ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

چطور یک مدیر ترسو سازمانی را فلج می‏کند؟
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٦   کلمات کلیدی: چطور یک مدیر ترسو سازمانی را فلج می‏کند؟ ،مهرداد بنی سعید

فصلنامه دنیای تجارت- مهرداد بنی سعید

اگر یک شرکت کارمندان خوب داشته باشد، فروش بالا داشته باشد، برند مشهور داشته باشد، سرمایه زیادی داشته باشد ولی مدیری ترسو در راس آن باشد تمام منابع سازمان به هدر رفته چون مدیران ترسو استاد از بین بردن شرکت ها هستند.

 دوره بحران اقتصادی که می‏شود همه مدیرها می‏ترسند و سریع می‏روند سراغ تصمیماتی که بحران را به راحتی رد کنند و شرکت آنها آسیب نبیند یا آسیب کمتری ببیند معمولاً این تصمیمات به سرعت گرفته می‏شود و مدیریت بر اجرای آن در مدت طولانی اصرار دارد و کوتاه هم نمی‏آید و هرکس هم که حرف بزند می‏گوید مگر اوضاع را نمی‏بینی؟ دیروز فلان شرکت بود که خیلی جنسهای خوبی داشت ولی ورشکست شد. یا مگر کارخانه‏ فلانی را ندیدی چه بلایی سرش آمد؟.

پس ساکت باش و هرچه می‏گویم اجرا کن که وضعیت خراب است اما مشکل آنجاست که این مدیران ترسو تصمیمات بسیار سریعی گرفتند که فقط و فقط برای حفظ و نگهداری وضع حداقلی خوب هستند و به هیچ وجه کوتاه هم نمی‏آیند و فکر می‏کنند با درایت آنها شرکت از وضعیت بحرانی رها می‏شود و دوباره وضعیت خوب تکرار می‏شود تکه کلام آنها هم این است که "اگر تا آخر بهار صبر کنیم وضعیت دوباره خوب می‏شود" یا "اگر امسال را رد کنیم تمام است" امّا اولین تصمیمات مدیران ترسو جلوگیری کردن از نوآوری است. می‏پرسید از چه راههایی این کار را می‏کنند؟ برای شما می‏شمارم.

اخراج کارکنان ماهر: کارکنان ماهر در رشته تخصصی خودشان جزء 10 ‌٪ افراد برتر هستند و همیشه 2 یا 3 پیشنهاد نقد از جاهای دیگر دارند برای همین هم زیاد مدیران یا شرکت‏هایی را که دوست ندارند تحمل نمی‏کنند. وقتی بحران پیش می‏آید مدیر دائماً عرصه  فعالیت و جولان دادن کارکنان متبحر را تنگ ‏تر می‏کند و کارمندان ممتاز نیز که عادت ندارند به این مدیران باج بدهند با مدیریت اختلاف پیدا می‏کنند و معمولاً جلوی بقیه کارمندان از مدیر بدگویی می‏کنند و بعضی اوقات هم در جلوی مدیر سینه سپر می‏کنند و کارهای او را اشتباه می‏خوانند. همین‏ها باعث می‏شود که بعد از یک مدت کلنجار رفتن که حسابی بین این دو دعوا بالا گرفت کارمند ممتاز به یکی دیگر از پیشنهاد‏هایش  لبیک بگوید و از اداره برود خوب حالا چه کسی ضرر کرد؟ معلوم است که شرکت، چون کارکنان ماهر هستند که سازمان را به جلو می‏برند سایرین را آموزش می‏دهند و شرکت را به سود بالاتری می‏رسانند و قتی که قدر این گنج‏ها را ندانید باید منتظر تبعات آن هم باشید. چون در غیاب کارکنان ماهر دیگر شایسته‏ سالاری معنا ندارد و کارکنان معمولی و بی تجربه به پست‏هایی می‏رسند که برای اداره آنها خیلی کوچک هستند پس با یک بحران سریع نباید در شرکت اختناق ایجاد کنید و به بهانه آن مخالفان را بیرون کنید چون بعد از آن نوبت شما هست که بیرون بروید.

ریسک گریزی: آنقدر سطح رقابت در این چند سال بالا رفته که هر کار شرکت درصدی ریسک با خود همراه دارد. بخصوص کار بعضی سازمان‏ها با ریسک عجین است .اگر مدیر قرار باشد که به کارمندانش بگوید که مبادا ریسک کنید و شرکت را در خطر بیاندازید خواهید دید که دیگر کارمندان جرأت تکان خوردن هم ندارند. مدیر عملاً با این جمله از تمام قراردادهایی که می‏تواند برای شرکت سودزا باشد صرفنظر کرده و درآمد خود را به  می رساند. مدیر باید بداند که موظف است شرکتی با پوست کرگدن بسازد که از خارهای ریسک در بیابان بحران نترسد. اگر قرار باشد که از فردا مشتریانی که احتمال دارد چک‏هایشان دیرتر نقد شود یا از طرح‏هایی که امکان ضرر دارد دوری کنید رقبا از این کار شما استقبال خواهند کرد چون شما به راحتی فرصتهایی را که در پی چند سال کسب کرده‏اید به آنها واگذار می‏کنید. پس ریسک کسب و کار را به جان بخرید و به استقبال آن بروید. راحت‏ترین و اشتباه‏ترین کار این است که از ریسک‏ها دوری کنید. می‏شود با هوشیار بودن از دل ریسک سود ساخت چون روی دیگر سکه ریسک سود است پس ریسک را در آغوش بگیرید تا به سود برسید به قول یک مثل ژاپنی «دیدن رنگین کمان نصیب کسی می‏شود که تا آخر زیر باران بایستد».

