ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

تکلیف قیمت چه شد؟
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٥   کلمات کلیدی: قیمت

پارسا حسینی

 

خیلی از اساتید و صاحب نظران وطنی در حوزۀ بازاریابی همانند بسیاری از اساتید و صاحب نظران غیر وطنی بر این باورند که جنگ قیمت جنگی احمقانه است. آنها می گویند ارزان فروشی استراتژی از مد افتاده ای است و نباید خیلی روی قیمت ارزان تکیه کنیم. آنها می گویند قیمت مناسب لزوماً قیمت ارزان نیست.

از طرفی، غالب بازاری ها همچنان گیر قیمت اند. همچنان بر این باورند که مشتری به دنبال جنس ارزان تر است و کالایی که در مقایسه با رقبایش قیمت کمتری داشته باشد، پر فروش تر است.

ما هم در این وسط گیر افتاده ایم چون سخن اساتید حقیقت است و سخن بازاری ها واقعیت. از یک طرف می بینیم که جنگ قیمت واقعاً و حقیقتاً جنگ احمقانه ای است و از طرفی می بینیم که ارزان فروشی همچنان کارآمد است در بازار ایران.

چند تا سؤال هم بیخ مخ مان را گرفته است که با شما در میان شان می گذاریم.

یک اینکه، آیا غالب مردم ایران قدرت خرید ندارند واقعاً و یا اینکه دوست دارند ارزان بخرند؟ مستحضر هستید که این دو مورد با هم متفاوت اند. اگر فرض کنیم غالب مردم ایران قدرت خرید نداشته باشند، آمار فقرا خیلی خیلی بیش از وضعیت موجود است و یا اینکه تعداد کسانی که با سیلی صورت خود را ترگل و پرگل می کنند و نشان نمی دهند که فقیراند خیلی زیاد است. و اگر فرض کنیم که ارزان خریدن را دوست داشته باشند می بایست با ابزار رفتار شناختی به بررسی این مسئله پرداخت.

دو اینکه، معیار واقعی ما برای تشخیص گرانی و ارزانی قیمت چیست؟ حتماً می دانید که قیمت گذاری ها در ایران خیلی استاندارد نیستند و بیشتر مبتنی بر هزینۀ تمام شده به علاوۀ درصد سود مشخص، تعیین می شوند. از طرفی صاحبان کالا و خدمات هم مشکلات فراوانی دارند در این خصوص؛ هم با واسطه ها، هم با مصرف کنندگان و هم با متصدیان دولتی مرتبط.

مقصر اصلی در قضیۀ قیمت تولید کننده است؟ مصرف کننده است؟ دولت است؟ واسطه است؟ قانون است؟ بی قانونی است؟ کیست؟ چیست؟

شما در خریدهای تان چقدر به قیمت توجه می کنید؟ آیا توجه به قیمت دلیلی بر بی پولی است؟

کیفیت خوب و بد چقدر در میزان قیمت مؤثر است؟ اگر خیلی، چرا یک رستوران با غذای خوب در اواسط تهران یک قیمت دارد و همان غذا در یک رستوران واقع در ارتفاعات تهران قیمتی چند برابر؟ ملاک چه بوده برای این تفاوت؟ جا و مکان؟ مشتری های منطقه ای؟

البته سؤال از این دست بسیار است ولی همین ها کفایت می کند برای تفهیم موضوع.

و اما جمع بندی، قیمت گذاری در ایران با توجه به رفتار مصرف کنندگان خیلی خیلی خیلی مهم است. بر خلاف اهمیت این موضوع خیلی خیلی خیلی از صاحبان کالا و خدمات چهارچوب و یا روش خاصی برای قیمت گذاری ندارند. روشی که مبتنی بر اهداف سازمان و استراتژی ها بازاریابی شان باشد.

خیلی از قیمت گذاری ها در ایران اشتباه است و آنی نیست که باید باشد. نمونۀ بارزش اجاره بهاء به ویژه در تهران.

مصرف کنندگان ایرانی و غیر ایرانی دوست دارند خوب بخرند. خوب خریدن یعنی وجود تناسب منطقی میان ارزش دریافتی و هزینۀ پرداختی. پس ارزان خریدن در صورتی خوب است که ارزش دریافتی متناسبی هم داشته باشد. این موردی است که صاحبان کالا و خدمات باید چهار چشمی به آن توجه کنند.

خیلی از اشتباهات موجود فقط بر اساس اینکه به صورت یک قاعدۀ رفتاری درآمده است همچنان پایدارند. در بازارهای مختلف ایران ثابت شده است که می توان سنت شکنی کرد. می توان با افزایش ارزش، کیفیت، کارآیی، خدمات و ... قیمتهای متناسبی را ارائه نمود.

بی نظمی قیمت در ایران غوغا می کند. متهمان در این رابطه به ترتیب اولویت عبارتند از: مسئولین دولتی، واسطه ها، مصرف کنندگان، صاحبان کالا و خدمات.

هر چند که ته این نوشته هم تکلیف قیمت مشخص نشد ولی حداقل چند نکته ای بیان شد که فکر می کنم قابل بررسی باشند یا حداقل اظهار نظر.