ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

مصاحبه با احمد روستا درباره منابع تولید ثروت
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۸   کلمات کلیدی: مصاحبه ،استاد احمد روستا ،ثروت ،در امد زایی

ماهنامه اقتصاد ایران

مصاحبه اختصاصی «اقتصاد ایران»، با دکتر احمد روستا، عضو هیأت تحریریه ماهنامه


«اقتصاد ایران»: آقای دکتر!  منابع عمده کشورمان را در بحث تولید ثروت در چه حوزه هایی می بینید؟
منابع تولید ثروت، اگر چه در ایران تفاوت آنچنانی با دنیا ندارند، اما به دلیل آن که در برخی از حوزه ها از منابع خود به درستی استفاده نمی کنیم، در نتیجه از تولید ثروت محروم می شویم

به نظر من، مهمترین مسأله ای که ما برای تولید ثروت به آن توجه نمی کنیم، منابع دانش محور هستند. مشکل ما این است که منابع ثروت ساز ما سنتی اند. ما باید به دنبال منابع جدید باشیم و روی منابعی سرمایه گذاری کنیم که خود مولد ثروت اند. عمده منابع ثروت ساز ما منابع زیرزمینی و خدادادی هستند که نفت و گاز بخشی از این موارد هستند. البته منابع دیگری همچون جاذبه های گردشگری را هم داریم که متأسفانه نه این منابع را به درستی شناسایی کرده ایم، نه به خوبی از آنها بهره برداری می کنیم و نه نسبت به ثروت سازیشان حساسیت داریم. به طور کلی، منابع انسانی و خدماتی، پتانسیل زیادی برای سرمایه گذاری در آینده دارند که تا الان به درستی روی آنها سرمایه گذاری و مدیریت نکرده ایم. عدم مدیریت مناسب منابع انسانی از سوی ما، باعث شده است این منابع ارزشمند، راهی کشورهای دیگر شوند و به تولید ثروت برای دیگران بپردازند. اگر نمی توانیم از این منابع ثروت سازی کنیم، بدان دلیل است که نتوانسته ایم مدیریت منابع را به درستی تعریف کرده و یا اجرا کنیم. ما نیازمند بازنگری اساسی در حوزه مدیریت منابع گوناگون هستیم تا از این طریق، بتوانیم در حوزه های اقتصادی و اجتماعی ارزش آفرین باشیم


«اقتصاد ایران»: به نظر شما آیا مدیران ما راه حل این مشکل را نمی دانند؟
به نظر بنده مسؤولین، بسیاری از راهکارها را می دانند، اما درگیر بودن آنها با بسیاری از مسایلی که در دنیا مسأله نیستند، باعث شده است وقتی برای آنها باقی نماند تا به راهکارها توجه نمایند. اگر منابع ثروت ساز کشور را طبقه بندی کنیم و به شناسایی منابع اصلی، فرعی و اولویت دار بپردازیم و پس از آن، به ترتیب اولویت و به دور از هر گونه نگرش سیاسی، منابع را در اختیار کسانی بگذاریم که می توانند در ثروت سازی نقش داشته باشند و همچنین الگو و استراتژی مشخصی برای استفاده از منابع تعیین شده داشته باشیم، شاهد نتایج ارزنده ای خواهیم بود. به طور خلاصه، راه حل ها را نباید در مدل ها و فرمول های پیچیده یافت، بلکه لازم است به بسیاری از موارد ساده و غفلت شده، توجه بیشتری داشته باشیم


«اقتصاد ایران»: در مورد بازیگران خلق ثروت و وظیفه آنها توضیح بفرمایید؟
یکی از مشکلاتی که در کشور ما وجود دارد، این است که ما نقش دولت را بسیار بزرگ کرده ایم و برعکس، نقش بخش خصوصی را بسیار کوچک می دانیم. این حرکت یک باور غلط را به وجود آورده و آن این است که همه چیز در اختیار دولت است، پس ما هم بنشینیم و ببینیم که دولت چه می کند. باید کسانی که قدرت تشخیص منابع را چه در سطح خرد و چه در سطح کلان دارند، با تشکیل تشکل ها و NGOها، الگوی بهینه مدیریت منابع را به دولت ارایه دهند. در این زمینه، اگر چه نقش دولت انکار ناشدنی است، اما اگر بخواهیم منتظر اقدام دولت بمانیم، راه به جایی نخواهیم برد. به عنوان مثال، ما همگی از جاذبه های گردشگری ایران صحبت می کنیم، اما هیچ فرد و گروهی کاری نمی کند. باید برای غلبه بر روحیه نومیدی و مدیریت توجیه، بخشی از منابعی را که دولت خیلی در آنها دست ندارد، به کار گرفته و با مدیریت صحیح آنها، الگویی مناسب و جدید برای استفاده از سایر منابع تولید ثروت طراحی کنیم


