ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

لزوم هشیاری بیشتر نسبت به محیط کلان و خرد بنگاههای اقتصادی
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧   کلمات کلیدی: استاد پرویز درگی ،اقتصاد ،هوشمندی در کسب و کار

پرویز درگی

بنگاههای اقتصادی در محیط کسب‌و‌کاری شامل محیط خرد و محیط کلان احاطه شده‌اند. منظور از محیط کسب‌و‌کار، عوامل مؤثر بر عملکرد بنگاههای اقتصادی است که مدیران و مالکان بنگاهها نمی‌توانند آنها را تغییر دهند یا بهبود بخشند. در تعریفی دیگر، محیط کسب‌و‌کار مجموعه‌ای از سیاستها، شرایط حقوقی، نهادی و مقرراتی است که بر فعالیت کسب‌و‌کار حاکم است. بحث فضای کسب‌و‌کار در اصل 44 قانون اساسی دیده شده است، اما متأسفانه ما بخوبی به آن عمل نکرده‌ایم و در واقع بین 187 کشور از نظر فضای کسب‌و‌کار، اکنون در رتبه‌ی 137 هستیم. اما با وضعیت فعلی اقتصادی جهان موضوع محیط کسب‌و‌کار از منظر جهانی نیز چشم‌انداز خوبی ندارد، به‌طوری که محیط خرد شامل واسطه‌ها، تأمین‌کنندگان، کارکنان شرکتها، مردم، دولت و رقبای بنگاههای اقتصادی در یک نااطمینانی و عدم قطعیت محیطی بی‌سابقه‌ای به سر می‌برند و تمام این عوامل بیش از هر زمان گذشته تحت تأثیر محیط کلان که همان محیط ملی بازارهای هدف است قرار گرفته‌اند. محیط کلان را به‌صورت خلاصه با عوامل سیاسی- فرهنگی و اجتماعی- تکنولوژی و اقتصادی تعریف می‌کنند. 
در حال حاضر به دلیل ارتباطات گسترده بین کشورهای مختلف و تأثیرپذیری بسیار زیاد آنان از وضعیت یکدیگر، موضوع محیط کلان از سطح ملی فراتر رفته و منظری جهانی یافته است. 
روزگاری اثر پروانه‌ای شدن در تمام نقاط جهان خصوصاً در حوزه‌ی اقتصاد ملموس نبود، اما اکنون می‌بینم کوچکترین اتفاق در یک کشور دنیا نظیر یونان و پرتغال و در سطح وسیعتر در کشورهایی چون ژاپن و چین و امریکا که سهم بیشتری از اقتصاد جهان را به خود اختصاص داده‌اند، تأثیر جهانی پیدا می‌کند. 
سرعت اطلاعات و ارتباطات و به هم پیوستگی سرنوشت جهانیان به یکدیگر بیش از هر زمان دیگر تأثیرات خود را نشان می‌دهد. 
وقتی نتایج یک تحقیق در اروپا منتشر می‌شود مبتنی بر اینکه اگر بحران اقتصادی نظیر سه سال گذشته تکرار شود، از مجموع 90 بانک اروپایی، هشت بانک بلافاصله ورشکسته می‌شوند و 16 بانک نیز تزلزل جدی خواهند داشت بلافاصله به‌خاطر نگرانی مردم امریکا شاخص بورس نیویورک کاهش می‌یابد و چون امریکا به تنهایی حدود 25 درصد اقتصاد جهان را به خود اختصاص داده است لذا تأثیرات این رکود در تمام جهان خودش را نشان می‌دهد. در این شرایط، بیشتر به مفهوم دهکده‌ی جهانی پی می‌بریم. 
روز جمعه مورخ 27/5/1390 (هنگام نوشتن این سرمقاله) بهای طلا در بازارهای جهانی برای نخستین بار از مرز یک هزار و هشتصد و شصت دلار در هر اونس فراتر رفت. (هر چهار قطعه سکه‌ی تمام که 8 گرم وزن دارد، یک اونس یا 32 گرم وزن دارند). 
افزایش بی‌سابقه‌ی قیمت طلا در جهان نشان از بی‌اطمینانی شدید مردم جهان به اقتصاد فعلی است. در این وضعیت، هزینه‌های زمان، انرژی و هزینه‌های روانی بیش از گذشته افزایش می‌یابد. تداوم رکود اقتصاد امریکا و اروپا و تورم ناشی از آن کاهش بیشتر دلار و افزایش بیشتر طلا را سبب می‌شود. 
