ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

تبلیغات برای انسانهای اولیه
ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧   کلمات کلیدی: تبلیغات ،تبلیغ

پارسا حسینی

 

من به هیچ وجه این حرف را که می گویند ضعف تبلیغات در ایران به علت برخی محدودیتهای اجتماعی و یا نقص علم و ابزار و ... است را قبول ندارم. محدودیت همانطور که مانع ایجاد می کند، می تواند موجب تقویت هوش و خلاقیت هم بشود. 

راستش را بخواهید از اینکه به طور مداوم دهانمان از زیبایی تبلیغات تحسین برانگیز آن طرفی ها و شرکتهای بزرگ به حکم برتر بودنشان باز می ماند، شخصاً خسته شده ام. ولی چرا، چرا با وجود این همه آدم خلاق و اینکاره، در تلویزیون و یا مطبوعات و یا حتی بر روی برخی از بیلبوردها شاهد تبلیغاتی هستیم که انسانهای عصر حجر را هم به ندرت جذب می کند و عاری از هرگونه اصول علمی و تجربی تبلیغات هستند؟

متأسفانه در پشت پردۀ اینگونه تولیدات کسل کننده مسائلی نهفته است که به شدت خنده آور و یا تعجب آورند. برخی از آنها را با شما در میان می گذارم و به خصوصیت کنایه فهمی شما امیدوارم.

برخی از تولید کنندگان آثار تبلیغاتی زیر ضعیف، در رابطه با مخاطب شناسی تولیدات خود حدود چند میلیون سالی عقب هستند و شدیداً پیرو این عقیده اند که انسانها توالی نسل میمونها هستند و البته هنوز هم به مرحلۀ انسانیت نرسیده اند.

برخی از تولیدکنندگان آثار تبلیغاتی دردآور، انتفام چکهای برگشتی احتمالی را از کارفرمایان خود پیشاپیش می گیرند.

برخی از تولیدکنندگان آثار تبلیغاتی زجرآور، اصلاً تولید کنندۀ تبلیغات نیستند و از روی بخت و اقبال به این کار روی آورده اند.

برخی از تولیدکنندگان آثار تبلیغاتی حرص آور، در واقع بازاریاب نماهای حرفه ای هستند که توانسته اند سر مشتری را چنان به طاق بکوبند که صدایش هم درنیاید.

برخی از تولیدکنندگان آثار تبلیغاتی زمان هلاک کن، قشری از آقازادگان درجۀ یک یا دو یا سه هستند که آرزو داشته اند یک روزی بتوانند از روابطی که دارند به خوبی استفاده کنند.

برخی از تولیدکنندگان آثار تبلیغاتی زیبا ولی بی ثمر، هنرمندان دل پاکی هستند که از هرچه پول کثیف هست، بدشان می آید.

برخی از تولیدکنندگان آثار تبلیغاتی کیلویی، کسانی هستند که به هیچ وجه قبول ندارند که یک تست قبل و پس از تولیدی هم وجود دارد، می توان ایده های خوب و برتر را از روشهای مختلف خلاقیت جمعی و فردی به دست آورد و ...

برخی از کارفرمایان تبلیغات آبکی، فکر می کنند از قدرت مردم شناسی فوق العاده ای برخوردارند و مابقی کارشناسان و دست اندرکاران تبلیغات و بازاریابی باید بروند و کشکشان را بسابند.

برخی از کارفرمایان تبلیغات بادی، نظرات جامعۀ آماری خودشان که عبارتند از خانواده و دوستان و آشنایان به به و چه چه گویشان را به همۀ نظرات ترجیح می دهند.

برخی از کارفرمایان تبلیغات حوصله سربَر، هم چون در دوران کودکی شان برای خرید ماست از بقالی یک ظرف دستشان می گرفته اند و به بقال می گفته اند: به اندازۀ ده تومان بریز توش، عادت کرده اند همه چیز را با میزان مبلغ مشخص کنند. به نزد تولیدکنندگان می روند و می گویند که مثلاً یک تیزر صد هزار تومانی بساز.

برخی از تولیدکنندگان و کارفرمایان تبلیغات ماستکی، کنار هم می نشینند و می گویند: بابا این انسانهای اولیه نئاندرتال چه می فهمند  همین را بزن بره.

اجازه بدهید از تیم های نظارتی صدا و سیما هم چیزی نگویم که همان بهتر که کاری به آنها نداشته باشیم.

ما انسانهای اولیه هم اینقدر می فهمیم که با یک حرکت باکومبا باکومبایی برویم و تلویزیون پر از تبلیغات به دردنخور را خاموش کنیم و بچسبیم به کتابمان. ولی در زمان خرید یک محصول و یا خدمت می رویم و همان کالا یا خدمت را خریداری می کنیم! خوب این هم یک روش است برای خودش مثل افعال معکوس می توانیم تبلیغات معکوس هم در بکنیم.

باکومبا، تابعدوکومبا، بای بایومبا.