بگیرید. در ادامه این مقاله نیز شما را با چند نکته کلیدی در این زمینه آشنا می نماییم


تعریف نقشه راه در امور مالی


هیچ گاه فرزند خود را در دنیای پول و مسایل مالی، بدون طرح و نقشه مشخص تنها نگذارید. در این نقشه یا طرح  می توانید دورنمایی از آینده و نحوه پذیرش مسئولیت های مالی را برای فرزند خود مشخص نمایید. به عنوان مثال مسئولیت هایی را که قصد دارید به فرزند خود محول کرده و همچنین سن و زمانی که باید این کار آغاز شود را مشخص نمایید. بدین ترتیب پیش از رسیدن به این زمان مشخص، می توانید به آموزش و معرفی اصول اولیه انجام این کار برای فرزند خود بپردازید


مسائل مالی اعضای خانواده را مشخص نمایید


در گذشته برخی خانواده ها برای آنکه مخارج خود را دسته بندی و مدیریت نمایند شیشه های جداگانه ای را در آشپزخانه قرار داده و هر کدام را برای هزینه های مختلف اختصاص می دادند. بدین ترتیب بچه ها نیز از همان دوران کودکی تا حدودی در جریان امور مالی خانواده قرار گرفته و بصورت ابتدایی مدیریت بودجه را فرا می گرفتند

 

اکنون نیازی نیست که به گذشته بازگشته و این کار را تکرار نمایید، اما می توان به صورت ماهیانه با اعضای خانواده جلسه ای تشکیل داده و به بررسی برخی از مسائل مالی خود و آنها بپردازید. مطمئن باشید این کار باعث افزایش علاقمندی فرزندان به مسائل پولی و  مالی گشته و به تدریج آنها نیز شروع به گسترش و افزایش دانش خود در زمینه پول و مدیریت بودجه می نمایند

 

 

از سوی دیگر این مسئله باعث می شود تا در زمان هایی که والدین با بحران های مالی مواجه هستند، وضعیت آنها را درک کرده و حتی می توانند با توجه به آموزه های خود راه کارهای جالبی را برای برون رفت از بحران به والدین خود ارائه دهند.البت درکشور ما همواره نوعی رفتار نادرست از جانب والدین در این زمینه وجود دارد و ایشان هیچگاه فرزندان خود را در جریان مسائل مالی خانواده قرار نمی دهند


میزان پول تو جیبی را متعادل نگاه دارید


میزان پولی را که به صورت هفتگی و یا ماهیانه (پول تو جیبی) در اختیار فرزند خود قرار می دهید، در سطحی متعادل و منطقی حفظ نمایید. مسلما این کار فرزندتان را وادار خواهد کرد تا برای خرید کالاهای گران قیمت شروع به پس انداز کند

 

از این رو می توانید فرزند خود را با این مقوله مهم در دنیای پول و مسائل مالی نیز آشنا نمایید. همچنین این مسئله او را برای یافتن شغلی مناسب که نیازهای مالی وی را در آینده تامین می نماید، ترغیب خواهد کرد


کمک خرج فرزندان خود نباشید

مسلما مواقعی پیش می آید که فرزند شما نیز با بحران مالی و کمبود پول مواجه می شود. این حالت یکی از بهترین زمان هایی است که او درباره هزینه و درآمد خود توجه بیشتری نشان داده و مدیریت پول را فرا بگیرد. در این مواقع احساسات به شما حکم می کند تا کمبود مالی فرزند خود را برطرف نمایید، اما مطئن باشید با انجام این کار لطف خاصی را در حق او انجام نداده و تنها این ذهنیت را ایجاد می نمایید که همواره فردی برای حل کردن مشکلات او پیش قدم خواهد شد

 

به جای این کار سعی کنید تا در کنار هم، گردش مالی فرزند خود را کنترل کرده و در صورت امکان هزینه های اضافی وی  را  تا زمان خروج از بحران حذف نمایید


ارزش سرمایه گذاری را به فرزند خود بیاموزید


انجام این کار، فرزند شما را از اهمیت و کاربرد پول و چگونگی افزایش آن در آینده آگاه می سازد. از سوی دیگر اهداف اولیه را برای انجام سرمایه گذاری در اختیار وی قرار داده و نقشی را که می تواند در تامین نیازهای آینده وی ایفا نماید، مشخص می سازد


اگر همواره هرچیزی را که فرزندانتان از شما می خواهند در اختیار آنها قرار دهید، مسلما نباید انتظار داشته باشید که به راحتی خرج خود را از شما جدا نمایند. پس سعی کنید تا معیارهای مالی مشخصی را برای آنها تعریف کرده و آنها را  به اجرای دقیق این امور تشویق نمایید


8 تکنیک جذب اعتماد مخاطبان در وب سایت و فروشگاه مجازی
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤   کلمات کلیدی: فورشگاه اینترنتی ،اعتماد مشتری