تعطیل کردن و کم کردن طراحی و تولید محصولات جدید: اگر شرکت شما تولیدی باشد  قسمت تولید برای شما کلی خرج دارد که رقم درشت آن شما را وسوسه می‏کند که یک جوری از سر و ته آن بزنید ولی این کار خطرناک تنها از عهده مدیران ترسو برمی‏آید چون با این کار گور شرکت خود را کنده‏اید چون وضعیت خراب شده ما نباید کالاهای جدید رو نکنیم مگر نیازها و مصارف مردم تعطیل شده که شما هم کار را تعطیل کرده‏اید؟ فقط شکل نیازهای مردم تغییر کرده درست مثل قانون ماده و انرژی می‏ماند که ماده و انرژی هیچ وقت از بین نمی‏رود بلکه از شکلی به شکل دیگر در می‏آید. نیازهای مشتری هم دقیقاً همین است، در دوران بحران فقط شکل آن تغییر کرده .بگردید و شکل جدید را پیدا کنید و بعد برای رفع این نیاز تغییر شکل یافته کالاهای جدید معرفی کنید. ممکن است بپرسید که چرا فلان شرکت یا فلان تولیدی این کار را نمی‏کند؟ آنها دچار مشکل می‏شوند شما که نمی‏خواهید راه آنها را طی کنید بلکه شما  راه کسانی که اتفاقاً در دوران بحران برند شان معروف شد و حسابی در بازار برای خودشان جایی پیدا کردند را می خواهید ادامه دهید . فکر غلطی که در ذهن مدیران ترسو جای کرده این است که مردم در زمان رکود کمتر خریدمی کنند پس ما باید کمتر تولید کنیم و کمتر تنوع بدهیم.

اگر این طور است که آنها می‏گویند چرا در همین دوران کار بعضی کسب و کارها پررونق‏تر هم شده است. مثلاً چرا مشتریان مک دونالد و والمارت در همین بحران که آنها می‏گویند بیشتر هم شده است. چون مک دونالد آنقدر انعطاف پذیر شده است که سریع با هر شرایطی سازگار می‏شود این یعنی محصولاتش را با زمان سازگار می کند. امّا مدیران ترسو اهمیت زمان را درک نمی‏کنند به جای پذیرفتن زمان با زمان جدید می جنگند .اما برنده همیشه زمان است چون زمان امپراتوری‏های بزرگ را نابود کرده دیگر چه برسد به شرکتهای الان که با یک نوسان از پای می‏ افتند.

جایگزین کردن مدیران کاهنده هزینه به جای مدیران رشدگرا‌: وقتی پیش لرزه‏های وضعیت بحرانی به اتاق مدیر کل می‏رسد اولین جلسه ستاد بحران گذاشته می‏شود مدیر کل به تمام مدیران سیاسی هشدار می‏دهد که دست از ولخرجی بردارید که هوا پس است در همین حال بعضی از مدیران میانی اعتراض می‏کنند که طرح‏های نیمه کاره و طرح‏های جدیدی  قرار است  به اجرا درآید که نیاز به پول دارد و نمی‏شود یک دفعه آنها را متوقف کرد مدیر کل عصبانی می‏شود و می‏گوید یک بار گفتم تمام ولخرجی‏ها را تعطیل کنید از نظر او مرغ یک پا دارد و طرح‏هایی که برای رشد و توسعه بیشتر شرکت پول لازم دارند ولخرجی است و باید تعطیل شود.

بعد از چند ساعت  که از جلسه گذشت وقتی مدیرمی‏بینید دیگر آبش با این گونه مدیران در یک جوی نمی‏رود جلسه را تعطیل می‏کند و همه به سر کارشان برمی‏گردند بعد مدیر کل به منشی می‏گوید مدیر نیروی انسانی را بگویید بیاید دفتر من. مدیر کل شروع می‏کند به برداشتن مدیران توسعه طلب و پشت سر هم احکام  انفصال آنها را صادر می‏کند .بعد عمیقاً به فکر می‏رود که خوب حالا چه کسانی بروند جای اینها، بعد شروع می‏کند به زنگ زدن به قسمتهای مختلف شرکت یا به رفقای خود در شرکت‏های دیگر و یک تعداد مدیر را دستچین می‏کند بعد دومین جلسه مدیریت بحران را این بار با مدیران جدید تشکیل می‏دهد در این جلسه مدیر کل یکه تازی می‏کند و فقط نطق می‏کنند و بقیه هم تأیید می‏کنند.

