ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

چگونه یک مدل کسب و کار بسازیم
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥   کلمات کلیدی: مدل کسب و کار ،استراتژی

 

محمد
سالاری

 

یک
مدل کسب و کار بایستی بتواند برنامه عملکرد، نحوۀ پول در آوردن یا ایجاد و ارائه
ارزش به مشتریان، و موضوع فعالیتهای یک کسب و کار را توضیح و تشریح کند. یک مدل
کسب و کار می تواند در طی دوران عمر یک کسب و کار، تغییر پیدا کند. مدل کسب و کار
بسیار کلی تر و مختصر تر از یک طرح کسب و کار(Business Plan) می
باشد اما با این حال حتی جهت تشریح یک کسب و کار برای سرمایه گذارها، بانک ها یا
کارکنان، مورد استفاده قرار می گیرد....

دستور العمل

1.      ابتدا بایستی ماهیت کسب و کار و زمینه فعالیت یا حوزه عملیاتی آن را تعریف
کنیم. بطور مثال ممکن است بخواهیم در صنعت یا صنف شیرینی پزی یا خدمات اداری برای
شرکتها یا تولید تجهیزات ورزشی فعالیت کنیم.

 

2.      در مورد رقبا بایستی بررسی و ارزیابی به عمل آورد. اینکه چگونه پول در می
آورند، مشتریان آنها چه کسانی هستند، چگونه این مشتریان را بدهکار می کنند(از آنها
پول می گیرند). قیمت محصولاتشان و نحوۀ قیمت گذاری و ساختار هزینه آنها چگونه است؟
غالباً رقبا دارای طبقات مختلفی از مشتریان و محصولات هستند. یک کسب و کار ممکن است
یک مدل کسب و کار سطح بالا داشته باشد و رویکردش به انجام کارها مانند شرکتهای
مادر و هولدینگ ها باشد یعنی برای هر SBU (واحدهای
مستقل زیر مجموعه خود) یک مدل کسب و کار مستقل وجود داشته باشد. بطور مثال، مدل
کسب و کار شرکت  میهن شامل رشد از طریق تملک شرکتهای مرتبط،
است. هر یک از شرکتهای تابعه می توانند مدل کسب و کار خود را داشته باشند که
گرداگرد یک رهبری کم هزینه، با فروش مستقیم به مصرف کننده، و تولید محصولاتی
زنجیره ای (خروجی هر کدام = ورودی دیگری)، با هزینه های سنگین بر روی تحقیق و
توسعه به منظور تولید محصولاتی که آخر طراحی و نیاز مصرف کننده است، جمع می شوند.

 

3.      مهارتها و علائق خود را ارزیابی کنیم. اگر به بخش خاصی از مشتریان علاقمند
هستیم یا یک روش خاصی را در اجرای فعالیتهای کسب و کار می پسندیم مثل استفاده از
آخرین تکنولوژی ها یا ارائه بهترین خدمات مشتریان، در اینصورت این ملاحظات را
بایستی در مدل کسب و کار لحاظ کنیم.

 

4.      هزینه ها را محاسبه کنیم. این موضوع شامل هزینه های تولید کالا یا ارائه
خدمات، تمامی هزینه های بالاسری(ثابت) مرتبط با صنعت و کسب و کار، و هزینه های
مضاعف ناشی از اجرای مدل کسب و کار، می شود. بطور مثال، به منظور ارتقاء وفاداری
مشتری، ممکن است بخواهیم سرمایه گذاری زیادی در حوزۀ بازاریابی، آموزش کارکنان، و
پرداخت حقوق بالاتر از عرف صنف، به کارکنان بخش خدمات مشتریان، انجام دهیم.

 

5.      یک تحلیل عملیاتی و قابل اجرا بودن را بایستی تهیه و تنظیم کنیم. بایستی
بررسی شود آیا تهیه یا تولید و توزیع یا ارائه کالاها یا خدماتی که در نظر گرفته
ایم، امکان پذیر و عملیاتی هست یا نه؟ سود تخمینی کار را محاسبه کنیم تا معلوم شود
آیا هزینه ها را می پوشاند و حاشیه سود مورد نظر را تأمین می کند؟ باید مطمئن شد
که مشتریان معین و مطمئنی برای این کالا ها یا خدمات وجود دارد. بایستی تحقیق کنیم
آیا تعداد کافی از مشتریان در بازار هدف وجود دارد که کسب و کار ما با داشتن یک
سهم کوچک از بازار، بازهم سود آوری داشته باشد. اگر در مدل کسب و کار تعیین کرده
ایم که رهبر بازار باشیم، بایستی تعیین کنیم آیا این موضوع امکانپذیر هست یا نه؟
بایستی دقیقاً تعیین کنیم، تمایز ما با رقبایمان در چیست؟

 

6.      اکنون دیگر بایستی مدل کسب و کار را به رشته تحریر در آوریم. عنوان مدل
ممکن است تنها یک عبارت ساده باشد مثلاً"فرآورده های غذائی یا "تجهیزات جوان سازی". آنگاه باید توضیح
داد که چگونه شرکت ما این مدل کسب و کار را به اجراء در می آورد. این موضوع بایستی
در حد یک پاراگراف بوده و در مورد مشتریان، کالاها یا خدمات، نحوۀ ارائه و توزیع،
استراتژی رشد کسب و کار، و دیدگاههائی کیفی در مورد انجام کارهائی که شرکت مصمم به
انجام آنها است، توضیح بدهد.

فراموش نکنیم که داشتن یک مدل کسب و کار و
آگاه بودن کلیه کارکنان از آن، در تمرکز منابع سازمانی بر اهداف و شیوۀ تحقق آنها
و نیز جلوگیری از هرز رفتن این منابع ، بسیار اثرگذار است. بدیهی است حضور یک
مشاور با تجربۀ حوزۀ مدیریت و بازاریابی در کنارمان به عنوان "یک ضرورت" همیشه می
تواند مورد توجه قرار داشته باشد.