ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

دوره های عمر کاری
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥   کلمات کلیدی: عمر شغلی

شهرام کریمی

http://sanayee.persianblog.ir



زمانی که دانشجو بودم، وقتی به افراد شاغل دور و بر خودم
فکر می کردم، ناخودآگاه در ذهن شماتتشان می کردم. افرادی که مطالعه نمی کردند،
بیشتر وقتشان را کار می کردند و تفریح و برنامه های فوق برنامه در زندگی شان جایی
نداشت و در مقابل آنچنان آرمانی می اندیشدم که اضافه کار و کار کردن بیش از 8 ساعت
در روز، یا پنجشنبه های کاری در ذهنم تابو بودند و فکر می کردم اگر بخواهم بروم سر
کار محال است که از این اصول کوتاه بیایم. آنقدر آرمان گرا بودم که یکی از نقاط
قابل توجه در انتخاب محل کار، نزدیکی آن به میدان انقلاب بود که بتوانم هفته ای یک
بار به کتابفروشی های محبوبم سر بزنم



چرخش ایام و روزگار دست آخر آن طور برایم رقم خورد که اولین
محل کار من لویزان بود و بعد از آن به تدریج هر سال حدود چند کیلومتری از میدان
انقلاب دور شدم و این دور شدن به شعاع 50 کیلومتری رسید و در عین حال نه تنها،
حداقل روزی 10 ساعت کار می کردم، بلکه پنجشنبه ها و روزهای تعطیل غیرجمعه ای را هم
به سر کار می رفتم. در طول این دوران هم، کارکنان با سابقه تر از خودم را در ذهن
همچنان تقبیح می کردم که چگونه به کار دل داده اند و آرمانی جز کار خویش ندارند



این اتفاق تدریجی که از آن آرمانگرایی محض به این پرکاری
شدید بدل شده بود، تغییرات دوره های عمرکاری است که با تغییر نگاه افراد به زندگی
و متغیرهای اصلی در هر دوره زندگی، این شرایط را رقم می زنند. به صورت کلی، دوره
های عمرکاری را به سه دسته تقسیم می کنند، که این دوره ها، در بازه های ده ساله
تعریف می شود. این دوره ها شامل بازه طولانی می شود و نمی توان هر قاعده ای را به
آن تعمیم داد، اما مطالعات این دغدغه ها و رفتارهای کارکنان را چنین توصیف می کند.
این توصیف ها گاهی اوقات برای درک سایر همکاران و فهمیدن آن ها کمک خوبی است



دوره اول یا دهه اول کاری:  در این دوره کارکنان در
ابتدا جوان و آرمانگرا هستند و به راحتی نمی توانند محدودیت سازمان را درک کنند.
به تدریج، این کارکنان درگیر امور زندگی فردی خود می شوند –مانند تشکیل خانواده یا
خرید کالاهای سرمایه ای- و افزایش درآمد مطالبه اصلی زندگی شان می شوند، به تدریج
این کارکنان با کارهای اصلی سازمان گره می خورند و مسوولیت بیشتری می پذیرند.
شغلشان از کارشناس معمولی به کارشناس ارشد و خبره و مسوول ارتقا می یابد و به
واسطه مسوولیت بیشتر، مجبور می شوند ساعت بیشتر کار کنند و امور کاری بر شئونات
زندگی چربش پیدا می کند و در اواخر این دوره کار، بخش مهمی از زندگی می شود. چه
بسا روز تعطیل و غیر تعطیل هم تفاوتی برایشان نکند و کار در اولویت همه چیز باشد



دوره دوم یا دهه دوم کاری: این دوره، کارکنان نسبت به دوره
اول کاری خبره تر شده اند، احتمالا پست های مدیریتی دارند و ثروت کافی را انباشته
اند. چندان دغدغه مادیات و زندگی را ندارند، و شغل شان به عنوان هویت اصلی آن ها
تعریف می شود و هر جا که بخواهند خود را معرفی کنند با کارشان شروع می کنند. ساعت
های زیاد در شرکت حضور دارند و در تصمیم گیری ها مشارکت بیشتری دارند. تجربه
اندوخته شده در این افراد، این انگیزه را می دهد که آموخته های خود را اختیار
افراد تازه کار قرار دهند و آن ها را راهنمایی کنند



دوره سوم یا دهه سوم کاری: دوره سوم، زمانی است که افراد به
مرز کهولت سن رسیده اند و کم کم خود را در معرض بازنشستگی می بینند و فرزندان شان
به سن استقلال از خانواده –کار و ازدواج- رسیده اند و دغدغه اصلی شان چندان مرتبط
با شرکت نیست. نیاز مالی هم شاید نداشته باشند و بیشتر به فکر این هستند که پس از
بازنشستگی چه کنند و چه بیزینسی را برای خود راه اندازی کنند بنابراین شاید دل به
سازمان و کار ندهند