ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

کاربرد احساس در بازاریابی
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢   کلمات کلیدی: بازاریابی ،بازاریابی حسی

 

شما آدم احساساتی هستید؟ میانه تان با احساسات چگونه است کلاً؟ اصلاً  آدم با احساسی هستید یا اینکه ترجیح می دهید بیشتر منطقی باشید و اسیر احساسات تان نشوید مثلاً؟ آیا فکر می کنید که با احساس بودن خوب نیست؟ آیا فکر می کنید که آدم های منطقی موفق تر اند؟ آیا از شعر و شاعری بدتان می آید؟ آیا فکر می کنید که بازاریابی یک شغل کاملاً جدی است؟

بعضی ها می گویند که چگونگی بکارگیری احساس نقش خیلی مهمی در کیفیت شغل بازاریابی و فروش دارد. حتی می گویند که مشتری با احساس اش می خرد و پس از آن با منطق اش خریدی که صورت داده را رد یا تأیید می کند. این را شنیده بودید؟

 بازاریابی اتفاقی است که بین انسانها می افتد و دقیقاً به خاطر همین محیط انسانی اش با موضوع احساسات خیلی مرتبط است. تا وقتی که مشتری هست توجه به احساسات هم مهم است.

تبلیغات، برند سازی، وفادارسازی، رضامند کردن، تصویر ذهنی و ... همه و همه از جمله کارکردهای احساس محور در گسترۀ بازاریابی اند. باور کنید که همۀ شرکتهایی که می خواهند در زمینۀ کاری شان موفق باشند دائماً زور می زنند تا بتوانند احساس خوبی از خودشان به مشتریان شان منتقل کنند.

در این باره حرف های زیادی برای گفتن وجود دارد. آن چیزی که من در اینجا می خواهم درباره اش با شما حرف بزنم، کاربرد احساسات در شغل بازاریابی  و برای بازاریابان و فروشندگان است.

کسانی که به بازاریابی و یا مشاغلی مانند آن مشغول اند از احساسات استفادۀ ابزاری می کنند. یعنی دقیقاً احساسات را مثل یک ابزار کاری به کار می گیرند.

در آموزش ها به آنها گفته می شود که لبخند بزنید، شاداب باشید، به مشتری احترام بگذارید، با انرژی باشید، و ... یعنی به آنها می گویند که ژستی به خودتان بگیرید که نشان دهد شما پر از احساس مثبت اید! چرا؟ چون احساس مثبت، احساس مثبت می آورد. کمتر به آنها آموزش داده می شود که واقعاً احساس مثبت داشته باشند؛ بیشتر از آنها خواسته می شود که ادای کسانی را دربیاورند که احساس مثبت دارند.

نکته ای که می خواهم بگویم در همینجاست.

بازاریابان می توانند انتخاب کنند که از احساس خوب به عنوان یک ابزار کاری استفاده کنند و آن را برای موفقیت های شغلی شان مورد استفاده قرار بدهند یا اینکه واقعاً از آن احساس خوب سرشار باشند.

اگر شما بتوانید به کاری که می کنید عشق بورزید، اگر بتوانید مشتری تان را بی منظور و واقعاً دوست داشته باشید، اگر شما بتوانید از لحظه لحظۀ کاری که می کنید لذت ببرید، شما در بارۀ بازاریابی یک احساس فوق العاده خوب خواهید داشت و این احساس خوب تأثیر بسیار زیادش را درموفقیتهای شغلی شما خواهد گذاشت؛ شک نکنید.

وقتی شما به هر دلیلی از یک مشتری بدتان می آید و دوست ندارید او را ببینید، تمام لبخندهای تان، احترام گذاردن تان، شادابی تان، همه و همه چیز مصنوعی و من درآوردی می شود. خوب نتیجه هم کاملاً مشخص است!

متوجه هستید؟ من از شما می خواهم که شما خودتان خالق و آفرینندۀ نوع احساس تان باشید و بعد بگذارید همۀ چیزهای خوب اتفاق بیفتد. شما می توانید خودتان را سرشار از احساس خوب کنید و بعد این احساس خوب شماست که موقعیتهای خوب را برای شما ایجاد می کند.

آیا می دانید که چگونه می توانید احساس خوب داشته باشید؟ خیلی ساده، با تمام وجود به خودتان و به کاری که می کنید عشق بورزید.