نطق حاوی دستوراتی برای کمتر کردن هزینه‏ها و صرفه جویی است .    جلسه تمام می‏شود و مدیر کل خیالش راحت می‏شود که با این تیم مدیران مطیع می‏تواند گردنه بحران را رد کند .اما کور خوانده در حقیقت او شرکت خود را خلع سلاح کرد و تبدیل به شرکتی کاملاً ا نفعالی و در دست محیط شده و فقط می‏خواهد با شرایط بسازد نه اینکه شرایط را بسازد او باید بزودی شاهد کم شدن بیشتر مشتریانش باشد بله او باد کاشته و باید طوفان درو کند چون مدیران کاهنده هزینه فقط بلدند شرکت را ضعیف کنند و از هزینه‏ها بزنند و چندین طرح کایزن و شش سیگما و مهندسی ارزش در سازمان پیاده کنند کاش این  قدر که به فکر  هزینه‏ها بودند به  فکر راههای ایجاد درآمد را هم بودند.

عقب نشینی از جهانی شدن و عقب نشینی به درون شرکت: طبق قانون جهانی فکر کن منطقه‏ای عمل کن هر شرکتی بعد از اینکه جای پای خود را در مرزهایش محکم کرد باید به فکر توسعه بازارهای خود در مناطق دیگر یا کشورهای دیگر باشد چون معمولاً بین 10 تا 100 برابر مشتریان فعلی در خارج از مرزها برای ما وجود دارد که به همان اندازه می‏تواند سود ما را 10 تا 100 برابر کند ولی وقتی بحران می‏شود مدیر ترسو تمام برنامه‏های واحد توسعه بین الملل شرکت یا واحد بررسی‏های استراتژیک شرکت را به هم می‏ریزد استدلال او هم این است که ما اگر بتوانیم همین وضعیت مشتری‏های خودمان را نگه داریم هنر کردیم صادرات پیشکش . در آینده‏ای نزدیک که وضعیت بهتر شد صادرات هم می‏کنیم امّا آن طرف قضیه مدیر واحد توسعه بین الملل می‏داند که اتفاقاً بحران بهترین وقت برای توسعه بازارهای شرکت است .چون در بحران رسوخ کردن در بازارهای دیگر کشورها به شدت راحت‏تر است چون یک سری از رقبا ورشکست شدند یک سری تغییر کاربری داده‏اند و یک سری ضعیف شده‏اند و حسابی سرشان در لاک خودشان است که مبادا ورشکست شوند ولی اگر وضعیت اقتصادی خوب بود سخت می‏شد به آن بازار نفوذ کرد چون آن موقع آن قدر اسلحه در زرادخانه‏شان داشتند  که از خجالت ما در آیند.ولی الان بی دفاع هستند. امّا مدیر کل می‏گوید افسانه پردازی و تخیلات را کنار بگذار شوخی که نیست قرار است بریم توی دهن تمساح اصلاً اگر ورشکست شویم تو جواب می‏دهی؟

اینگونه است که مدیر ترسو کل ترس خود را به بقیه سازمان منتقل می‏کند ویروس ترس هم اگر در شرکتی شیوع پیدا کرد دیگر باید  فاتحه پیشرفت شرکت را خواند امّا مسئله به اینجا ختم نمی‏شود بعد از اینکه مدیر کل از بازارهای جهانی عقب نشینی کرد نوبت بازارهای منطقه‏ای می‏رسد و به مرور زمان حتی این بازارها نیز از دست می‏روند و بعضی اوقات این عقب نشینی حتی تا از دست دادن تمام بازارها ادامه پیدا می‏کند.

میل به ترس هیچ وقت کوتاه نمی‏آید مداوم از شما می‏خواهد بیشتر عقب بروید و می‏گوید بهتر است از سهم بازار فعلی دفاع کنی امّا  غافل از اینکه بهترین دفاع حمله است با حمله هم از مرزها دفاع کرده‏اید هم آنها را گسترش می‏دهید پس اگر منتظر شدید دشمنی به پشت مرزهای شما برسد بعد دفاع را آغاز کنید خسارت می‏بینید. بلکه اگر منتظر شدید با رقبا در زمین خودی رو در رو بشوید باید بپذیرید که بازار فعلی شما میدان جنگ شود و هیچ وقت روی آسایش را نبینید چون همان موقع که دشمن به قلب منطقه ‏شما نزدیک شود آسایش از منطقه‏تان می‏رود.

راه انداختن دیکتاتوری در سازمان و تغییر معیار عملکرد: بحران این مجوز را به مدیر می‏دهد که در بسیاری از کارها دخالت کند خیلی از کارها و برنامه‏ها را تعطیل کند خیلی پست‏ها را حذف کند، قوانین و عرف‏های شرکت را تغییر دهد و تک صدایی را در سازمان گسترش دهد و مدیران بی ظرفیت و ترسو نیز از این اقدامات استقبال می‏کنند این مدیران بعد از مدتی به بهانه اینکه مسئول همه کارها اوست و او است که باید به هیأت مدیره جواب دهد از اختیارات بقیه کم می‏‏کند و به اختیارات خود می‏افزاید خودش برنامه می‏دهد و به دیگران می‏گوید فقط اجرا کنید از مشورت هم دیگر مثل قبل خبری نیست.