«اقتصاد ایران»: چرا در تدوین الگویی برای ثروت سازی از منابع زیرزمینی همچون نفت با مشکل مواجه شده ایم؟
به نظر اینجانب، تا روزی که بیش از حد "اعتماد به نفت" داریم، کمتر "اعتماد به نفس" خواهیم داشت. نفت منبعی ثروت ساز است، اگر مدیریت مناسب برای این منبع ارزشمند وجود داشته باشد. این صحیح نیست که آرزو کنیم، ای کاش نفت نبود. باید آرزو کنیم که راه مدیریت درست نفت را پیدا کنیم. باید اول الگوی مناسب مدیریت نفت در کشور و افراد یا گروه هایی که توانایی مدیریت درست این منبع را دارند، شناسایی کنیم. در این نارسایی، همه عوامل نقص داشته اند، اما دولتمردان ما نه الان، بلکه طی دهه های گذشته از همه بیشتر مقصر بوده اند. باید بررسی کنیم که مثلاً در دوره هایی که با افزایش قیمت نفت مواجه بوده ایم، آیا مدیریت مناسبی بر این جهش های قیمتی داشته ایم؟ آیا برای سرمایه گذاری های مولد از آنها استفاده کرده ایم؟ با این بررسی می توان به یک مسأله مهم که در ادبیات مدیریتی ما کمتر به آن توجه شده است رسید و آن "ظرفیت" است. ظرفیت یعنی گنجایش پذیرش و جنبه داشتن. وقتی ظرفیت استفاده از درآمد اضافی نداشته باشیم، درآمدها را به طور بهینه استفاده نخواهیم کرد

 مدیریت منابع، مثل بسیاری از پدیده ها کلیشه ای نیست، بلکه ریشه ای است. مدیریت نفت در ایران، بیشتر کلیشه ای و تکراری بوده است تا خلاق و ابتکاری - که خود دلایل گوناگونی دارد. یکی از آنها ماهیت اقتصادی، سیاسی و جهانی بودن نفت است


«اقتصاد ایران»: به تشکیل NGOها اشاره داشتید. اما به نظر می رسد NGOهایی هم که تا الان در کشور تشکیل شده اند، سازوکارشان مبتنی بر هدایت منابع به سمت تولید ثروت نیست. نظرتان در این خصوص چیست؟
یکی از مشکلات جامعه ما که در اغلب پدیده ها و حتی شکل گیری NGOها تأثیر گذار هستند، پدیده "دولت زدگی" است. این پدیده باعث شده در شرایطی هم که فرصتی پیدا می شود تا بخش خصوصی، خود را نشان دهد و تشکل ها و NGOها شکل گیرند، با نوعی پدیده بازدارندگی - که ناشی از بزرگنمایی نقش دولت است - این فرصت از دست بروند و نتوانیم آن تشکلی را که مدّ نظر است به وجود آوریم. NGOها در کشور ما در یک فضای آرام و بر اساس رسالتشان شکل نگرفته اند. آنها بیشتر برای رهایی از فضای دولت گریزی شکل گرفته اند. به همین دلیل به نظر بنده، اگر علاقمند به تشکل ها و NGOهای مفید و مؤثر هستیم، بهتر است رسالت، اهداف و جهت گیری ها را بر اساس آنچه از این گونه سازمان ها انتظار می رود تعریف کرده و دنبال کنیم