مردم در این شرایط عدم قطعیت و نااطمینانی، تمایل پیدا می‌کنند که تا حد امکان داراییهایشان را به طلا تبدیل کنند که دارایی ارزشمند کم‌حجم است. و این نشانه‌ی خوبی برای تولید و تجارت نیست؛ در این شرایط، داراییهای ثابت، سیر نزولی خواهند داشت. یا حداقل مورد معامله و گردش مالی قرار نمی‌گیرند. 
وضعیت نابسامان اتحادیه‌ی اروپا و مسائل ارزی مشترک سبب شده است که امریکا به‌صورت جدی خواهان خروج کشورهای بحران‌زده‌ای چون یونان و پرتغال از منطقه‌ی یورو بشود. از سویی هم امریکا که بخش پیشتاز اقتصادش در صنایع دفاعی و تسلیحاتی است به جهان نشان داده است که هرگاه در طول تاریخ دچار نابسامانی اقتصادی شده است در گوشه‌ای از دنیا نظیر عراق و افغانستان دست به جنگ‌افروزی زده است و به این صورت با فروش تسلیحات تا حدی ضمن منحرف کردن اذهان عموم با به دست آوردن منابع مالی جدید به وضعیت خود سر و سامان داده است. 
در بازار ایران نیز قیمت سکه از مرز 510 هزار تومان گذشت. ساده است اگر قیمت هر اونس طلا را بر 4 تقسیم کنیم و با قیمت دلار ضرب کنیم قیمت سکه به دست می‌آید. 
هر چند رئیس کل بانک مرکزی خبر از عادی شدن بازار سکه می‌دهد اما این گفته بیشتر رنگ و بوی آرام کردن بازار را به صورت دستوری می‌دهد، ولی تجربه نشان داده است که اقتصاد حال حاضر جهان و ایران دستورپذیر نیست و باید باور کنیم که اقتصاد بایدها و نبایدها سالها است که جای خود را به اقتصاد هست‌ها و نیست‌ها داده است. 
لازم است مدیران ارشد اقتصادی کشور و خصوصاً مدیران بنگاههای اقتصادی به صورت مستمر تحولات جهان را زیر نظر بگیرند و بیش از گذشته به اهمیت علم اقتصاد و علم بازاریابی ایمان بیاورند و با بهره‌گیری از نظرات مشاوران کاربلد تصمیم‌گیری کنند. 
سرعت و کیفیت تصمیمات صحیح بیش از گذشته مهم شده است. در حال حاضر استراتژیهای بلندمدت چاره‌ی کار نیست و مهمتر از برنامه‌ریزی استراتژیک، تفکر استراتژیک و هوشمندی رقابتی و هوشمندی بازاریابی اهمیت یافته است. آمارها را زیر نظر بگیرید و وضعیت تورم جهانی و ایران را مطالعه کنید، هر چند متأسفانه در ایران معمولاً ضعف دستیابی به آمار صحیح را داریم. برای مثال در روزهای اخیر رئیس کل بانک مرکزی نرخ تورم تیرماه را 3/16 درصد و رئیس مرکز آمار ایران که مرجع رسمی اعلام آمارهای کلان کشور است، نرخ تورم این ماه را 6/19درصد اعلام کرده است. 
بیش از گذشته پیوستگی جهانی و تأثیرپذیری اقتصادی کشورها از یکدیگر را جدی بگیریم؛ تحولات اقتصادی را زیرنظر بگیریم. تصمیمات سریع و صحیح با بهره‌گیری از نظرات مشاوران در حوزه‌های اقتصادی، بازاریابی، سرمایه‌گذاری، مالی و حقوقی و حتی روانشناسی و منابع انسانی به جهت مدیریت اقتصادی و روانی سازمانها اهمیت یافته است. 
مدیران ارشد بیش از گذشته به مدیریت خویش همت گمارند تا بتوانند با آرامش بیشتر به مدیریت بنگاههای اقتصادی متأثر از تلاطمات محیط خرد و محیط کلان بپردازند. فارغ از تبلیغات به‌عنوان مشاور صدیق توصیه می‌کنم اگر تاکنون کتاب "چگونگی اداره‌ی کسب‌و‌کارها در بحران اقتصادی( "تألیف نگارنده) را مطالعه نکرده‌اید، حال با دقت به مطالعه‌ی این کتاب بپردازید و باور کنیم که مسائلی چون تورم، اشتغال و بیکاری و... در سطح جهان و ایران جدی است و تأثیرات آنها بر تمام جنبه‌های زندگی مصرف‌کنندگان و در نتیجه‌ سازمانها و بنگاههای اقتصادی مهم شده است. 
یادآور می‌شوم تمام تهدیدات برای مدیران هوشمند می‌تواند تبدیل به فرصت شوند، مهم این است که هوشمند باشیم، متفاوت بیندیشیم، متفاوت عمل کنیم و از شرایط بخوبی بهره گیریم. 
