ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

مصاحبه با اقای مهندس بهروز فروتن
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۸   کلمات کلیدی: شرکت بهروز ،مصاحبه ،کارآفرینان ،کارآفرینی

محمد افشار

 

 در برنامة مصاحبه با آقای مهندس بهروز فروتن، یکی از الگوهای برتر و انسانهای موفق جامعه، این موقعیت  مهیا شد تا به محل کار ایشان در شرکت صنایع غذایی بهروز برویم . از ویژگی های بارزی که در بدو ورود به محوطة حیاط زیبا و ساختمان اصلی شرکت ملاحظه می شد ؛ نظم ، نشاط، روحیة مثبت کارکنان و طراحی داخلی زیبا و آرامش بخشی بود که در محیط کاری کارمندان و جناب آقای فروتن به چشم می خورد.

در محل ورود به سالن تابلویی وجود داشت که حاوی پیامهای مدیریت برای کارکنانش بود و همانطور که در متن مصاحبه خواهید خواند این تابلو وسیله ای بود برای انتقال پیام و احساس مدیریت به کارکنان بهروز . سالن اصلی شرکت با ایجاد فضایی طبیعی و با استفاده از گیاهان و ماهی های زیبای آکواریومی به محیطی آرامش بخش تبدیل شده بود. در ادامة مسیر اتاق تفکر را دیدیم که سالنی است برای تجمع اعضاء و بارش فکری برای حل مسائل مختلف با عنوان اتاق تلاش و تفکر .  تابلوهای تقدیر بسیار زیادی در سالن اصلی نصب شده بود، همچنین لوحها و تندیس های متنوعی که نشانگر پویایی و موفقیتهای پی در پی صنایع غذایی بهروز بود و تمامی اینها  به عوامل روحیه بخش برای مدیریت و کارکنان تبدیل شده بودند. از دیگر ویژگی های این سالن، نامگذاری سالنهای اجتماعات، کتابخانه و دیگر سالنها با نام پیشکسوتان صنایع غذایی بود. تالار اجتماعات پروفسور حبیب الله هدایت، کتابخانة دکتر شهاب واعظ زاده و  دیگر نامهای ماندگار در این صنعت . درود بر چنین اندیشه هایی که چهره های ماندگار را آشکار می نمایند .و بالاخره حضور در اتاق بهروز فروتن و انجام مصاحبه ای زیبا و طولانی  و پر از هجان با وی ! جالب است بدانید که به دلیل اندیشه ها و تجارب زیبای این بزرگ مرد صنعت ایران و همچنین نوع سوالات مصاحبه کانون تیم کارشناسی ما در 2 نوبت و مجموعا حدود 7 ساعت با آقای بهروز فروتن مصاحبه و ملاقات حضوری داشتیم . مصاحبه ای که برای تک تک ایرانیان و مدیران جامعه ما می تواند سرشار از نگرشها و راهکارهای زیبا و سازنده باشد. شما را به خواندن کامل مصاحبه و دقت در اندیشه ها و نگرش های این مدیری موفق و رهبر جذاب ایرانی دعوت می کنیم :   
     بهروز فروتن متولد سال 1324 در محلة امیریة تهران است. با احترام و اعتقاد به خواستة پدرش که می گفت: « بچه باید جوهر کار داشته باشد.» در دوران کودکی در کنار تحصیل علم و دانش رمز و راز کار را نیز فرا گرفت. 
     تدریس در دبیرستان، فعالیتهای تربیتی و اشتغال در بخش ساختمان و پیمانکاری از کارهایی بود که وی به آن پرداخت. و همچنین در رشتة مدیریت دانشگاه تهران نیز به ادامة تحصیل پرداخت.    در سال 1356 در عرصة تازه ای از زندگی پا گذاشت و با تمام سرمایه و اندوختة مالی، توان و انگیزة خود را بکار گرفت و به یاری همسر و تنی چند از اعضای خانواده و نزدیکانش کار را در مکانی کوچک، در زمینة تهیه و توزیع مواد غذایی، آغاز نمود. و هم اکنون سه دهه از شروع این فعالیت مهم اقتصادی می گذرد. 
     بهروز فروتن در حال حاضر رئیس هیئت مدیرة مرکز تحقیقات و گروه صنایع غذایی بهروز است و در مجامع علمی صنعت غذا حضوری پر رنگ دارد و به عنوان پیشتازی خلاق  و مجرب در صنایع غذایی ایران محسوب می شود . بهروز در صنعت و شرکت صنایع غذایی ایران: 
