ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

گزینش عرضه کنندگان در زنجیره عرضه
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٠   کلمات کلیدی: عرضه کنندگان ،لجستیک ،زنجیره تامین

دکتر منصور مؤمنی: استادیار دانشگاه مدیریت دانشگاه تهران
محمد ناطق: کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی دانشگاه تهران

 

در سالهای اخیر، بیشتر مدیران برای کمک به موفقیت استراتژیک کل شرکت، پتانسیلی را در خرید تشخیص داده اند، و به همین دلیل بیشتر توجه روی خرید متمرکز شده است. درنتیجه، توجه فزاینده بر روی انتخاب عرضه کننده به عنوان مهمترین مرحله از فرایند خرید، صورت گرفته است. انتخاب عرضه کننده صحیح یک تصمیم حیاتی با دامنه گسترده ای از استنتاجات در یک زنجیره عرضه است. تصمیمات انتخاب عرضه کننده، عرضه کنندگانی را که باید به عنوان منابع خرید انتخاب شوند و اینکه چگونه مقادیر سفارش باید میان عرضه کنندگان انتخــاب شده تخصیص داده شوند، را تعیین می کنند.

در این مقاله، مسائل مهم در زمینه انتخاب عرضه کننده در طول زنجیره عرضه به طور مختصر بیان شده و سپس یک رویه پیشنهادی برای انتخاب عرضه کنندگان یک شرکت در زنجیره عرضه ارائه شده است. رویه پیشنهادی در نهایت مدلی ارائه می دهد که با حل آن میزان بهینه خرید از هر عرضه کننده تعیین می شود.

مقدمه
در بازارهای جهانی امروزی، شرکتها واحدهایی با نامهای تجاری منحصر به فرد نیستند که بتوانند به صورت مستقل فعالیت کنند. بلکه درعوض بخش مهمی از یک زنجیره عرضه هستند. در این حالت موفقیت نهایی یک شرکت بستگی به توانایی مدیریتی آن در انسجام بخشیدن و هماهنگی شبکه پیچیده ای از روابط تجاری میان اعضای زنجیره عرضه دارد. (لامبرت و همکاران، ۲۰۰۰، ص۱)
هدف نهایی این شرکتها برای مدیریت عرضه کنندگانشان در سرتاسر زنجیره عرضه، تحویل سریعتر، کاهش زمان تأخیر تولید، کاهش هزینه و افزایش کیفیت است. (چوی و همکاران، ۱۹۹۶، ص ۱)

در دهه اخیر، مدیریت وظیفه خرید در زنجیره عرضه چالشی برای بیشتر شرکتها بوده است و نیاز به دستیابی به یک سطح رقابتی جهانی در زمینه عرضه به طور اساسی افزایش پیدا کرده است (کارپاک و همکاران، ۲۰۰۱، ص ۱). در بیشتر صنایع، هزینه موادخام و قطعات، هزینه اصلی یک محصول را تشکیل می دهند، بنابراین، بخش خرید می تواند نقش کلیدی را در کارایی و اثربخشی یک سازمان ایفا کند. بدین علت که آن اثر مستقیمی روی کاهش هزینه، سودآوری و انعطاف پذیری یک شرکت دارد (قدسی پور و همکاران، ۲۰۰۱، ص ۱). علاوه بر این، از آنجـــــایی که هم اکنون عرضه کنندگان اثر اساسی را بر روی موفقیت یا شکست یک شرکت اعمال می کنند، خرید که قبلاً به عنوان یک ابزار تاکتیکی محض درنظر گرفته می شد، هم اکنون به عنوان یک وظیفه استراتژیک شناخته می شود. (گوفین و همکاران، ۱۹۹۷، ص ۴۲۴ – ۴۲۲)

با افزایش اهمیت وظیفه خرید تصمیمات خرید مهمتر شده اند و همان طوری که شرکتها به عرضه کنندگانشان بیشتر وابسته می شوند، پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم تصمیم گیری ضعیف آشکارتر می شود (دی بوئر و همکاران، ۲۰۰۱، ص ۱).

تصمیمــــات انتخاب عرضه کننده، عرضه کنندگانی را که باید به عنوان منابع خرید انتخاب شوند و اینکه چگونه مقادیر سفارش باید میان عرضه کنندگان انتخاب شده تخصیص داده شوند، را تعیین می کنند (کارپاک و همکـــــاران، ۲۰۰۱، ص ۲). انتخاب عرضه کننده صحیح یک تصمیم حیاتی با دامنه گسترده ای از استنتاجات در یک زنجیره عرضه است. عرضه کنندگان نقش مهمی را در دستیابی به اهداف مدیریت عرضه ایفا می کنند. عرضه کنندگان رضایتمندی مشتری را در زنجیره ارزش افزایش می دهند. لیکن شراکت استراتــژیک با عرضه کنندگانی که بهتر عمل می کنند باید درون زنجیره عرضه ادغام شود تا بهبود عملکرد را در بیشتر جهات به وجود آورد. (کومار و همکاران، ۲۰۰۴، ص ۲ – ۱)