بعد از مدتی که می‏گذرد می‏بیند مدیر چنان دیکتاتوری در سازمان بپا کرده که دیگر نمی‏شود بدون اجازه او ‌آب خورد. اختیارات کارمندان به کارهای ساده و روزمره محدود شده و هر روز کارکنان بی انگیزه‏تر می‏شوند. در همین بین چون مسئولیت‏های مدیر بیش از توان او زیاد شد تصمیمات اشتباه او بیشتر می‏شود و این اشتباهات شرکت را بیشتر ضعیف می‏کند، این وضعیت کارکنان را مسئولیت گریز می‏کند چون کارمندان دنبال دردسر نیستند و وقتی هم که شرکت ورشکست شود همه انگشتان به سمت مدیر کل دراز می‏شود که او خلاقیت را در سازمان کشت او بود که جلوی نظرات و ابداعات نجات بخش ایستاد ما می دیدیم که شرکت دارد در منجلاب فرو می‏رود ولی او قدرت را بر خودش منحصر کرد و بدبختی امروز شرکت نتیجه تصمیمات اوست.


تبلیغ و تاثیر
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٦   کلمات کلیدی: تبلیغ و تاثیر ،مجید ویسمه

فصلنامه دنیای تجارت- مجید ویسمه

وقتی ارتباطات به صورت دسته جمعی صورت گیرد و یک یا چند نفر در یک زمان با عده زیادی تماس گیرند ،تبلیغات نامیده می شود و در اینجا تبلیغاتی مورد بحث است که مستلزم مخارجی می باشد. در واقع در هر کجا که مفاهیم رقابت و قدرت گزینش برای جامعه و عناصر آن امکان پذیر باشد می توان ادعا کرد که تبلیغات نقش بسزایی در ایجاد اندیشه های جهت دار دارد  جوامع امروزی با بشر بدون ارتباطات نمی توانست تشکیل گردد.اما این سوال مطرح می شود که شرکت ها و سازمان های تجاری تا کجا و چه مدت زمانی حاضر هستند پای هزینه خود بایستند و تاثیر این هزینه ها چه مقداری است؟
برای بررسی تبلیغات بهتر است ابتدا از پیشنه تبلیغ آگاهی یابیم تبلیغ از دوران ماقبل تاریخ اغاز شد  ، نوعی ارتباط در خصوص وجود  و در دسترس بودن اجناس و کالا ها بوده  است . برخی از تصاویری که بر روی دیواره ی غار های اولیه نقش بسته است.مربوط به سازندگان اشیای ابتدایی می باشد . بنابراین تبلیغ ، مقوله ای نیست که چندان جدید باشد و مربوط به سال های اخیر گردد بلکه ریشه در زندگی اجتماعی انسان ها دارد با این همه آنچه ما تحت عنوان تبلیغات نو و جدید می شناسیم ، ریشه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در کشور ایالات متحد دارد. سال 1450 یک تاریخ مهم در سابقه تبلیغات می باشد ، زیرا در این سال بود که گوتنبرگ ، انجیل معروف خود را به چاپ رسانید و با روی کار آمدن صنعت چاپ ، در واقع انقلاب عظیمی در تبلیغات چاپی ایجاد شد .
پیشینه ی تبلیغ در ایران

نخستین وسیله ی آگهی رسانی ، نصب تابلو و جارچی ها بوده است و استفاده از آگهی در ایران به ادوار باستانی باز می گردد. اما پیشینه آگهی در تاریخ معاصر ، نخست به صورت دیوار کوب درج در نشریه ها باب شد و سپس رواج پیدا کرد . باید دانست که پیشینه آگهی در رسانه های جمعی ایران بدین ترتیب بوده است:دیوار کوب ، نشریه های ادواری ، کتاب ، سینما ، رادیو ، تلویزیون
 

با گذشت زمان ابر شرکت های تجاری متوجه شدند اکنون زمان آن گذشته که مشتری به آنها نیاز داشته باشد بلکه با افزایش کارخانه ها و شرکت ها و کمبود منابع انها باید به کار بازاریابی بپردازند و زمان و ارزش بیشتری برای مشتری و منابع خود لحاظ کنند و اینگونه تاثیر تبلیغات هر روز بیشتر از قبل شد به گونه ای که شرکت ها مبالغ زیادی را صرف تبلیغات خود می کنند به گونهای که   در دهه 80 یونسکو در گزارشی هزینه های جهانی تبلیغات کشورهای مختلف جهان را در آن دهه مورد بررسی قرار داد. این گزارش با همین عنوان در نیویورک  به چاپ رسید.

این گزارش نشان می دهد که آمریکا با 102140 میلیون دلار بیشترین هزینه تبلیغاتی را داشته است و این میزان 43/2 درصد کل تولید ناخالص داخلی این کشور است.

بعد از آمریکا، ژاپن با 18208 میلیون دلار دومین کشور است که هزینه تبلیغاتی آن بالاتر از سایر کشورها قرار دارد. و این هزینه 92/0 از تولید ناخالص ملی آن را تشکیل می دهد.

در رده سوم کشور کانادا با 4797 میلیون دلار هزینه تبلیغاتی که 4/1 درصد از تولید ناخالص ملی آن را تشکیل می دهد، قرار گرفته است.