8 تکنیک جذب اعتماد مخاطبان در وب سایت و فروشگاه مجازی


امین گرجی - bebinim.com


حتما پیش آمده است که وقتی حتی برای اولین بار وارد برخی از سایت ها می شوید ناخود آگاه به آنها اعتماد می کنید. حاضرید از فروشگاه آنها خرید کنید و مطالبشان را سر فرصت بخوانید. درباره آن با دوستان خود صحبت می کنید

در زیر به شیوه هایی اشاره می کنم که باعث خواهد شد بازدیدکنندگان و مشتریان به وب سایت شما اعتماد کنند و با شما ارتباط برقرار نمایند. تکنیک های جذب اعتماد باعث افزایش فروش شما خواهد شد. موارد زیر تکنیک هایی تاثیرگذار برای تبدیل یک بازدیدکننده به یک خریدار از فروشگاه است  شاید با کمک این تکنیک های فاصله خود را از دایره اعتماد مشتری کاهش دهید.

 


نوع اطلاعات و نحوه نمایش ارتباط با ما از نکات کلیدی این اعتماد است  شما مشخصات

حتما آدرس و شماره تلفن خود را ذکر کنید. بسیاری از شرکت ها بدلیل اینکه می خواهند تجارت خود را وابسته به وب نشان دهند و یا برخی از تیم هایی که در خانه کار می کنند به این آدرس و شماره تلفن اشاره نمی کنند. شماره تماس و آدرس یکی از کلیدی ترین اصول برای جذب اعتماد مشتری و افزایش فروش است

طراحی زیبا و سنگین و کارا داشته باشید
بر خلاف نظر برخی، سلیقه ایرانی ها را سایت های شلوغ و پر از بنر های تبلیغاتی همه رنگ نمی دانم. ممکن است کاربران مدت بیشتری را در آن صرف کنند و یا با جذابیت های کاذب ایجاد شده روی لینک های آن کلیک کنند ولی نه برای شما و نه برای کسانی که به شما تبلیغ می دهند درآمدزا نخواهند بود. طراحی سنگین و شیک اعتماد ایجاد می کند و با افزایش میزان اعتماد مشتری، فروش شما افزایش می یابد

لطفا این مورد را با طراحی های سنگین و پر از المان های گرافیکی اشتباه نگیرید. سعی کنید طراحی شما بر روی محصول و خدمات و سرویس های شما متمرکز باشد

امنیت و تراکنش های امن
یکی از نکات دیگر در افزایش میزان فروش شما امنیت و استفاده از تراکنش های امن و یا همان پروتکل HTTPS است. شاید برای خودتان هم پیش آمده باشد که زمانی که می خواهید پولی حواله کنید وقتی HTTPS را می بینید خیالتان راحت می شود. حال اگر آن پروتکل را حتی برای عضویت های خود فعال کنید خریدار اعتماد بیشتری می کنند و راحت تر خرید می کند


 در صفحات خود Error نداشته باشید
هزاران بار شده است که به خاطر کوچکترین پیغام خطا در یک سایت آن را فورا بسته ام. مطمئن شوید سایت شما کوچک ترین خطایی  از هر نوعی نداشته باشد. مطمئن باشید با کوچکترین خطا کاربرانتان را برای همیشه از دست خواهید داد

ریسک ها را با امکان برگشت پول و یا حتی کالا کم کنید
یکی از نکات مهم برای شروع کار این است که کاربران شما کمترین ریسک را برای کار با شما داشته باشند. حال اگر به خریداران اعلام کنید که در صورت ناراضی بودن از محصول خریداری شده آن را پس میگیرید، ریسک را کاهش داده و باعث افزایش تعداد فروش خود خواهید شد


 از بلاگ و مکمل آن میکروبلاگ ها برای پر رنگ کردن خدمات استفاده کنید
تکرار در ذهن مخاطب اعتماد ایجاد می کند و ناخود آگاه او را به سمت سایت شما می کشاند. در وبلاگ خود درباره خدمات و مزیت استفاده از آنها و محصولات جدید خود بنویسید. وبلاگ خود را بروز رسانی کنید. سعی کنید هم به مخاطبانتان بیاموزید و هم آنها را خوشحال کنید. مطمئن باشید آنها هم در هنگام خرید شما را به یاد خواهند آورد


ماهیت میکروبلاگ ها تاثیرگذاری بیشتری دارند. درباره تفاوت بلاگ ها و میکروبلاگ ها و چگونگی استفاده موثر از این دو مکمل بعدا صحبت می کنم

صداقت رمز اعتماد
صادق باشید. کاربران زیرک هستند. بزرگنمایی های شما را متوجه خواهند شد. آنچه هستید باشید و سعی نکنید بزرگنمایی کنید

استفاده از سوشیال مدیا ها
سوشیال مدیا کمک می کند مشتریان شما را حس کنند و با شما ارتباط برقرار کنند. این به معنای اعتماد است. شرکت هایی که مدیران آنها در دسترس هستند و شما می توانید با آنها صحبت کنید و پرسش و پاسخ داشته باشید فروش بیشتری خواهند داشت. ممکن است سوال کنید مدیران زمان لازم برای این فعالیت را ندارند. آنها چگونه عمل کنند؟ امروز با کمک سوشیال مدیا ها این مشکل از بین رفته است. از طرف دیگر در شرکت های بزرگ چند نفر را برای این امر استخدام می کنند و شغلی با درآمدی بالا است

 


اصول شش گانه مدیر شرکت اپل
ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤   کلمات کلیدی: مدیر اپل ،اصول شش گانه ،موفقیت در کسب وکار

 مغزی متفکر در دنیای تکنولوژی و فن آوری های دیجیتال، فردی که کار خود را با مشکلات فراوان آغاز کرد، اکنون به نامی قابل احترام و صاحب سبک در دنیای تجارت مبدل شده است.