اهمیت خرید
در دهه گذشته مدیران از تکاملی در فناوری و زنجیره های عرضه آگاه شده اند. انواع شوکهایی که در سرتاسر بازارهای جهانی اتفاق می افتند، به طور اساسی روشی را که مدیران به محیطشان می نگرند، را تغییر داده است. یکی از حوزه هایی که بیشتر شرکتها توجه خود را به آن معطوف کرده اند، مدیریت منبع یابی و خرید است. سه مزیت از تمرکز بر مدیریت منبع یابی و خرید حاصل می شود که عبارتند از: هزینه، کیفیت و فناوری. (مونکزکا، ۱۹۹۸، ص ۳ – ۲)

یک عبارت استاندارد از وظیفه خرید به این صورت است که آن باید مواد مناسب را (موادی که الزامات کیفیت را برآورده می کند)، در کمیت مناسب، برای تحویل در زمان مناسب و مکان مناسب، از منبع مناسب (یک عرضه کننده که قابل اتکا بوده و تعهداتش را به موقع برآورده خواهدکرد) با خدمات مناسب (خدمات قبل و بعد از فروش) و با قیمت مناسب به دست بیاورد.
تصمیم گیرنده خرید باید سعی کند که این چندین مورد را به طور همزمان با هم تحقق بخشد. (لیندرز، ۱۹۹۷، ص ۳۷ – ۳۴)

ماتریس پرتفوی خرید
یک چارچوب مفید برای پوشش دادن به ابعاد پیچیدگی و نیز اهمیت، نگرش پرتفوی خرید کرالجیک است. در این پرتفوی، اهمیت ادراک شده و پیچیدگی یک موقعیت خرید براساس دو عامل شناسایی می شود: اهمیت استراتژیک (اثر سود) و ریسک عرضه.

اثر سود شامل عناصری از قبیل حجم نقدینگی (موردانتظار) موردنیاز برای خرید اجناس یا خدمات و اثر آن بر کیفیت محصول آینده است. شاخصهای ریسک عرضه، ممکن است شامل وجود اجناس / خدمات تحت ملاحظه و تعداد عرضه کنندگان بالقوه باشد. بسته به مقادیر این عوامل، خریدها می توانند با توجه به طبقه بندی کرالجیک به خریدهای استراتژیک، گلوگاهی،‌ اهرمی (اعمال فشار) و روتین گروهبندی شوند که در شکل شماره یک آورده شده است (دی بوئر و همکاران، ۲۰۰۱، ص ۷۸).

متخصصان توافق کرده اند که روش بهتر برای ارزیابی و انتخاب عرضه کنندگان وجود ندارد و شرکتها سیستم های متفاوتی را به کار می برند.

هــــــدف کلی فرایند ارزیابی عرضه کننده، کاهش ریسک خرید و حداکثر کردن ارزش کلی خریدار است. یک خریدار باید عرضه کنندگانی را انتخاب کند که بتوانند الزامات عملکردی متداول یا انتظارات خریدار را برآورده کرده و قادر به بهبود مستمر باشند.  (مونکزکا و همکاران، ۱۹۹۸، ۲۴۹ – ۲۳۸)

اهمیت انتخاب عرضه کننده از آنجایی که در سالهای اخیر، بیشتر مدیران، پتانسیلی را در خرید برای کمک به موفقیت استراتژیک کل شرکت، پتانسیلی را در خرید تشخیص داده اند، به همین دلیل بیشتر توجه روی خرید متمرکز شده است. درنتیجه، توجه فزاینده بر روی انتخاب عرضه کننده صورت گرفته است که احتمالاً دلیل آن این حقیقت است که انتخاب عرضه کننده شاید تنها مهمترین مرحله از فرایند خرید است. مدیران خرید به طور دوره ای عملکرد عرضه کنندگان را موردارزیابی قرار می دهنــــــد تا آن عرضه کنندگانی را حفظ کنند که الزامات آنها را براســـــاس چندین معیار عملکرد برآورده می کنند.