     گروه صنایع غذایی  بهروز، با حضور 1500 نفر همکار به عنوان یکی از تولید کنندگان فعال و صاحب نام کشورمان، سابقة سه دهه خدمت و فعالیت کاری را برای خود ثبت نموده و با شعار « دوست من سلام » آشنایی قدیمی برای هم میهنان می باشد. 
     تولیدات بهروز شامل بیش از 65 نوع و اندازه از فرآورده های صنایع تبدیلی از بخشی از مواد غذایی شامل کنسرو، شور، انواع سس، رب گوجه فرنگی و مربا و ترشی و ... است. ü     از افتخارات بهروز فروتن دریافت بیش از صد نوع تندیس و لوح تقدیر می باشد که می توان به لوح تقدیر «واحد نمونة کشور» از رئیسان محترم جمهوری (3 دوره) ، لوح کارآفرین نمونة کشور، لوح تقدیر بیش از 20 نمایشگاه داخلی و خارجی اشاره نمود و همچنین به عنوان منتخب 3 دوره جشنواره های زیست محیطی و منتخب کتاب چهره های برگزیدة اقتصاد ایران از ایشان یاد کرد. در ضمن ایشان یکی از انسانهای موفقی هستند که در دومین کنفرانس سالیانه الگوهای برتر(آبان 86) تندیس الگوهای برتر را از کانون کیمیا(مجری و طراح سمینار) دریافت نمودند. ü     از دیگر فعالیتهای بهروز فروتن و صنایع بهروز، حرکت اجتماعی او در قالب فعالیتهای صنعتی اش بود با این محتوا که بهروز به عنوان نخستین شریک یونیسف ایران از بخش خصوصی در صدد کمک به تحقق این شعار جهانی برآمد: « سلامت، آموزش، برابری و حمایت، حق همة کودکان است، انسانیت را گسترش دهیم» و بسیاری از فعالیتهای اجتماعی دیگر که ذکر آنها در این مجال نمی گنجد.
     بهروز فروتن با باور و ذهنیتی که از فلسفة معلمی و ارائة آموخته هایش به دیگران در خود دارد، تجربیات خود را در زمینة کارآفرینی در قالب چندین کتاب، تألیف و به چاپ رسانده است. یکی از آثار مهم بجای مانده از وی کتابی است تحت عنوان « دوست من سلام » پیرامون کار و کارآفرینی از نگاه ایشان که با همت رضا یادگاری و دوستانشان به تحریر در آمده است که در این کتاب خواندنی 10 رمز موفقیت بنیانگذار صنایع غذایی بهروز به تفصیل شرخ داده شده است . 
      از ویژگی های بارز و تاثیرگزار بهروز فروتن  می توان به شوخ طبعی ، صمیمیت و دوستی او در جایگاه یک رهبر با همکاران و همنوعانش اشاره نمود . به طوری که او در محیط کار و حتی مجالس رسمی در حین رعایت احترامات ، از روحیه بسیار زیبا و لطیف برخوردار است و حضورش منجر به گرمی مجلس و شور و هیجان در آن می شود .(عکسهای موجود در این گزارش گویای پویائی و سرزندگی این مدیر موفق ایرانی است)مصاحبة کیمیا با بهروز فروتن : 
 با سلام حضور جناب آقای بهروز فروتن و تشکر از این که این مصاحبة حضوری را پذیرفته و امکان ملاقات را برای اعضاء واحد اجتماعی کانون کیمیا، به عنوان یک کانون فرهنگی و متولی حرکتهای اثرگذار اجتماعی، فراهم آوردید
 هدف و محور اصلی این مصاحبه اثر گذاری فکری و روحی بر مخاطبین و علاقمندانی از جامعه است که به موفق شدن در زمینه های مختلف در کشورشان ایران می اندیشند و مشتاقانه در آرزوی سربلندی خویش و جامعه شان می باشند . مدیران، متخصصین و جوانانی که نیروهای کلیدی کشور عزیزمان می باشند . 
اگر ما بتوانیم افرادی مثل شما را به عنوان الگو و اسوه معرفی نماییم و از زبان خود شما به آنها بگوییم که شما هم با همین امکانات، با تلاش و عشق وافر و از پا ننشستن  به اینجا رسیده اید، جوانان ما انگیزة  خیلی بیشتری پیدا می کنند و با داشتن یک الگوی واقعی، امیدوارتر از قبل در جهت ساختن آیندة خودشان گام بر می دارند. 
جناب آقای فروتن لطفاً خودتان را معرفی کنید و از وضعیت کلی  تحصیل و خانواده  خود برای ما بگویید.
من بهروز فروتن ، متولد 11 فروردین 1324، اهل تهران هستم. در رشتة مدیریت دانشگاه تهران تحصیل کرده ام و مدت 24 سال است که ازدواج کرده ام و دو دختر و دو نوه دارم. 
 