با گذشت زمان شرکت ها متوجه شدند که تمرکز خود را بر تنوع در تبلیغات باید قرار دهند به گونه ای که موجب جلب توجه مصرف کننده شود و شرکتی که بتواند در این استراتِژی موفق باشد در واقع گوی رقابت را از رقیبان خود ربوده است.
اولین وظیفه ی پیام تبلیغاتی « جلب توجه افراد» است. اگر پیام تبلیغاتی نتواند این وظیفه ی خود را به خوبی انجام دهد، هرچقدر افراد آن را ببینند و یا بشنوند بدون ثمر است. بسیاری از خوانندگان مجله ها و یا روزنامه ها، بدون این که توجهی به هیچ تبلیغی بکنند به شکل سطحی و گذرا مجلات را ورق می زنند. بسیاری از بینندگان تلویزیون و شنوندگان رادیو هنگام پخش آگهی های تبلیغاتی ، مشغول انجام کار و یا خوردن چیزی می شوند. بسیاری از افراد وقتی مشغول دیدن برنامه ای در ویدیو هستند هنگام پخش آگهی با استفاده از دکمه جلوبر از قسمت آگهی صرف نظر می کنند و ادامه ی برنامه ی مورد علاقه شان را می  بینند
یکی از نمونه  های تازه و متنوع نسبت به سایر تبلیغات دیگر اقدام جدید شرکت ژیلت بوده است که کوچکترین تبلیغ دنیا را با نوشتن بر روی یک تار مو خلق کرد
 به گزارش فارنت و به نقل از گیزمودو گویا شرکت ژیلت با کنار گذاشتن سیاست خود در تبلیغ در هرجا و مکان به خلق تبلیغات شگفت‌آور روی آورده است

این شرکت با بکارگیری چندین دکتر متخصص در علم الکترومیکروسکوپی کوچکترین تبلیغ جهان را با نوشتن یک شعار تبلیغاتی بر روی یک تار مو خلق کرده است
این تار مو که در واقع یک تار موی ریش صورت یک مرد بالغ است که به صورت طبیعی و در جریان اصلاح از صورت کنده شده است اما سرنوشتی غیر از سایر موها پیدا کرده و به زیر میکروسکوپ این دکترها راه پیدا کرده است تا آنها با استفاده از یون‌ها شعار تبلیغاتی را بر روی این تار مو حک کرده و با میکروسکوپ از آن عکس بگیرند

اندازه این تبلیغ ۱۰۰ میکرون و یا یک دهم میلیمتر است و اکنون به دنبال تایید کتاب رکوردهای گینس است تا عنوان کوچکترین تبلیغ جهان را از آن خود کند

اما شرکت ژیلت نقشه‌ای بیشتر از چاپ کردن عکس میکروسکوپی این تار مو و راه‌انداختن کمپین تبلیغاتی با آن دارد. این شرکت تصمیم دارد این موهای تبلیغاتی را به همراه دستگاه‌های مورد نیاز در سرویس‌های بهداشتی فرودگاه‌های سراسر جهان نصب کرده تا رهگذران این تبلیغات را بر روی همان موها  و به اندازه بزرگتر ببینند! باید جالب باشد! این‌طور نیست؟

پیش از این و پس از اقدام ناجوانمردانه تیری انری و خطای هند او در مسابقه فوتبال با تیم ملی ایرلند که باعث صعود فرانسه و شکست و حضور نیافتن ایرلند در دور نهایی مسابقات جام جهانی ۲۰۱۰ شد، شرکت ژیلت بالاجبار در تصاویر تبلیغاتی خود توپ را از دست آقای انری گرفته و دست او را در جیبش گذاشته بود
 

اکنون که از تاثیر تبلیغات آگاهی یافتیم باید به هزینه تبلیغ نیز توجه کنیم تبلیغی مناسب است که با هزینه کم بیشترین تاثیر را بر روی مشتری خود بگذارد هزینه بالا تبلیغ تنها باعث میشود که شرکت مجبور شود قیمت کالاها خود را به منظور جبران هزینه ها بالا برده و اعتماد مشتریان خود را نیز از دست بدهد.
علاوه بر هزینه نکات مهم دیگری که باید رعایت کرد عبارتند از

1- در تبلیغ جک یا لطیفه تعریف نکنین چون خیلی سریع بی مزه می شود.

2- هیچ گاه کالا را به تمسخر و خنده نگیرید

3- از پایان بندی هایی که موجب تعجب مخاطب می شود پرهیز کنید چون این اتفاق فقط یک بار شیرین است و دفعات بعد برای مخاطب ماجرا معلوم می شود.

4- مطالب طنز یا خنده آور نباید چندان سخت باشد که مخاطب نتواند با راحتی آن را درک کند.

5- مطلب طنز یا خنده آور نباید کالا را تحت الشعاع قرار دهد.

6- هرکجا که نمی دانید باید از چه جاذبه و یا تیزری استفاده کنید، سریع سراغ تبلیغ طنزآلود نروید
سوق دادن افراد به خرید

سوق دادن افرا به خرید، آخرین وظیفه تبلیغ می باشد و البته وظیفه ی آسانی نیست. با استفاده از پژوهش هایی که در زمینه ارتباطات انجام شده است ، اکنون مشخص شده است که مشتریان بالقوه باید علاوه بر  که آگاه شوند که جای کالا و نقش آن در زندگی روزمره آنها چیست، بلکه باید نمایندگان فروش شرکت، کالا را حضوری عرضه کرده و به تشریح آن بپردازند و مشتری بالقوه بتواند کالا و عملکردش را از نزدیک ببیند.


