ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

راه‌حل‌های جادویی مدیریت: راه فرار مدیران از تصمیم گرفتن
ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱۳   کلمات کلیدی: مدیر ،تصمیم گیری

نوشته رابرت سایمونز

 ترجمه مسعود سلطانی  



بسیاری از مدیران به فایده‌مندی روش‌های نوین مدیریت تردید
دارند و دلایل خوبی نیز، برای تردیدشان دارند. مشاوران و ناشران مدیریتی پیوسته
رویکردهای تازه‌ای عرضه می‌کنند و  مدعی هستند که با این رویکرد به بهبود
عملکردی معجزه‌آسا دست خواهید یافت. اما بیشتر این ایده‌ها با توفیق‌های واقعی کسب‌وکارها
نسبتی ندارند و به مشکلات کمکی نمی‌کنند


من همیشه این نگرانی را داشته‌ام که برای مشکلات پیچیده کسب‌وکارها،
راه‌حل‌های عمومی و دم دست به کار برود. در سال‌هایی که استاد مدرسه بازرگانی‌
هاروارد بودم، مدهای مدیریتی بسیاری آمده‌اند و رفته‌اند؛ من این الگوها و راه‌کارهای
از پیش تعریف شده را بر مبنای آخرین نظریه‌ها و تکنیک‌ها، تدریس کرده‌ام


نوشتن کتاب و مشاوره‌های آنچنانی کار ساده ای است. اداره
کسب‌وکار بسیار دشوار است. نمی‌توانید دور بایستید و دستی بر آتش نداشته باشید.
باید درگیر کار شوید و به جزییات دقت کنید


مسایلی که با آن مواجه می‌شوید، پاسخی ساده ندارند. پاسخ‌‌ها
در هر کسب‌وکاری فرق می‌کنند. پس از 25 سال تجربه آموزش به مدیران، به این نتیجه
رسیده‌ام که تنها یک راه وجود دارد که برای تمامی کسب‌وکارها به کار می‌آید و این
راه پرسیدن پرسش‌های درست است. رویکرد ما بر سه فرض استوار است




نخست، من بر این باورم که اجرای موفق استراتژی مستلزم
انتخاب‌های سخت است. این انتخاب‌ها بر منطقی ساده و شفاف استوار هستند. اغلب از
این اصول ساده و بدیهی غفلت می‌شود و دلیل آن نیز پیچیدگی تکنیک‌ها و چارچوب‌هایی
است که مشاوران و کتاب‌های مدیریتی برای یافتن راه‌حلی جادویی عرضه می‌کنند. پرسش‌های
ساده، چاره سردرگمی است و ابهام‌های مسیر تفکر، را بر می‌دارند. به ما این فرصت را
می‌دهند که بر مسایل کلیدی متمرکز شویم، مسایلی که پشتیبان تصمیم‌های مهم است
.

اغلب، با این استدلال غلط که همه چیز را می‌توانیم داشته
باشیم،  به عادت پرهیز از انتخاب در می‌غلطیم. به جای تمرکز بر یک گروه
مشتری، به انواع مشتری‌ها توجه می‌کنیم. به جای ترویج ارزش‌های کلیدی، فهرستی از
رفتارهای مطلوب را طرح می‌کنیم. به جای تمرکز بر چند معیار حیاتی، کارت امتیازی با
معیارهای متعدد توسعه می‌دهیم. سخت کار می‌کنیم تا انتخابی نکرده باشیم. مسئله
اصلی این است که فرض‌های مرسوم را به چالش بکشیم و تصمیم‌های دشواری بگیریم




دوم، هر کسب‌وکار و صنعتی، خاص است. بنابراین بی‌معناست که
در پی راه‌حلی فراگیر برای مسایل پیش‌رو باشیم. شما خیلی بیش از من درباره کسب‌وکارتان
می‌دانید، خیلی بیش از آنچه من بتوانم در مدتی طولانی درباره کسب‌وکار شما بیاموزم


در نهایت، من معتقدم که برای اجرای موفق استراتژی، باید
بحثی دو طرفه با سازمان داشته باشیم. هیچ توجیه جادویی وجود ندارد، هیچ معیار یا
کارت امتیازی وجود ندارد که به شما بگوید مشکل استراتژی شما در چیست. تنها یک راه
برای موفقیت وجود دارد. بحث‌های مداوم و رو در رو را با اعضای سازمان درباره داده‌های
جدید، فرضیه‌های ناگفته، انتخاب‌های دشوار و در نهایت برنامه‌های عملیاتی دنبال
کنید