به طور معمول اعتقاد بر این است که رفتار خرید صنعتی به وسیله عوامل عقلایی و نیز متغیرهای ذهنی تحت تاثیر قرار می گیرد. عوامل عقلایی شامل عوامل خاص محصول و عوامل خاص شرکت است. برای مثال، خصیصه های فروشنده مانند مکان جغرافیایی، زمان تأخیر و قیمت. متغیرهای ذهنی شامل سبک زندگی، علایق، فعالیتها و ارزشهای شخصی خریداران است. عدم قطعیت (ناپایداری) قضاوت ذهنی هنگام انجام فرایند انتخاب عرضه کننده وجود دارد. همچنین تصمیم گیری زمانی که اطلاعات موجود ناکامل و غیردقیق هستند، مشکل می شود. مشکل رویه ای دیگر در استفاده از رویه رسمی حمـــایت از فرایند تصمیم گیری انتخاب عرضه کننده، به طبیعت نامتجانس معیارهای درنظر گرفته شده، برمی گردد. همچنین تعیین وزنهای صحیح برای هر معیار ارزیابی سطح ناپایــداری ذاتی در فرایند انتخاب را افزایش می دهــــــد. (بویلاکوا و همکاران،۲۰۰۲، ص ۲۳۶)

انتخاب عرضه کننده در طول زنجیره عرضه
تغییرات فوق العاده ای در اعمال مدیریت عرضه کننده در دهه گذشته در آمریکا اتفاق افتاده است. شرکتهای پیشرو از قبیل کرایسلر و جنرال الکتریک اندازه مبنای عرضه شان را کاهش داده و شروع به مــــــرتب کردن عرضه کنندگان در یک ساختار پلکانی کرده اند. علاوه بر این، آنها وابستگــــی شان را به عرضه کنندگان باقیمانده افزایش داده و سعی می کنند تا روابط نزدیکتری با آنها ایجاد کنند.

هــــدف نهایی این شرکتها، مدیریت عرضه کنندگانشان در سرتاسر زنجیره عرضه به منظــور تحویل سریعتر، تأخیر زمانی تولید پایین تر، هزینه پایین وکیفیت بالاتر است. هنگامی که روابط بلندمدتی ایجاد شود (روابط قومی) زنجیره عرضه یک شرکت، یکی از قویترین موانع ورود برای رقبا را ایجاد می کند.

به عبارت دیگر، زمانی که یک عرضه کننده بخشی از یک زنجیره عرضه خوب مدیریت شده می شود، آن اثر دایمی روی رقابت پذیری کل شرکت خواهد داشت. بنابراین، ما مجبور هستیم تا یکی از اساسی ترین مسئولیتهای مدیـــــــریت عرضه کننده یعنی انتخاب عرضه کننده را مورد بازنگری قرار دهیم. اهمیت انتخاب عرضه کننده از این حقیقت ناشی می شود که آن منابع را متعهد می کند درحالی که به طور همزمان بر فعالیتهایی از قبیل مدیریت موجودی، برنامه ریزی و کنترل تولید، الزامات جریان وجوه نقد و کیفیت محصول اثر می گذارد. اهمیت این موضوع باتوجه به توسعه های اخیر در مدیریت عرضه کننده بیش از پیش آشکار می گردد، جایی که عضویت در زنجیره عرضه به صورت روابط بلندمدت گرایش می یابد. (چوی و همکاران، ۱۹۹۶، ۳۳۹ – ۳۳۳)

اهمیت مدیریت عرضه کننده
در محیط تجارت بین المللی شدیداً رقابتی امروزی، بیشتر شرکتها بر روی مدیریت زنجیره عرضه به عنوان ابزاری برای کسب مزیت رقابتی بلندمدت تمرکز می کنند. یک جنبه مهم از مدیـــــریت زنجیره عرضه، مدیریت عرضه کننده است که به صورت سازماندهی جریان بهینه ای از مواد یا قطعات دارای کیفیت بالا و ارزشمندی برای کارخانجات تولیدی از یک مجموعه مناسبی از عرضه کنندگان نوآور تعریف می شود.

یک دلیل برای اهمیت فزاینده مدیریت عرضه کننده این است که بیشتر تولیدکنندگان روی شایستگی های اصلی شان، جابجایی از انسجام عمودی و بنابراین، نیاز به کسب یک سطح رقابتی از جنبه عرضه عملیاتشان تمرکز می کنند. عرضه کنندگان خوب می توانند به تولیدکنندگان در طول توسعه محصولات و فرایندهای جدید، یا بهبودهای کیفیت بلندمـــدت و کاهش هزینه ای کمک کرده و می توانند عملکرد تحویل ارتقاءیافته ای را ارائه دهند. بنابراین، چالش برای تولیدکنندگان، حداکثر کردن عملکرد عرضه کنندگان، بهتر از رقبایشان است. برای شرکتهایی که درصد بالایی از درآمدهایشان را برای قطعات و مواد مصرف می کنند، صرفه جوئیها به طور خاص مهم هستند. در این موارد، یک صرفه جویی کم درهزینه های خرید می تواند علاوه بر همان میزان تاثیر بر روی سود، موجب افزایش چند برابر در فــروش شود. همکاری نزدیک با عــرضه کنندگان، موجب هزینه های واحد پایین تر می شود و روابط بلندمدت تر حتی کیفیت بهتــــری را در هزینه پایین تر موجب می شود. (گــــــوفین و همکاران، ۱۹۹۷، ۴۲۴ – ۴۲۲)

منبع یابی منفرد در برابر منبع یابی چندگانه
نگرشهایی که غالباً درمورد منبع یابی به کار برده می شوند عبارتند از:

۱ – مذاکره با چند عرضه کننده و قراردادن یک عرضه کننده در مقابل دیگران (منبع یابی چندگانه)؛

۲ – ایجاد یک شراکت بلندمدت با تعداد کمی از عرضه کنندگان (با چند شرکت) حتی اتخاذ استراتژی های منبع منفرد (منبع یابی منفرد) (برگر و همکاران، ۲۰۰۳، ص ۲).