 

به گزارش پول نیوز، او در کودکی فرزند خوانده بودن را تجربه کرده و در دوران جوانی پس از 6 ماه تحصیل از کالج  اخراج شد. در آن زمان وی حتی به سختی می توانست هزینه های غذای روزانه خود را تامین کند. اما سرانجام پس از پشتکار فراوان و پشت سر گذاشتن موانع بسیار در مسیر فعالیت های کاری،  موفق به تاسیس یکی از شرکت های نوآور و خلاق در زمینه فن آوری های دیجیتال و کامپیوتر شد.

 

بله! به احتمال بسیار زیاد درست حدس زده اید، این فرد کسی نیست جز استیو جابز، مرد همه کاره و خالق شرکت اپل و استدیو انیمیشن پیکسار. اما آیا تابحال با خود فکر کرده اید که چه عواملی سبب کسب موفقیت های بی نظیر و شهرت جهانی جابز شده است؟ می توانید در ادامه این مقاله با ما همراه باشید تا رموز موفقیت او را از زبان خودش بشنوید.

1 -  متفاوت باشید و متفاوت فکر کنید

به اعتقاد اسیو جابز یک دزد دریایی خوب بودن بهتر از پرداختن به فعالیت های روزمره و یکنواخت یک افسر نیروی دریایی است. از این رو یکی از توصیه های همشیگی وی به کسانی که قصد ورود به دنیای تجارت را دارند این است که متفاوت بودن و متفاوت فکر کردن را سر لوحه کارهای خود قرار دهند.

2 -  آینده نگر و دور اندیش باشید  

به اعتقاد استیو جابز هرگز نباید از همان ابتدا برای کسب درآمد در چند حرفه و بطور همزمان به کار بپردازید. بلکه می توانید فعالیت خود را با کارهای پاره وقت و ساده آغاز کرده و پس از کسب تجربیات لازم حوزه کاری خود را گسترش دهید. نکته مهمی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد این است که تنها برنامه کاری روز آینده خود را مد نظر قرار ندهید،  بلکه دورنمای کلی فعالیت تجاری خود را نیز در نظر داشته باشید.

3 -  کاری را که از آن لذت می برید انجام دهید

به اعتقاد استیو جابز همواره و در صورت امکان قبل آغاز فعالیت کاری خود علائق و احساسات خود را در نظر بگیرید،  سپس کاری را که دوست دارید انجام دهید، انتخاب کرده و ایده های خلاقانه خود را برای متفاوت کردن آن بکار بگیرید. جابز همواره می گوید که تنها راه دستیابی به موفقیت این است که به کاری که انجام می دهید، عشق بورزید.

4 -  همواره به دنبال آموختن نکات جدید باشید

به اعتقاد استیو جابز همواره چیزهای جدیدی در این جهان برای آموختن وجود دارند. به عنوان مثال حتی می توان از گفت و گو با مشتری ها نکات جدیدی را آموخت و ایده های جدیدی را از این طریق بکار گرفت. بیاموزید که چگونه همانند همکاران و شرکای خود باشید، اما هیچ گاه این نکته را فراموش نکنید که این شما هستید که می توانید چیزهای بیشتری  را از آنها یاد بگیرید. همچنین به نظر جابز آموختن نحوه انتقاد درست و بی طرفانه از رقبای تجاری از اهمیت بسیاری در دنیای تجارت برخوردار است.

5 -  روحیه تجارت داشته باشید

به اعتقاد استیو جابز در دنیای تجارت باید همواره به دنبال کشف ایده های جدید و بزرگ باشید. ایده هایی که از قابلیت تبدیل شدن به واقعیت در کوتاه ترین زمان ممکن برخوردار هستند. در اکثر مواقع، برداشتن اولین گام سخت ترین کار ممکن در دنیای تجارت است، پس این شجاعت را داشته باشید تا از روح و قلب خود پیروی کنید.  

6 – تمام تلاش خود را به کار گیرید

به اعتقاد استیو جابز در دنیای تجارت باید هر آنچه را که در توان دارید برای بهتر انجام دادن فعالیت های کاری خود،  بکار بگیرید. این که در چه شغلی مشغول به فعالیت هستید از اهمیت چندانی برخوردار نیست بلکه کسب موفقیت است که مسیر را برای پیروزی و موفقیت های آینده شما هموار می سازد.