ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

چگونه مشتری را فروشنده کنیم؟
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢   کلمات کلیدی: فروشندگی ،مهارت در فروش ،برخورد با مشتری

پارسا حسینی 

 

مگر می شود؟ یک مشتری که آمده است چیزی بخرد، به یک فروشنده تبدیل شود؟ مگر می شود؟ بعضی های تان فهمیدید که ماجرا از چه قرار است. خیلی خلاصه می گویم.

یک مشتری فقط یک مشتری است، تا زمانی که شما به تعهداتی که بیان کرده اید به خوبی عمل کنید. این مشتری یک مشتری راضی است که به احتمال خیلی زیاد خریدش را تکرار می کند.

یک مشتری می تواند یک پیک تبلیغاتی چاپی باشد، زمانی که شما کمی و فقط کمی بیشتر از تعهداتی که به زبان آورده اید به او خدمت کنید. در این صورت این مشتری به چند نفر از نزدیکان خود موضوع خوش خدمتی شما را انتقال می دهد و شما می توانید روی چند مشتری تازه هم حساب باز کنید.

یک مشتری می تواند به یکی از فروشندگان شما تبدیل شود، وقتی که شما ارزش و منفعتی بیشتر از آنچه که گفته اید را به او ارائه بدهید. در این حالت مشتری از اینکه از شما خرید کرده است و پولش را به کس دیگری نداده است خوشحال است. خیلی خوشحال است. چون هم نیازش را رفع کرده است و هم از خریدش راضی است و هم ارزش بیشتری دریافت کرده است و هم منفعت بیشتری برده است. در این حالت مشتری شما همانند یک فروشندۀ نیمه وقت برای شما کار می کند. حقوق اش را چگونه می پردازید؟

یک مثال: فرض کنید ظهر یک روز برای رقع گرسنگی به یک رستوران می روید. ظاهر رستوران خوب و تمیز است. از شما با یک لبخند استقبال می شود. محترمانه به شما خوش آمد می گویند. از شما می خواهند که سر جای مناسبی بنشینید. لیست غذا با قیمت های مشخص را به شما تقدیم می کنند. شما غذای خود را سفارش می دهید. مثلاً یک برگر. وقتی غذا را برای شما می آورند، می بینید که مقدار قابل توجهی سیب زمینی سرخ شده هم شانه به شانۀ غذای شما ارائه می شود. شما این سیب زمینی های سرخ شده را سفارش نداده اید، اما همۀ آنها مال شماست. طعم و کیفیت غذا عالی است. شما مطمئنید که دوباره به این رستوران خواهید آمد. رفتار محترمانۀ خدمتکار رستوران باعث می شود که به کسی که با شما تماس گرفته است، با افتخار بگویید که در کدام رستوران مشغول غذا خوردن اید. غذای تان که صرف شد، هنگام خروج از درب رستوران لبخند بدرقه راهتان است و جمله ای که با صداقت تمام به شما می گوید: به امید دیدار مجدد، شما را بیش از پیش خوشنود می کند. وقتی از رستوران بیرون می روید و در ذهن تان مقایسه ای می کنید میان پولی که داده اید و غذایی که خورده اید، نام و آدرس این رستوران را در بالاترین پلکان ذهن تان ثبت می کنید.

چند روز بعد

پس از یک روز کاری خسته کننده می خواهید با جمعی از دوستان تان شام را در بیرون از منزل صرف کنید. در مسیر حرکت وقتی این سؤال مطرح می شود که: خوب، کجا بریم؟ شما بی درنگ پاسخ می دهید: یه جای فوق العاده خوب بلدم که ...