از مهمترین موفقیتهای خود برای ما توضیح دهید. 
            من فکر می کنم معلمی برای من موفقیت بزرگی  بوده است . افتخار و عزت من این است که معلم باشم و معتقدم معلم کسی است که بتواند شاگرد باشد و بتواند یاد بگیرد.
 
در راه رسیدن به موفقیت کنونی، کدامیک از عوامل زیر دخیل بوده ویا بیشتر از بقیه مؤثر واقع شده است؟ صبر، پشتکار، مدیریت، روحیه و احساسات و ...
به نظر من هر 4 تا مؤثر بوده اند. چون هرکدام در جایی کاربرد دارند. با پشتکار استمرار موفقیت خود را ثبت می کنی و 
« احساسات در مسیر موفقیت بسیار مؤثر است و مانند روغن در بین چرخ دنده های ماشین می ماند، که باعث گردش روان آن می شود. »برای رسیدن به هدفتان چند سال تلاش کردید؟ و چه سختیها و موانعی را پشت سر گذاشتید؟ 
به نظر من یک انسان موفق هیچ گاه به هدفش نمی رسد، بلکه همیشه در مسیر هدفش است . برای تلاشگر هدف معنای پیشرفت دارد. من سختیهای راهم را نعمت دانستم و نبودها را به بودها تبدیل کرده ام. من در کودکی سیم کشی، چدن کاری، نجاری، پیراهن دوزی و دکمه دوزی را در تابستان یاد گرفتم.
درست است که من معلم بودم و آن را کنار گذاشتم و در زمانی پیمان کار بودم و آن را کنار گذاشتم و درست است که صنایع غذایی را از آشپزخانة کوچک منزلم شروع کردم، اما در همة این وجوهات خودم را گول نزدم و تلاشم را باور داشتم.(اگر کمتر از آب نباشیم، آب راه خود را پیدا می کند!)
 
برای ما از شکست هایتان و چگونگی مواجه با آنها بگویید.
من در زمانی که پیمان کاری را تجربه می کردم ورشکست شدم. و البته بهتر است به جای شکست بگوییم ناموفقیت. من آنچه که امروز هستم بیشتر حاصل ناموفقیت هایم  است. تجربة آنها باعث شده است که به گونه ای دیگر بیاندیشم. اگر در کارم و تحقیقاتم ناموفق شوم برایم عین موفقیت است. چون می گویم یک قدم  از انجام کار اشتباه دور شده ام.
 
در هنگام تجربه عدم موفقیت ها چه گفتگوی ذهنی در شما شکل می گرفت؟ و شما چه واکنشی در برابر آنها دارید؟
به خود می گویم:« بهروز  بازی شروع شد! » یادمان باشد ما بودن را در زندگی مان اصل می بینیم و از نبودن بودن را ساختن . این شعار من است : « من از هیچ چیز همه چیز می سازم.»
 