منبع یابی چندگانه به عنوان پاسخی به عدم اطمینــــــان های اتکا به تحویلهای یک عرضه کننده درنظر گرفته شده است کـــــه می تواند بــه وسیله اقتضائاتی مانند مشکلات حمل ونقل، آتش سوزی و… به تأخیر انداخته شود. یک مزیت اضافی منبع یابی چندگانه از حفظ تماس با تحقیق و توسعه ای که توسط چنــــدین عرضه کننده انجام می شود، ناشی می شود. به علاوه ممکن است مزایای تاکتیکی از قادر بودن به تعویض تسهیم تجاری میان آنها با تشویق به یک عملکرد بالا به صورت تحویل و کیفیت وجود داشته باشد. بنابراین، استراتژی خرید شامل یک رویه تصمیم با توجه به موقعیتهایی خواهدبود که در آن منبع یابی چندگانه باید اتخاذ شود. به طوراساسی این باید شامل اقلامی باشد که در فرایند تولید، حیاتی (مهم) هستند و اگر خطوط تولید متوقف شوند هزینه های بالایی به شرکت تحمیل خواهد شد. (کوایل، ۱۹۹۸، ص ۲۰۰)
استــــراتژی منبع یابی چندگانه یک عرضه کننده را در مقابل دیگران قرار می دهد و رقابت میان عرضه کنندگان شدید است. بنابر نظر رندر و هیزر هنگامی که چندین عرضـــه کننده وجود دارند، و زمانی که یک عرضه کننده به الزامات و مشخصه های یک استعلام بهای خاص، پاسخ می دهد، خریدار فرصت دریافت قیمتها و هزینه های جابجایی پایین تری را دارد. هرچند که، عرضه کننده بار سنگین مسئولیت برای داشتن فناوری، تخصص و قابلیتهای پیش بینی ضروری را به عهده دارد، شایستگی های قیمت، کیفیت و تحویل نیز به آن اضافه می شود. به علاوه، سروکار داشتن با چندین عرضه کننده احتمالاً مستلزم صرف زمان طولانی تری در مذاکره است و درعوض ممکن است برنامه های تولیدی را به تأخیر انداخته یا آنها را مختل کند. (برگر و همکاران، ۲۰۰۳، ص ۲)

شرکتها به منظوردستیابی به اهداف هزینه پایین، کیفیت بالا، انعطاف پذیری و پاسخ سریع، به طور فزاینده ای در جهت نگرشهای انتخاب عرضه کننده بهتر قدم برمی دارند. این نگرشها، مستلزم همکاری در تسهیم هزینه ها، مزایا، تخصص و سعی برای درک ضعفها و قوتهای همــدیگر است که درعوض به تک منبع یابی و روابط بلندمدت با عرضه کننده منجــر می شود. (بهوتا و همکاران، ۲۰۰۲، ص۹ – ۱)

درحالی که حذف (کاهش) لیست های عرضه کننده یک اولویت برای بیشتر شرکتها شده است، بعضی از آنها، امکان منبع یابی منفرد را موردتوجه قرار داده اند. مفهوم منبع یابی منفرد دربرگیرنده فلسفه JIT است که شهرت فراوانی نیز کسب کرده است. بیشتر محققان مزایای ایــن استراتژی منبع یابی را مطالعه کرده اند. مــــــزایای عمومی منبع منفرد، همان طوری که در بررسی نشان داده شده، شامل کیفیت بالاتر با هزینه نهایی پایین تر برای خریدار است و اینکه عرضه کنندگان با سطوح بالاتری از همکاری عرضه کننده – خریدار مرتبط می شوند. به طور خلاصه، هم از دید عرضـــه کننده و هم خریدار، هر دو نگرش منبع یابی، مزایا و معایبی را ارائه می دهند.