گوگل قدرتمندترین موسسه در فضای سایبر
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٦   کلمات کلیدی: گوگل قدرتمندترین موسسه در فضای سایبر ،مجید ویسمه

فصلنامه دنیای تجارت- مجید ویسمه

لری پیج و سرگی برین دو دانشجوی دکترای دانشگاه استنفورد، هفتم سپتامبر 1998 گوگل را ثبت کردند. آنها همزمان با شروع سال 1996 کار روی پروژه دکترای خود را آغاز کرده بودند.
هدف گوگل از آغاز «سازماندهی کردن اطلاعات دنیا و دسترس‌پذیر کردن آن‌ها برای عموم» بود، و شعار غیر رسمی شرکت «شرور نباشید» بود
پیش از پیدایش گوگل، منطق موتورهای جستجوی اینترنتی این‌گونه بود که سایت‌های مرتبط را با توجه به تعداد تکرار کلمات مورد جستجو می‌یافتند.گوگل با هدف  که قرار بود در آن یک موتور جستجو اینترنتی طراحی شود که با روش‌های جدید جستجو دقت را بالا ببرد وارد شد. آلری پیج و سرگی برین، نام خودمانی پروژه خود را "BackRub" گذاشته بودند زیرا موتور جستجوگر آنها لینکهای پشتیبانی سایتها را بررسی میکرد و بر همان مبنا میزان اهمیت آنها را در نتایج جستجو تعیین میکرد.
نتیجه رشد سریع گوگل از بدو ثبت شدن شرکت، زنجیره‌ای از محصولات، خرید و شراکت با شرکت‌های دیگر بود. این شرکت محصولات اینترنتی سودمندی مانند سرویس ایمیل جی‌میل و شبکه‌های اجتماعی مانند اورکات و به تازگی گوگل باز و گوگل پلاس را به کاربران خود پیشنهاد می‌دهد. محصولات گوگل به ابزارهای رومیزی نیز توسعه پیدا کرد، با برنامه‌هایی مانند مرورگر وب گوگل کروم، سازماندهی و ویریشگر تصاویر پیکاسا و پیام‌رسان فوری گوگل تاک. گوگل برروی سیستم عامل موبایل اندروید که در بسیاری از تلفن‌های همراه استفاده می‌شود، در کنار سیستم عامل گوگل کروم که با نام Cr-۴۸ هم شناخته می‌شود نظارت دارد.چنین پیشرفت و دقتی بود که باعث شد گوگل توسط برندز به عنوان دومین برند باارزش دنیا شناخته شده‌است
شاید یکی از دلایل رشد سریع شرکت توجه بیش از حد به مسائل کارکنان و حل مشکلات آنها بود به گونه ای که در فهرست بهترین شرکت‌های برای کار در مجله فورچون، گوگل در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ در رتبهٔ اول و در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ چهارم بود. فلسفهٔ شرکت گوگل بر پایه اصولی انسانی همچون شما می‌توانید بدون شرارت پول به دست آورید، شما می‌توانید بدون کت و شلوار جدی باشید و کار کردن باید چالش‌انگیز و چالش باید شوخی و سرگرمی باشد استوار است.
یکی از ویژگی های گوگل که در کمتر شرکتی دیده می شود توجه به استعداد درونی کارمندان و مدیران شرکت است به گونه ای که گوگل به عنوان یک عامل ترغیب، سیاستی با نام استراحت ابتکاری (Innovation Time Off) در شرکتش به وجود آورد، که در آن مهندسان ۲۰ ٪از زمان کار خود را به پروژه‌هایی اختصاص می‌دهند که به آن‌ها علاقه دارند. تعدادی از خدمات جدیدتر گوگل از جمله جی‌میل، گوگل نیوز، اورکات و ادسنس در اصل از همین ایده به وجود آمده‌اند در یکی از سخنرانی‌های دانشگاه استنفورد، مریسا مایر معاون قسمت محصولات جستجویی گوگل، بیان داشت که نیمی از محصولات جدیدی که به نمایش درمی‌آیند همه در زمان استراحت ابتکاری به وجود آمده‌اند. در مارس ۲۰۱۱ شرکت مشاور یونیورسام اطلاعاتی نمایش داد که در آن گوگل در راس فهرست کارفرمایان ایده‌آل قرار داشت و در آن ۲۵ درصد از ۱۰۰۰۰ جوان متخصصی که در نظرسنجی شرکت کرده بودند گوگل را انتخاب کرده بودند.