وقتی یک ناموفقیتی در پروژه ها و یا  خط تولیدتان رخ می دهد،  در لحظة اول چه عکس العملی نشان می دهید؟ 
من در لحظة اول می خندم و می گویم خوب اتفاق افتاده است ، مدیر یا مدیرانم  تلاش خودشان را کرده اند و این اتفاق افتاده 
 
خود را سرزنش نمی کنید؟ و بگویید باز هم این ناموفقیت رخ داد؟ 
            این بستگی دارد به درون من و اعتمادی که به دیگران دارم.  من به مدیرم اعتماد دارم، اگر ناموفق شده، حتماً باید ناموفق می شده . چون دانش این کار را نداشته یا من به او ظرفیت بیش از حدش را داده ام  یا او  در  این تجربه نتوانسته موفقیتش را به دست آورد. هر دو قابل بررسی است . و من مسئولیت اشتباه احتمالی خود را به عهده می گیرم.
 یعنی اصلاً خودتان را سرزنش نمی کنید و مستقیم دنبال راهکار می روید ؟
  در این لحظه طوری عمل می کنم که برازندة رهبر بودن است، چون در این موقع دیگران منتظرند ببینند چه عکس العملی نشان می دهم و  چه می گویم تا از من که به عنوان یک رهبر هستم الگوبرداری کنند .
 
از نحوة مدیریت بر احساساتتان و بازآفرینی آن برای ما بگویید. برای تقویت روحیه و احساس و هیجان خودتان تکنیک خاصی دارید. ؟
من همیشه نو هستم و کهنه نمی شوم . و به جمله ای اعتقاد دارم که انسان همیشه تکرار می شود ولی مکرر نمی شود. تکرار شدن یعنی سازندگی داشتن و نو شدن. اما آنچه که بیش از همه احساس من را قوی نگاه می دارد، عشق به کاری است که در آن هستم و معتقدم وقتی به کارم عشق دارم ، احساساتم در سطح بالا نگهداشته می شوند. البته به کودک درونم بسیار توجه می کنم و معتقدم که کودک درون انسان را متعادل نگاه می دارد.
قابل توجه خوانندگان: جناب آقای فروتن  دارای چنان روحیه بالا و کودک درونی فعالی هستند که در دومین کنفرانس سالیانه الگوهای برتر(آبان 86) سخنرانی خود را چنین آغاز نمودند که « بنده به عنوان یک مدیر با سنی معادل 65 سال تجربه  و تخصص در صنایع غذایی ایران و با روحیه و سرزندگی  25 سال خودم را خدمتگزارم همیهنان گرامی می دانم و ... » و نکته جالب دیگر اینکه ایشان در انتهای صحبتهای خود در کنفرانس با سوت و تشویقهای زیبای خود میهمانان گرامی را به وجود آوردند و منجر به شور و هیجان بیشتر در سالن شدند .  در روزهایی که چندان انرژی روحی خوبی ندارید و سرحال نیستید در مجموعة خود چگونه برخورد می کنید. ؟
یا سر کار نمی آیم یا اعلام می کنم که امروز چندان خوب نیستم و حال خوبی ندارم  سعی می کنم کمتر با اعضاء مواجه شوم چون انرژی مثبت چندانی ندارم و می گویم  برای تصمیم گیری به من مراجعه نکنید ، چون نتیجة خوبی نمی گیرید.
 
در جایی که برای مثال پروژه از لحاظ زمانی یا مالی و یا ...  در شرایط حساس و بحرانی قرار گرفته که شما مجبورید حتماٌ حضور داشته باشید، این مواقع احساس خود را چگونه کنترل می کنید؟ 
 هواپیما وقتی بنزین تمام می کند، در این مواقع از باک ذخیره استفاده می کند . در این مقطع مدیر دیگر برای خودش نیست . من در شرایط نرمال یا اندکی از هیجان می توانم برای خودم امکان بازسازی داشته باشم . در جایگاهی که مدیریت به لحظه و وقت نیاز دارد، اینجا دیگر خودت نیستی و از انرژی ذخیره ات استفاده می کنی تا بتوانی در آن لحظة حیاتی جواب درست را بدهی .
در برخورد با کارمندانی که کارشان را به درستی یا به موقع انجام نداده اند ، چگونه برخورد می کنید ؟
هم خوبی و هم بدی را در کنار هم می بینم. و خوبی را با تشویق جبران می کنیم و بدی را برای حل آن تلاش می کنیم. من اندیشه هایم را به شکل پیام برای همکاران مجموعه می نویسم و این گونه نیز احساسم را  به آنها منتقل می کنم. از حامیان خود در این راه برای ما بگویید.
اول خداوند یزدان پاک. خداوند مثل ستون و حامی ای است که همیشه به او پشت داری و تکیه می کنی. و بعد هوش و منطق و حامیان فکری من که همراهم بوده اند و پول را اگر بخواهم بگویم، در حقیقت مانند وسیله ای برای نوشتن است ، مثل خودکار برای نوشتن. در مورد تحصیلات به عنوان حامی من، البته در این راه خوب است، اما کافی نیست. چون در درس تحصیل می کنی و در زندگی تدبیر می کنی و مدبری را می آموزی. اکثر مواردی که گفتم لازم و ملزوم هم هستند، ولی اول پروردگار و بعد پشتکار اصلی ترین رموز هستند. چون در آنها نیاز به صبر زیاد است.
 