پیشرفتهای اخیر در مدیریت زنجیره عرضه برای استفاده از تعداد کمی از عرضه کنندگان یا حتی یک عرضه کننده به منظور دستیابی به همکاری و روابط هماهنگ شرکای زنجیره عرضه منـــاسب است. بنابراین، انتخاب عرضه کنندگان مناسب، یک مسئولیت مهم برای مدیران خرید است. (برگر و همکاران، ۲۰۰۳، ص ۳)

رویه پیشنهادی
در این بخش رویه پیشنهادی برای انتخاب عرضه کنندگــــان و تکنیک های مورداستفاده به طور مختصر بیان می شوند. هشت گام اصلی برای این منظور درنظر گرفته شده است. ابتدا لیست کاملی از معیارهای انتخاب عرضه کننده با توجه به ادبیات تحقیق تهیه می شود. سپس کالاها براساس دو عامل ریسک عرضه و اهمیت استراتژیک به چهار گروه اصلی گروهبندی می شوند. مرحله بعد شامل تعیین اوزان معیارهای اصلی است که با استفاده از تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی صورت می گیرد. مراحل بعدی شامل تفکیک معیارهـــای کمی و کیفی و تعیین ضرایب عرضه کنندگان درمورد این معیارهاست. درنهایت مدل نهایی انتخاب عرضه کنندگان با استفاده از برنامه ریزی آرمانی تهیه می شود. شکل شماره سه گامهای اصلی در طراحی مدلی بـــرای انتخاب عرضه کنندگان را نشان می دهد. لذا در ذیل به تشریح کلی هرکدام از گامها پرداخته تا درنهایت بتوانیم مدل مناسبی را برای انتخاب عرضه کنندگان در طول زنجیره عرضه ارائه دهیم.

گام اول، تهیه لیست کاملی از معیارهای انتخاب عرضـــه کننده: تعیین معیارهای انتخاب عرضه کننده شاید یکی از مهمترین مراحل در طراحی مدل باشد. به طوری که اگر در این مرحله، دقت لازم صــورت نگرفته و معیارها به طــور صحیح و همه جانبه انتخاب نشوند، چه بسا مدل نهایی قابلیت تبیین و پیش بینی لازم را نخواهد داشت و نتایج درستی ارائه نخواهد داد. لذا باید ابتدا لیست کاملی از معیارهای انتخاب عرضه کننده تهیه شود که همه جوانب را درنظر گرفته و از جامعیت لازم برخوردار باشد.
لیست معیارهای انتخاب عرضه کنندگان در طول زنجیره عرضه عبارتند از:روابط بلندمدت؛ معروفیت شرکت برای صداقت؛ قابلیت فنی؛ بهبود مستمر؛ پاسخگویی و مسئولیت پــــــذیری شرکت؛ انعطاف پذیری شرکت؛ کارایی مدیریت دارائیها؛ تناسب استراتژیک؛ ارزیابی قابلیتهای تولیدی آینده؛ سرعت عرضه کننده در توسعه و رشد؛ پرسنل و ساختار سازمانی عـــــــرضه کننده؛ استانداردهای محیطی؛ کمکهای استراتژیک؛ نزدیکـــــی روابط؛ کیفیت؛ تحویل؛ سابقه تاریخی عملکـرد؛ قیمت؛ تجهیزات و ظرفیت تولیــــــــد؛ موقعیت رقابتی شرکت؛ تمایل فروشنده به تجارت؛ سرویس دهی و خدمات پس از فروش؛ موقعیت جغرافیایی؛ شرایط مالــی؛ تطابق کیفیت؛ تحویل باثبات؛ پاسخ به موقع.

گام دوم. گروهبندی محصولات و عرضـــــــه کنندگان: موردی که در تحقیقات قبلی کمتر به آن توجه شده و نیاز به بذل توجه بیشتر دارد، توجه به نوع محصولات و به تبع آن نوع عرضه کنندگان است. در تحقیقات قبلی کمتر به این موضوع توجه شده و سعی بر آن بوده است تا مدلی یکسان برای انتخاب عرضه کنندگان شرکت ارائه شود که قابل تعمیم به کل عرضه کنندگان باشد. در صورتی که این امر می تواند خود نقطه ضعف بزرگی برای این مدلها باشد. در اینجا استفاده از ماتریس پرتفوی خرید «کرالجیک» برای گروهبندی محصولات پیشنهاد می شود. کالاهای مختلف براساس دو عامل اهمیت استراتژیک و ریسک عرضه به چهار گروه کالاهای استراتژیک، گلوگاهی، اهرمی و روتین تقسیم بندی می شوند. بدیهی است که هرگروه کالا نیاز به طرز برخورد متفاوتی داشته و باید برای هرکدام از آنها باتوجه به ویژگیهای خاص آن گروه، معیارهای خاصی در نظر گرفته شود. لذا برای هر گروه کالا، مدل خاص آن گروه برای انتخاب عرضه کنندگان مورداستفاده قرار می گیرد.