در سپتامبر ۱۹۹۸ زمانی که  اولین دفتر کار گوگل راه‌اندازی شد و در واقع اولین دفتر کار گوگل در گاراژ خانهٔ سوزان وژکیکی در منلو پارک، کالیفرنیا قرار داشت و شرکت رسماً به ثبت رسید کمتر کسی فکر میکرد که گوگل به جایی برسد که در سال  ۲۰۱۱ گوگل اعلام کند که بخش تلفن‌های همراه شرکت موتورولا را خواهد خرید و چند ساعت پس از اعلام، صاحب آن شود. این شرکت برای خرید سهام موتورولا مبلغ ۱۲٫۵ میلیارد دلار به صورت نقد پرداخت می‌کند و براین اساس مالکیت موتورولا موبیلیتی به گوگل واگذار می‌شود و با این خرید صاحب ۱۹ هزار کارمند جدید شد. به دست آوردن شرکت موتورولا، که همکار اختصاصی برای اندروید محسوب می‌شود، گوگل را قادر خواهد ساخت تا اندروید را تقویت و رقابت بین سیستم‌های موبایل را افزایش دهد. موتورولا، دارای حق امتیاز اندروید باقی خواهد ماند و اندروید نیز متن باز باقی می‌ماند. گوگل، به شرکت موتورولا به عنوان یک کسب و کار مجزا نگاه کرده و آن را به صورت جداگانه می گرداند. از سال ۲۰۰۷ که گوگل سیستم عامل مخصوص موبایل خود اندروید را عرضه داشته روز به روز بر محبوبیت آن افزوده شده و شرکت‌های معتبر و بزرگی تلفن‌های مبتنی بر سیستم عامل اندروید گوگل ارایه کردند. بیش از ۱۵۰ میلیون دستگاه اندرویدی در سرتاسر جهان وجود دارد و روزانه ۵۵۰ هزار دستگاه بر تعداد آنان اضافه می‌شود. شرکت موتورولا که قدمتی ۸۰ ساله در زمینهٔ ارتباطات و تلفن همراه دارد یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان تلفن همراه در آمریکا است و در رقابت با شرکت‌های بزرگی چون اچ‌تی‌سی و سامسونگ قرار دارد.
گوگل تاکنون بیش از صد کمپانی بزرگ را خریداری کرده که اکثر آن‌ها در ایالات متحده و در منطقه خلیج سانفرانسیسکو واقع شده‌اند;که شاید از مهمترین آنها عبارت باشند در سپتامبر ۲۰۰۴ زیپ‌دش به منظور  بررسی ترافیک , اکتبر ۲۰۰۴  Where به منظور بررسی نقشه زمین, ۱۷ اوت ۲۰۰۵ اندروید نرم‌افزار موبایل, ۲۷ دسامبر ۲۰۰۵ فت‌بیتز موتور جستجوی مجازی, ۱۴ فوریه ۲۰۰۶ میژر مپز وبلاگ, ۹ اکتبر ۲۰۰۶ یوتیوب اشتراک ویدئو, ۱۳ آوریل ۲۰۰۷ دابل‌کلیک تبلیغات, ۱ ژوئن ۲۰۰۷ پانورامیو اشتراک عکسو در سال 2011 موتورولا موبیلیتی تولیدکنندهٔ تلفن همراه از مهمترین خرید های شرکت گوگل می باشد.


علاوه بر نوآوری های گوگل که یکی از دلایل اصلی پیشرفت این شرکت می باشد دلایل زیادی وجود دارد که باعث پیشرفت گوگل شد ازجمله :
-خرید سهام شرکت های دیگر به منظور نفوذ در بازارهای مختلف
 انگیزه کارکنان، که از طریق روش های مختلف مانند تامین وسایل رفاهی که گوگل برای آنان فراهم کرده است هنگامی که گوگل برنامه ای برای کارکنان خود تنظیم می کرده، همه امکانات و مزایای مورد نیاز آنان را در برنامه خود قرار داده است. برای مثال ماشین لباسشویی در شرکت، غذای رایگان و استفاده از دکترهایی که کارمندان را به صورت رایگان در شرکت معاینه خواهند کرد.
-همگام سازی شرکت با تحولات بازار
-رقابت با دیگر شرکت ها
-استفاده از نیروهای متخصص و استفاده از نظرات و دیدگاه های تمامی کارمندان
گوگل محصولات زیادی را در زمینهٔ نرم‌افزار تولید کرده که عبارتند از: سیستم‌عامل گوگل کروم، مرورگر کروم، کرومیوم، وی۸، گوگل دسکتاپ، گوگل ارت، بسته گوگل، پیکاسا، اسکچ‌آپ، جی تاک، نوار ابزار گوگل، مجری ویدئو، ابزار وبمستری، گوگل اپ انجین که هرکدام اگر چه هزینه بالایی برای گوگل داشت ولی منافع دراز مدت این برنامه ها مدیران گوگل را به تولید این محصولات ترغیب کرد.
یکی از بزرگترین خدماتی که گوگل در حال ارائه آن می باشد جی میل است جی‌میل، یکی از سرویس‌های رایگان است که به کاربران فضای رایگان جهت ایمیل ارائه می‌دهد. نسخه آزمایشی گوگل در ۱ آوریل ۲۰۰۴ ارائه شد، به این صورت که هر کاربر می‌توانست با دریافت دعوت‌نامه از کاربری دیگر که دارای حساب جی‌میل بود دارای حساب ایمیل شود و از خدمات آن استفاده کند. این سرویس در ۷ فوریه ۲۰۰۷ برای عموم آزاد شد و نیازی به دعوت‌نامه برای عضویت نبودو در ۷ ژوئیه ۲۰۰۹ از حالت آزمایشی بیرون آمد، که در آن زمان دارای ۱۴۶ میلیون کاربر در هر ماه بود.این سرویس اولین سرویس ایمیلی در دنیا بود که یک گیگابایت فضا به کاربرانش می‌داد، و همچنین اولین سرویسی بود که همه نامه‌هایی که بین دو شخص رد و بدل می‌شد را به صورت قطاری و پشت سر هم نشان می‌داد. در حال حاضر جی‌میل 76۰۰ مگابایت فضا به کاربرانش می‌دهد، و کاربران با پرداخت سالانهٔ ۰٫۲۵ دلار به ازای هر گیگابایت، قادرند این فضا را به ۲۰ گیگابایت تا ۱۶ ترابایت افزایش دهند. به علاوه برنامه‌نویسان، جی‌میل را به واسطهٔ پیشگام بودن آن در استفاده از ای‌جکس، که تکنیکی در برنامه‌نویسی‌است که به کاربران اجازه می‌دهد که محتویات یک صفحه وب را بدون دوباره نوسازی آن مشاهده کنند، می‌شناسند. یکی از انتقادهایی که از جی‌میل شده‌است، پتانسیل قوی آن برای افشای داده‌های کاربر است، و این خطری‌است که احتمال می‌رود این داده‌ها با بسیاری از برنامه‌های وب آنلاین ارتباط داده شده شوند. استیو بالمر (مدیرعامل مایکروسافت) ، لیز فیگروا، مارک راش و ویراستاران گوگل واچ به این موضوع عقیده دارند، در حالی که گوگل ادعا می‌کند که نامه‌هایی که با جی‌میل فرستاده می‌شوند هیچ گاه توسط شخصی دیگر خوانده نمی‌شوند.
از دیگر خدمات گوگل که اخیرا به منظور رقابت با فیس بوک به بازار آمد پروژه گوگل پلاس بود.
پروژه گوگل پلاس یک امکان تازه از شرکت گوگل است که افتتاح آن از روز سه‌شنبه ۲۸ ژوئن 2011 در وبلاگ رسمی گوگل اعلام شد