آیا تصویر و رؤیایی که در کودکی در مورد چگونگی آیندة خود داشتید، برایتان عملی شده است؟
بله، کاملاً رخ داده است. من در کودکی کار، مدیریت و رهبری را در ذهن خودم می دیدم.
کودکی شما چقدر در زمان حال شما تأثیر داشته؟  لطفاً بیشتر برای ما توضیح دهید.
خط خوب، نقاشی خوب و شعر خوب که ذاتی است (!!!) اما با تلاش می تواند  بهتر شود. چیز بدی که در ما است اگر ریا داشته باشیم لذت نمی بریم. چیزی که می خواهی بگویی قبل از بیان کردنش در ذهنت از آن لذت می بری. چون در آن ریا نیست لذت هست. بعد تو مأمور انجام آن عمل می شوی. چون تو مأموری ، پس معذور هم می شوی. من از نظر ذاتی دوست داشتم رهبری کنم و حتی در مدرسه  نمایندة کلاس بودم. البته خیلی شیطنت می کردم و حتی چند بار هم از مدرسه اخراج شدم. زمینه این بزرگ فکر کردن از آن زمان است. من آن زمان بزرگ فکر می کردم نه غیر ممکن. خیال با رویا فرق می کند آن چیزی که به تصویر می آید یک رویا است ولی خیال یعنی موهومات. رویایی که محقق بشود می تواند یک ایده باشد.در بخش اول مصاحبه چند جا خیلی قدرتمند اعلام کردید که: «من چاره ای جز موفقیت ندارم» هنگام یادآوری این باور چه احساسی در شما جاری می گردد که با این قدرت این جمله را تکرار  می کنید؟ 
من در دریا ایستاده ام و نمی توانم عقب بروم  و عقب نشینی برای انسان تلاشگر درست نیست. در جلو رفتن پیروزی هست اما در عقب نشینی هرگز ! ممکن است به عقب خیز برداری اما عقب نشینی نمی کنی و عقب گرد کرده و برای پرش کردن خیز بر می داری .مایکل جردن ( بسکتبالیست معروف ) ، وقتی وارد زمین می شود می گوید که من به چیزی جز موفقیت فکر نمی کنم ، برای شما پیش نیامده که اینقدر فشار کارتان زیاد شده که به خودتان گفته اید، نکند این بار دیگر باید مجموعه را تعطیل کنیم و نمی توانیم ادامه بدهیم؟ 
زمانی که نبودی می توانی بگویی نمی توانم موفق باشم، اما تا هستی موفقیت در وجود تو هست. یعنی در سخت ترین شرایط هم این را در خود می بینید؟ 
بله، اگر به ماهی قزل آلا در بالا رفتن از ارتفاع رودخانه توجه کرده باشید او  بارها و بارها بالا می رود و می افتد و بالاخره موفق می شود . من که از این ماهی کمتر نیستم!
برای 10 تا 50 سال آینده زندگیتان چه اهدافی دارید؟
 بهروز را پایانی نیست. عاشق معشوق را به دید دیگری می بیند و  هیچ وقت خسته نمی شود. بنده خدا هیچ وقت عبادت خدا برایش عادی نمی شود. من بسیار زیاد تلاش می کردم، ولی فکر می کنم 10 سال عقب هستم. اما ادامه اش این است که من این 10 سال را جبران کنم. مثل مشعلِ. تو اگر مشعل داشته باشی باید به دیگری بسپاری تا به جلو برود مثل المپیک. انتقال مسیر مهم است. کار گروهی کردن  team work  مهم است.  طول خط همیشه برای انسان های موفق پیروزی است حتی اگر تا انتهای خط نباشند.. شاید خودشان نباشند ولی بازهم برایشان پیروزی است. به نظر من زندگی انتها دارد ولی پایان ندارد. انسان به انتها می رسد ولی به پایان نمی رسد. بزرگان تاریخ سعی کردند به عمر فیزیکی خود فکر نکنند بلکه به عمر اندیشه خود فکر کنند. جوان اندیشان کسانی هستند که به نوآوری فکر می کنند. قهرمانان زبده دنیا مربیانی دارند که شاید با یک فوت هم از پا بیفتند ولی با اندیشه همان مربیان یک قهرمان ساخته شده است. ما همیشه باید اندیشه هایمان را زنده نگه داریم. جوانی به اندیشه است. همان طور که سلول های بدن شما تغییر می کند همان طور هم اندیشه های شما تغییر می کند. نو بودن وظیفه بلاشک هر انسانی است که مثبت زندگی می کند. همه چیز را باید چک کنید. برای همان است که خلاقیت ها و نوآوری ها مدام در تکامل و رشد هستند.  
 