گام ســـوم. تعیین معیارهای اصلی انتخاب عرضه کننده باتوجه به گروه محصولات: باتوجه به تعداد زیاد معیارهای اولیه، نیاز به صرف زمان و هزینه بالا و لزوم انجام مقایسات زوجی مجبوریم تا از میان ۲۸ معیار اولیه شناسایی شده، برای هر گروه کالا، تعداد محدودی معیار را انتخاب کنیم که دارای بیشترین اهمیت هستند. در تحقیقات قبلی معمولاً انتخاب معیارهای اصلی بدین صورت بوده است که کار انتخاب عرضه کننده به یکی از بخشهای سازمان (غالباً واحد تدارکات) واگذار می شد و لذا معیارهای انتخابی دارای نوعی یک سونگری بوده و از جامعیت کافی برخوردار نبودنـــــد. برای غلبه بر این مشکل پیشنهاد می شود تا نظرات گروههای مختلفی را که در سازمان از تصمیمات فوق تاثیر می پذیرند، درنظر گرفته شود. این بخشها شامل تدارکات، تولید، برنامه ریزی تولید و موجودیها، کنترل کیفیت و تحقیق و توسعه است. برای انتخاب معیارهای اصلی از یک پرسشنامه با طیف اعداد فازی (برای غلبه بر ابهام و عدم دقت قضاوتهای انسانی) استفاده می شود.سپس با استفاده از آزمون فرض فازی مهمترین معیارها برای هر گروه کالا انتخاب می شوند.

گام چهارم. تعیین اوزان معیارهای اصلی انتخاب عرضه کنندگان: از آنجا که همه معیارهای انتخاب شده دارای اهمیت یکسانی در مسئله انتخاب عرضه کنندگان نیستند، لذا باید اوزان هرکدام از آنها تعیین شود، تا معیارها به تناسب اوزان تعیین شده بتوانند در مسئله تاثیر داشته باشنـــد. یکی از مناسب ترین روشها برای وزن دهی به معیارها، همان طوری که در ادبیات تحقیق نیز بیان شده است، تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی است. قابلیتهای بالای فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی و مناسب بودن آن برای معیارهای کیفی و شرایط مبهم و سهولت به کارگیری این روش استفاده فراوان از آن را در مسائل مشابه موجب شده است. معیارها درهر گروه کالا، به صورت جداگانه وزن دهی می شوند، به طوری که مجموع اوزان معیارها در هر گروه برابر با یک است.

گامهای پنجم، ششم و هفتم. تفکیک معیارهای کمی و کیفی و تعیین ضرایب عرضه کنندگان در هر معیــار: معیارهایی که در مسئله انتخاب عرضه کنندگان دخالت دارند، از دو نوع معیارهای کمی وکیفی هستند. معیارهای کمی، معیارهایی هستند کـــه میزان آنها را می توان به طور مستقیم ازطریق سنجش شاخص خاصی اندازه گیری کرده و در مسئله وارد کرد. اما معیارهای کیفی را به صورت بالا نمی توان سنجش کرد. بلکه باید آنها را از طریق دیگری و به صورت قضاوت ذهنی موردسنجش قرار داد. دراینجا برای سنجش عرضه کنندگان ازنظر معیارهای کیفی، از تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده می شود. بدین منظور دراینجا باید معیارها را از نظر نوع، به معیارهای کمی و کیفی تقسیم کرده و شاخص سنجش آنها را مشخص کنیم.

گام هشتم. طراحی مدل برنامه ریزی آرمانی: در اینجــا استفاده از مدل برنامه ریزی آرمانی مرحله ای موزون برای مدلسازی نهایی مسئله انتخـــاب عرضه کننده پیشنهاد می شود. برنامـــه ریزی آرمانی انواع مختلفی دارد، اما به خاطر ویژگیهای خاص مسئله، برنامه ریزی آرمانی مرحله ای موزون برای این مورد خاص مورداستفاده قرار می گیرد.

در مسئله انتخاب عرضه کننده چندین معیار مهم وجود دارد که این معیارها بایستی باتوجه به وزنهای تعیین شده برای هرکدام، در انتخاب تاثیرگذار باشند. در ابتدا آرمانهایی که دارای وزن بیشتری هستند برآورده می شوند و با ثابت نگه داشتن این آرمانها در سطح مطلوب به ترتیب اهمیت آرمانهای بعدی درنظر گرفته می شونــــد. تکنیک برنامه ریزی آرمانی مرحله ای موزون نوع خاصی از برنامه ریزی آرمانی مرحله ای است که در آن هر آرمان باتوجــــه به وزن آن در تابع هدف قرار داده می شود، لذا برای مدلسازی کردن این موقعیت مناسب است.

