ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

عوامل موفقیت یک کمپین بازاریابی حسی
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٩   کلمات کلیدی: بازاریابی حسی

محمد سالاری

نیازی به بودجه های
هنگفت برای اجرای کمپین های اثرگذار بازاریابی حسی نیست، تنها اگر بتوانیم از قدرت
فعالیت پراکنده اما  متمرکز بر یک مخاطب هدف بدقت انتخاب شده بهره ببریم،
موفق خواهیم شد.

اخذ مجوزهای مختلف
برای اجرای کمپین های حسی در جشنواره ها، ایستگاه های مترو، فروشگاههای بزرگ خرده
فروشی، و دیگر مکانهای رایج می تواند بلحاظ بودجه ای محدودیت آور و نگران کننده
باشد. این هزینه ها قبل از آنکه هر هزینه دیگر مربوط به تعامل با مشتری را به حساب
آوریم،گاهی مبالغ هشت یا نه رقمی به بودجه کمپین ما تحمیل می کنند.

طبعاً چنین هزینه هائی فراتر از چارچوب
بودجه بندی بسیاری از سازمانها بخصوص برندهای تازه و چالش آفرین در بازار است.
فراموش نکنیم که..... 

این دسته از برندها،
مشتریان اصلی کمپین های حسی می باشند و این کانال بازاریابی بهترین و مناسبترین
کانال برای معرفی به بازار، افزایش آگاهی از برند، ارتقاء وفاداری مشتریان، و...
برای این قبیل برندها می باشد.

این واقعیت را نباید
انکار کرد که موفقیت برخی از شرکتها اساساً به حضور آنها در مراسم پر هزینه و
استفاده از فضاها و چیدمان های بسیار متمایز، بستگی دارد، اما دسته دیگری از
شرکتها هستند که به دنبال اثربخشی هزینه در رویکرد حسی به کمپین های خود می باشند
تا نتایج بدست آمده در خط تراز را افزایش بدهند.

در شرایط اقتصادی
فعلی، توان اجرای موفقیت آمیز کمپین های حسی با هزینه های پائین از هر زمان دیگر
پراهمیت تر شده است. بسیاری از برندها برای اینکه به کمترین هزینۀ واحد درهرتعامل
با مخاطبان خود برسند، نیازمند تعداد زیادی از این مخاطبان هستند. اگر بتوان در
اخذ مجوزها صرفه جوئی کرد، آنگاه می توان در مورد تعداد افرادی که در تعامل دو
سویه درگیر می شوند با افزایش زمان کمپین یا ازدیاد تعداد سفرای برند در چیدمانها،
تجدید نظر کرد.

یکی از آسان ترین
روشها برای اجرای کمپینهای حسی با هزینه های پائین، استفاده از تیم های تعاملی
میدانی است که در جستجوی مخاطب مورد نظر به حرکت در می آیند. آنچه از این تیم ها
می توان انتظار داشت سمپلینگ محصول، نمایش های تعاملی، و جمع آوری داده های عمیق،
به همراه تبلیغات میدانی چشمگیر و خودروهای تبلیغاتی توجه برانگیز می باشد.

این تیم ها به مکانهای
مورد نظر اعزام می شوند، مکانهائی که انتظار می رود مخاطبان هدف برند در آنجا بوده
و به نقاط خرید آن محصول یا برند در همان نزدیکی ها دسترسی داشته باشند. مراکز پر
رفت و آمد شهرها، مکانهای اداری و مراکز تجاری همگی نمونه های خوبی از این مکانها
می باشند.

فرصت خاطره بیاد
ماندنی تعامل تک به تک با مشتریان اغلب با این تیم های میدانی بیشتر فراهم می شود
تا حضور ساکن و منفعلانه سفرای برند در مکانهای سنتی تبلیغ. بطور مثال در
ایستگاههای مترو و فروشگاههای بزرگ، یک سفیر برند تنها چند ثانیه بیشتر فرصت درگیر
کردن یک مشتری بالقوه را ندارد زیرا افراد عموماً در چنین مکانهائی در حال عجله
هستند. برعکس تیمهای تعاملی میدانی، زمانی که افراد را در مکانها و سالنهای انتظار
ملاقات می کنند بخصوص اگر نمونه محصولات رایگان هم به آنها هدیه کنند، نتایج بهتری
را بدست می آورند. چنین اقداماتی موجب گفتگوی افراد حاضر در محل در مورد محصول می
شود و بدینوسیله مشتریان موضوع را با دیگر افراد در میان می گذارند و به تیم سفرای
برند اجازه می دهند تا فرصت بهتری برای ارائه و معرفی ویژگی های محصول به مخاطبان
داشته باشند.

چنین بینش دارای
انعطافی، می تواند به انتخاب تجهیزات، خودروها و در یک کلام تمامی لجستیک کمپین
نیز مربوط  شود و بر آن تأثیر بگذارد. اگر کارها درست طراحی شوند، چنین
رویدادی بدون نیاز به هزینه های سنگین چیدمان های سنتی می تواند به یک فعالیت
تأثیر گذار بازاریابی حسی مبدل گردد.

مهمتر از همه اینکه
چنین رویکردی یک رویکر فعالانه است و در آن هیچ اثری از انفعال دیده نمی شود، چیزی
که هنگام سفارش بعدی کارفرما برای ابداع روشهای خلاقانه و جدید (بدون کاهش نتایج
مورد انتظار از کمپین) به آن احتیاج خواهیم داشت