در رزومة کاری شما حرکات اجتماعی زیاد، از کوچک تا بزرگ، به چشم می خورد و حاکی از اعتقاد شما به این حرکتها است.  برای ما از انگیزه و هدفتان از این نوع حرکت ها بگویید.
وقتی تو به جامعه نگاه مثبت داشته باشی، جامعه هم به تو نگاه مثبت پیدا می کند. من روزی هیچ چیز نداشتم و الآن شاکر خداوند و مردم هستم. حالا موقع آن است که پاسخگوی مردم باشم. چون من به جامعه فکر کردم، جامعه به من فکر کرده. من یک فکر کردم 1000 جواب گرفتم. یک معلم هیچ وقت خودخواهی نمی تواند داشته باشد. کسی که مدرس است یعنی بخشنده است. من چیزی را که می خواهم بدهم این لذت من است. همین که من الآن یک مدیر هستم سعی می کنم معلم بودن را در قبال جامعه ام حفظ کنم. اگر معلم باشید اندیشه ها را به مثبت گرایی وا می دارید. مهمترین تأثیر ما در اجتماع این بوده که مردم مجتمع غذایی بهروز را به نام یک مجتمع فرهنگی میشناسند. مردم نیازمند مهر هستند. مردم تشنه محبت اند، نه تحقیر! اینکه این را بخر یا نخر. این را جایزه می دهم یا ....  البته این بازار مکاره همه نوع مشتری دارد ولی حتی آن کسانی هم که کالای من را نمی خرد به دلایل فرهنگی احترام ما را دارند. چقدر و چگونه حضور خدا را در زندگی و مجموعه تان حس می کنید؟
 چندین بار این اتفاق بسیار ملکوتی برای من افتاده. خداوند هیچ گاه وامدار بشر نمی شود. بارها و بارها فرمول های عینی به من گفته بودند تو از بین رفته ای. ولی من با اعتقاد به خدایی که می شناسم توانستم پابرجا باشم. من به شیوه ای که خودم دارم همیشه در ارتباط با خدای خویش هستم.
 
 نظر شما در مورد جبر و اختیار چیست؟
تقدیر از خداوند است و تدبیر از ما است.
 
 الگوهای شما چه کسانی بودند؟ 
دایی من از نظر ورزشکار بودن و با راحتی خرج کردن الگوی من بود. و مادرم از لحاظ صبر الگوی بسیار خوبی برای من بود.
 
چه پیشنهاد و همکاری را می توانید برای مجموعه هایی مثل کانون ما داشته باشید؟ 
 نوع گفتار شما طوری است که گویی کارهای نو انجام می دهید.  می بینم که خوب پیش می روید. هرچه که داریم می تواند قابل استفاده باشد. جامعه ما نیازمند گرفتن اندیشه های برتر است. و نباید این را عقیم بگذاریم. هرچقدر بلد هستیم، مهم این نیست که چه عددی است. مهم این است که یک عددی است. تلاش کنیم تا مثبت گرایی را اشاعه بدهیم. این تلاش ها را اشاعه بدهیم. اگر در این کار سهم کوچکی هم داشته باشیم، این یک هنر و ارزش است. پنهان کردن آنچه که می دانیم، یک گناه است. یک گناه اجتماعی و ما می خواهیم بی گناه باشیم. ملکوت اعلاء برای کسانی است که تلاش می کنند.