مدل برنامه ریزی آرمانی از سه جزء اصلی تشکیل شده است: تابع هدف، محدودیتهای آرمانی و محدودیتهای سیستمی. تابع هدف در برنامه ریزی آرمانی مرحله ای موزون برای حداقل کردن انحرافات نامطلوب درنظر گرفته می شود. به طوری که برای هر آرمان (معیار) باتوجه به ماهیت آن، انحراف نامطلوب همراه با اوزان مربوط به آن معیار در تابع هدف آورده می شود.
محدودیت آرمانی درمدل انتخاب عرضه کنندگان به تعداد معیارهای انتخاب بستگی دارد، به طوری که برای هر معیار یک محدودیت آرمانی درنظر گرفته می شود. درنهایت محدودیتهای سیستمی شامل محدودیت تقاضای کل کالا در طول دوره برنامه ریزی، ظرفیت تولید هر عرضه کننده، بودجه خـــــرید کل، سقف خرید از هر عرضه کننده و… به مدل اضافه شده و مدل نهایی تشکیل می شود.

باتوجه به اینکه برای هر گروه کالا، معیارهای متفاوتی تعیین می شود، لذا مدل نهایی انتخاب عرضه کنندگان برای هر گروه متفاوت ازگروههای دیگر خواهدبود. با حل مدل نهایی انتخاب عرضه کنندگان، جواب نهایی مدل که تعیین کننده میزان خرید ازهر عـــرضه کننده درمورد هر کالاست، حاصل می شود.

نتیجه گیری
خرید به عنوان یک وظیفه استراتژیک که تاثیر بسیار زیادی بر عملکرد شرکت دارد، همواره مطرح بوده است. شاید مهمترین مرحله از وظیفه خرید نیز مربوط به گزینش و انتخاب عرضه کنندگان مناسب و شایسته باشد. بنابراین، باید توجه کافی به آن مبذول شود و مشارکت همه بخشهای مربوط و تاثیرپذیر جلب شود.

در مدل های قبلی انتخاب عرضه کنندگان همواره سعی بر این بوده است تا یک مدل یکسان برای کل خریدهای شرکت ارائه شود تا مسئله انتخاب را بهینه کند. اما همین عدم توجه به مشخصات کالای خریداری شده شاید یکی از مهمترین نقاط ضعف این مدل ها باشد. بنابراین، در این تحقیق رویه ای برای ملاحظه مشخصه های خاص کالاها در مسئله انتخاب عرضه کنندگان ارائه شده است. به طوری که کالاها براساس دو عامل اهمیت استراتژیک و ریسک عرضه به چهار دسته کلی کالاهای استراتـــژیک، اهرمی، گلوگاهی و روتین تقسیم بندی شدند و برای هر گروه کالا معیارهای خاص آن گروه تعیین شده اند.

براساس گروهبندی فوق سیاست تامین برای هریک از عرضه کنندگان متفاوت است که به طور مختصر به سیاست تامین آنها درهریک از این گروهها اشاره شده است.

درمورد محصولات استراتژیک، سیاست همکاری با سازندگان این محصولات برای درگیـــرکردن عرضه کننده در همکاریهای برنامه ریزی شده توسط سازمان برای کاهش هزینه ها، بهبود کیفیت، فرایندها و توسعه محصول مدنظر است. درمورد گروه کالاهای اهرمی، سیاست ایجاد رقابت شدید در میان عرضه کنندگان در دستور کار قرار می گیرد. درمورد گروه کالاهای گلوگاهی سیاست تامین مطمئن مدنظر قرار می گیرد، هرچند که به صرف هزینه بیشتر منجر شود. درمورد کالاهای روتین نیز مرتب کردن رویه های سیستماتیک برای جلوگیری از صرف وقت و هزینه زیاد مدنظر است.

نکتــــــه دیگری که درمورد انتخاب عرضه کنندگان معمولاً درنظر گرفته نشده، ملاحظه نظرات همه گروههای درگیر و تاثیرگذار است. بنابراین، در اینجا ترتیبی داده شده است تا همه بخشهای موردنظر بتوانند نظرات خود را ارائه دهند.

با درنظر گرفتن شرایط موجود در بالا، نوبت به بکارگیری مدل ریاضی برای مدلسازی این موقعیت تصمیم می رسد. این تصمیم دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که استفــــــاده از مدل ریاضی مناسب خود را می طلبد.

مدل ریاضی مورداستفاده، برای غلبه بر ویــــــژگیهای خاص مسئله انتخاب عرضه کنندگان بود که شامل موارد زیر بودند:
وجود معیارهای چندگانه متفاوت و گاه متضاد؛
وجود هر دو معیارهای کمی و کیفی؛
وجود محدودیتهای سیستمی؛
ابهام موجود در قضاوتهای انسانی.
بدین منظور از یک مدل ترکیبی استفاده شده است که همه جنبه های مسئله را دربرگیرد. برای درنظر گرفتن معیارهای چندگــانه از مدل برنامه ریزی آرمانی استفاده می شود. از آنجا که مراوده میان این معیارها مجاز نیست و همچنین معیارها نیز دارای درجه اهمیت متفاوتی هستند، لذا از برنامه ریزی آرمانی مرحله ای موزون استفاده می شود. برای تعیین اوزان ضرایب و همچنین تعیین ضرایب عرضه کنندگان درمورد معیارهای کیفی از تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی همراه با روش فازی استفاده می شود تا مسئله ابهام قضاوتهای انسانی نیز برطرف شود.