«اقتصاد ایران»: با توجه به وضعیت موجود و لزوم هر چه سریع تر در خلق ثروت، کدام حوزه را برای سرمایه گذاری بیشتر مؤثر می دانید؟
باید از منابع سنتی کاملاً خارج شویم و به فکر منابع جدید باشیم. چون هر چقدر منابع جدیدتر باشند، احتمال موفقیت در آنها هم بیشتر خواهد بود. در این راستا باید از افکار همگان استفاده شود. متأسفانه ما در بسیاری از مواقع، از تجربیات دیگران استفاده نمی کنیم و وقت، انرژی و سرمایه خود را هدر می دهیم و پروژه ها را به صورت نیمه  تمام و ناقص رها می کنیم. ما با پدیده ای به نام مدیریت نیمه کاره در کشور روبه رو هستیم. مدیریتی نیمه کاره قلمداد می شود که قبل از آغاز حرکت، کمتر به تحقیق، مشاوره و مطالعه توجه داشته باشد و در نتیجه، پایان مثبتی هم نخواهد داشت. ما نمی توانیم با مدیریت سنتی، به پدیده های جدید بپردازیم و نتیجه دلخواه بگیریم. متأسفانه، ما گرفتار نوعی مدیریت کوتاه مدت، زود بازده، نمایشی و عادت شده می باشیم

در دنیایی که مواردی چون تحول گرایی، توسعه یابی، تنوع طلبی و تازه پسندی مطرح هستند، مدیریت منابع و پروژه ها نیز باید به صورت مدیریت های نوین و تحول یافته باشند. سازمان های ما نیازمند یاد گیری و بکار گیری سبک های نوین مدیریت با در نظر گرفتن واقعیات و مقتضیات کشور هستند. سبک مدیریت، پدیده ای پویا، اقتضایی و نسبی است. به همین دلیل، اگر نوع مدیریت ما در زمانی با موفقیت همراه بوده است، دلیلی ندارد که حتماً در شرایط کنونی هم موفق گردد. در دنیای تنوع طلب و تازه پسند، مدیریت عادتی جوابگو نخواهد بود. به نظر بنده، در مدیریت منابع، می توان از نظریه ای که آن را مدیریت معکوس می دانم، استفاده کرد. مدیریت معکوس منابع، یعنی آن که همه چیز را از نقطه پایان استفاده از منابع تعریف کنیم. یعنی به جای آن که تأکید زیاد روی منبع داشته باشیم، به نتیجه نهایی و آثار منبع یا منابع تأکید ورزیم. نتیجه نهایی هر نوع منبع، آرامش، آسایش و ارزش های مادی و معنوی برای رفع بهتر نیاز ها است. بسیاری از اقتصاددانان عوامل تولید را در "چهار ام" (4M) مطرح می کنند، یعنی Man (نیروی انسانی)، Machine (ماشین آلات)، Money (سرمایه) و Material (مواد اولیه). از دید بنده، یک M حساس تر، قبل از بکار گیری هر یک از عوامل چهار گانه فوق وجود دارد و آن Market Needs and Opportunities (نیازها و فرصت های بازار) است که اگر این نباشد، استفاده از سایر عوامل تولید معنا پیدا نمی کند. بنابراین  باید در مدیریت منبع، به آثار منابع و استفاده کنندگان این منابع توجه کنیم تا بتوانیم از آغاز با تکنیک ها، ابزارها و شیوه های بهتری به مدیریت منابع بپردازیم


«اقتصاد ایران»: برای کوتاهی هایی که تا الان صورت گرفته، نظام آموزشی کشور را تا چه اندازه مقصر می دانید؟
ضرب المثلی می گوید: "نگرشت را عوض کن تا زندگیت متحول شود." اولین چیزی که ما باید آن را تغییر دهیم نگرشمان است، نه دانشمان. بدون تغییر نگرش، نمی توانیم مدیریتمان را عوض کنیم. نظام آموزش ما هم جدا از این مقوله نیست. تغییر دانش، کوتاه مدت تر از تغییر نگرش است، ولی به هر حال باید نگرشمان تغییر کند و به سمت نگرش جهانی حرکت کنیم


«اقتصاد ایران»: نخبگان و نیروی متخصص انسانی چه تأثیری در ثروت سازی کشور دارند؟
اگر بپذیریم که آدم های خوش فکر و نخبه می توانند منابع بالقوه را به فعلیت برسانند، قطعاً کاری می کنیم که از تمام نیروهای نخبه کشور به طرزی کارآمد استفاده شود. عالی ترین منابع، بدون داشتن نیروی نخبه نمی توانند کارایی لازم را داشته باشند. باید کاری کنیم که از افکار و افراد خلاق و نخبه، در شأن و منزلتی که دارند استفاده شود