همان‌طور که در یکی از سرمقاله‌های قبلی یادآور شده‌ام، عامل اصلی توسعه‌یافتگی کشورها، بنگاههای اقتصادی هستند. این بنگاههای اقتصادی هستند که اشتغال ایجاد می‌کنند و زنجیره‌ی ارزش آفرینی را به حرکت وامی‌دارند. کارآفرینی ایجاد می‌کنند و با بهره‌مندی از تمام عوامل داخلی در کسب‌و کار شامل تأمین کنندگان، کارکنان، واسطه‌ها، سهامداران، مدیران، جامعه، مشتریان و مصرف‌کنندگان ادامه‌ی زندگی میسر می‌شود. بدین‌رو شایسته است که مدیران ارشد این بنگاهها با پیگیری دقیق روندهای اقتصادی جهان و ایران از تحولات اقتصادی مطلع باشند و با مطالعه و مشاوره از آثار این تحولات بر صنعت و کسب‌وکارشان آگاهی یابند. 
بپذیریم که فضای کسب‌وکارمان بیش از گذشته مخاطره‌آمیز شده است پس باید دانش ما نیز تغییر کند. بنابراین لازم است از سرمایه‌گذاری دانشی روی خودمان و همکارانمان دریغ نکنیم. گردابهای بازار بیش از گذشته نگران‌کننده شده‌اند از سویی با محرکهای تغییر مواجه هستیم. این محرکها، تهدیدات و البته فرصتهای جدیدی را برای بنگاههای اقتصادی فراهم آورده‌اند؛ نوآوریهای جدیدی صورت گرفته است و تقاضاهای جدید در جهان و ایران شکل گرفته‌اند. 
بنگاه اقتصادی شما چقدر به این فرصتهای جدید، نوآوریهای جدید و تقاضاهای جدید توجه کرده است؟ 
شرایط بازی در عرصه‌ی کسب‌و‌کار عوض شده است. رقبای جدید به میدان آمده‌اند، دقت کنید آیا تابه‌حال این حجم از توجه چین به بازار ایران را شاهد بوده‌اید؟ در طی یک ماه گذشته چند کنفرانس و همایش با همکاری سفارتخانه‌ی چین در ایران برگزار شده است؟ 
درکنار اینها کانالهای توزیع جدید شکل گرفته‌اند و در نتیجه رهبران جدید در بازارها به‌وجود آمده‌اند. تمام اینها شکل‌گیری بازارها را به‌نحوی متفاوت‌تر از گذشته سبب شده‌اند، در این شکل‌گیری، انتظارات تازه‌ی مشتریان، استانداردهای جدید از سوی مراجع مربوطه و در نتیجه قواعد و قوانین جدید شکل گرفته‌اند. تجارب مشتریان در بازارهای جدید، موجب ایجاد انتظارات بالا رفته در دیگر بازارها می‌شود. 
پس لازم است قابلیتها را در سازمان خودتان رصد کنید، نظم پرصلابت در این شرایط، لازمه‌ی موفقیت است، گلوگاههای کار را بشناسید و سریعاً برطرف سازید. ارزشهای سازمان خصوصاً فرهنگ کار را برای کارکنان تبیین کنید. به نیروهای لایق پاداش دهید و از کنارگذاشتن نیروهای تنبل و حاشیه‌ساز که نمی‌خواهند تغییر کنند، هراسی نداشته باشید. برای مدیریت ارتباط با مشتریان برنامه داشته باشید و تقاضای آنها را با نگرش علمی مورد بررسی و برنامه‌ریزی قرار دهید. 
در این شرایط، علم وهنر بازاریابی نوین خیلی می‌تواند به شما کمک کند؛ چون بازاریابی آینده را می‌آفریند و برای امروز راهکار می‌دهد. بازاریابی به ما کمک می‌کند که مشتری‌گرایی و رقیب‌گرایی را به‌صورت متوازن مورد توجه قرار دهیم و فقط نگرشهای درون به برون نداشته باشیم و با نگرش همه‌جانبه و سیستمی، تصمیمات مناسب با محیط و بازار همراه با نوآوری ساختارشکنانه داشته باشیم. مباحثی چون مدیرت برند، مدیریت تمایز، مدیریت هوشمندی رقابتی و هوشمندی بازاریابی و البته مدیریت تغییر و نوآوری، در تمام شئونات سازمان بیش از گذشته مهم شده‌اند. باز هم یادآور می‌شوم پشت میز جای کوتاهی برای دیدن بازار پرتلاطم است. 
عالم عامل عاشق باشید