 

منابع و مأخذ:
۱ – BERGER PAUL D. GERSTENFELD ARTHUR, ZENG AMY Z., 2003 “HOW MANY SUPPLIERS ARE BEST? A DECISION ANALYSIS APPROACH” INT.J. MANAGEMENT SCIENCE, PP.1-16.

2 – BEVILACQUA M., PETRONI A., 2002 “FROM TRADITIONAL PURCHASING TO SUPPLIER MANAGEMENT: A FUZZY LOGIC-BASED APPROACH TO SUPPLIER SELECTION, INT. J. LOGISTICS: RESEARCH AND APPLICATIONS, VOL. 5, NO.3, PP. 236-248.

3 – BHUTTA KHURRUM S., HUG FAIZUL, 2002 “SUPPLIER SELECTION PROBLEM: A COMPRISON OF THE TOTAL COST OF OWNERSHIP AND ANALYTIC HIERARCHY PROCESS APPROACHES” SUPPLY CHAIN MANAGEMENT: AN INT. J., VOL.7, NO.3, P.1-14.

4 – CHOI THOMAS Y., HARTLY JANET L., 1996 “AN EXPLORATION OF SUPPLIER SELECTION PRACTICES ACROSS THE SUPPLY CHAIN” JOURNAL OF OPERATIONS MANAGEMENT, VOLUME 14, ISSUE 4, PP.333-345.

5 – DE BOER LUITZEN, LABRO EVA AND MORLACCHI PIERANGELA, 2001 “A REVIEW OF METHODS SUPPORTING SUPPLIER SELECTION” EUROPEAN JOURNAL OF PURCHASING & SUPPLY MANAGEMENT, VOLUME 7, ISSUE 2, PP. 75 – 84.

6 – GHODSYPOUR S.H, OBREIN C., 2001 “THE TOTAL COST OF LOGISTICS IN SUPPLIER SELECTION, UNDER CONDITIONS OF MULTIPLE SOURCING, MULTIPLE CRITERIA AND CAPACITY CONSTRAINT” INT. J. PRODURTION ECONOMICS, VOLUME 73, ISSUE 1, PP.1-24.

7 – GOFFIN KEITH, SZWEJCZEWSKI MAREK, NEW COLIN, 1997 “MANAGING SUPPLIERS: WHEN FEWER CAN MEAN MORE” INTERNATIONAL JOURNAL OF PHYSICAL DISTRIBUTION AND LOGISTICS MANAGEMENT,, VOLUME 27, NO.7, PP.422-434.

8 – KARPAK BIRSEN, KUMCU ERDOGAN, KASUGANTI RAMMOHAN R., 2001 “PURCHASING MATERIALS IN THE SUPPLY CHAIN: MANAGING A MULTI-OBJECTIVE TASK” EUROPEAN JOURNAL OF PURCHASING & SUPPLY MANAGEMENT, VOLUME 7, ISSUE 3, PP.1-21.

9 – KUMAR MANOJ, VRAT PREM AND SHANKAR R., 2004 “A FUZZY GOAL PROGRAMMING APPROACH FOR VENDOR SELECTION PROBLEM IN A SUPPLY CHAIN” COMPUTERS & INDUSTRIAL ENGINEERING, VOLUME 46, ISSUE 1, PP.1-9.

10 – LAMBERT DOUGLAS M., COOPER MARTA C., 2000 “ISSUES IN SUPPLY CHAIN MANAGEMENT” INDUSTRIAL MARKETING MANAGEMENT, VOLUME 29, ISSUE 1, P. 1-23.

11 – LEENDERS MICHIEL R., 1997 “PRUCHASING AND SUPPLY MANAGEMENT’ MCGRAW-HILL INC. ELEVENTH EDITION, PP. 37-43.

12 – MONCZKA ROBERT M., 1998 “PURCHASING AND SUPPLY CHAIN” SOUTH-WESTERN COLLEDGE PUBLISHING, FIRST EDITION, PP. 2-25, 238-249. 13 – QUAYLE MICHAEL, 1998 “INDUSTRIAL PROCUREMENT: FACTORS AFFECTING SOURCING DECISIONS” EUROPEAN JOURNAL & SUPPLY MANAGEMENT, VOL.4, PP. 198-212.

پانوشت:
۱ – این مقاله خلاصه بخشی از پایان نامه کارشناسی ارشد محقق با عنوان «طراحی مدلی برای انتخاب عرضه کنندگان در طول زنجیره عرضه با استفاده از برنامه ریزی خطی چندهدفه» است.