پروژه گوگل پلاس که در واقع یک رسانه اجتماعی برای اشتراک‌ گذاری آنلاین است مثل دیگر پروژه‌های جدید شرکت گوگل، ابتدا در اختیار تعداد محدودی از کاربران قرار گرفت تا سپس در دسترس همه کاربران قرارگیرد.ویک گاندورتا یکی از مدیران ارشد گوگل که در شبکه‌های اجتماعی و وب.۲، تخصص دارد مدیر تیمی بوده است که یک سال و نیم بر بر روی این پروژه‌ کار کرد.او می‌گوید:اشتراک‌گذاری آنلاین نیاز جدی به بازبینی و خلق شیوه‌های تازه دارد. زمان تغییر شیوه‌های فعلی به اشتراک گذاری که چندان کارآمد نیست فرا رسیده و گوگل پلاس اولین گام عملی جدی ما برای اعمال این تغییرات است.
گوگل ابزار نقشه خود را در سال 2005 برای کاربران ارائه کرد. نقشه گوگل کاربران را ممکن می‌سازد تا بتوانند نقشه شهرها و کشورهای مختلف را ببینند و حتی مسیر نقطه‌ای به نقطه دیگر را در بیاورند. با استفاده از این ابزار افراد می‌توانند نقشه خیابان‌ها و حتی مشاهده ماهواره‌ای داشته باشند. نکته جالب این است که ماهواره‌ها حتی می‌توانند نقطه‌های کور ترافیکی را هم در نقشه‌های گوگل پوشش دهند و کاربران را مجذوب خود کنند.

در سال 2008 گوگل امکاناتی را ایجاد کرد که هر کس می‌تواند مشخصات راهی را که می‌خواهد با پای پیاده طی کند را نیز به راحتی در بیاورد. سابق این نقشه؛ تنها امکانات را برای جاده‌ها و بزرگراه ها و برای خودروها امکان‌پذیر می‌ساخت اما از این پس کاربران خواهند توانست نزدیک‌ترین راه پیاده به مقصد خود را نیز به راحتی از نقشه گوگل پیدا کنند
یکی دیگر از امکانات گوگل که باعث شد توجه خیلی ها به آن شود گوگل سلامت(Google health)بود. تغییر دادن پزشک کار آسانی نیست و اگر شما به بیماری مبتلا باشید و بخواهید پزشک خود را تغییر دهید اولین مشکل شما توضیح دادن تمامی مدارک پزشکی شما از پزشک قبلی‌تان خواهد بود. انتقال اطلاعات پزشکی شما در این حالت بسیار مهم است و هر چه پزشک جدید شما اطلاعت بیشتر و درست‌تری داشته باشد بهتر می‌تواند به شما کمک کند.

راه گوگل برای این مشکل شما ایجاد صفحات الکترونیکی است که گوگل سلامت نام گرفته است. پزشک‌تان می‌تواند اطلاعات پزشکی شما را به این صفحات منتقل کند و به این روش پزشک دوم شما تنها کافی است از طریق رایانه خود به این صفحه دسترسی پیدا کند.اما موضوعی که ممکن است نگران کننده به نظر برسد آن است که شاید فردی به این اطلاعات شخصی شما دسترسی پیدا کند. اما گوگل اصرار دارد که امنیت این فایل‌ها کاملا امن هستند و هیچ خطری برای دسترسی افراد دیگر به این فایل‌ها وجود نخواهد داشت.
اکنون گوگل یکی از بزرگترین و قوی ترین شبکه های اینترنتی می باشد که خدمات زیادی را به مردم سرتا سر جهان ارائه می کند این ابر شرکت جهانی مراحل موفقیت را بسیار سریع طی کرد و شاید اکنون تنها دغدغه اصلی گوگل بحث امنیت و جلوگیری از سرقت اطلاعات افراد می باشد که هر چند خود معتقد است در این امر بسیار موفق بوده ولی همه با او موافق نیستند.