ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

اصلی که هر رئیس خوب به آن اعتقاد دارد
ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩   کلمات کلیدی: رئیس خوب

HBR   رابرت
ساتن استاد علوم مدیریت در دانشگاه استانفورد می باشد.

چه
چیز موجب خوب بودن یک رئیس می شود؟ این سئوالی است که مدتها ذهنم را به خود مشغول
کرده است. سال گذشته مطالبی در مورد منابع انسانی و این موضوع ارائه دادم و اخیراً
روی کتابی به نام "رئیس خوب، رئیس بد" کار می کنم( تا ماه
سپتامبر منتشر خواهد شد).

در
هر دو مورد سعی کرده ام تا جای ممکن دارای رویکردی مستند به مطلب باشم یعنی از هر
گونه توصیه ای که فاقد مستندات قابل اثبات باشد، پرهیز کنم. لذا می خواهم از تکنیک
ها و رفتارهائی بگویم که ریشه در تحقیقات دارند. به نظر من از طریق انطباق با این
عادات رئیس های خوب، و احتراز از گناهان رئیس های بد، هر کس می تواند نظارت بهتری
بر کارخود یا دیگران داشته باشد.

در
همین حال به این نتیجه رسیده ام که  تمامی تکنیکها و کوچینگ های رفتاری
موجود در دنیا برای خوب کردن یک رئیس کافی نخواهد بود مگر آنکه او دارای یک سری
اهداف مشخصی باشد. مطالعات من در مورد تحقیقات همکاران در این زمینه، به علاوه
تجربه ام در مشاوره به مدیران، مرا به اصول مهمی در مورد رئیس های خوب رهنمون کرده
است که طبعاً رئیس های بد فاقد آن بوده اند. این دوازده اصل به شرح زیر می باشند:





1.      من
درک مشخصی از احساس افرادی که با من کارمی کنند، دارم .

2.      موفقیت
من – و افرادی که با من کار می کنند -  اساساً مبتنی بر موارد
تعریف شده و معین است نه مطابق با مطالبی کلی، مبهم، آرمانی و ...

3.      داشتن
اهداف جاه طلبانه و به درستی تعریف شده مهم است، اما زیاد راجع به آنها فکر کردن
بیفایده است. کار من تمرکز بر موفقیتهای کوچک است تا افرادم را به پیشرفتهای
تدریجی اما مستمر و روزانه هدایت کند.

4.      یکی
از مهمترین و سخت ترین قسمتهای کار من این است که بین زیاد قاطع بودن و قاطع نبودن
به اندازه کافی، یک تعادل ایجاد کنم.

5.      کار
من خدمت کردن به عنوان یک سپر انسانی است تا از افرادم در برابر تهاجمات ، مداخلات
و هر نوع حماقت خارجی محافظت به عمل آورم و از تحمیل کردن بلاهتهای خودم به آنها
نیز پرهیز کنم.

6.      تلاش
می کنم تا به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته باشم تا دیگران را متقاعد کنم که من
مسئول هستم، اما آنچنان فروتن و خاضع که قبول داشته باشم گاهی نیز مرتکب اشتباه می
شوم.

7.      آنچنان
می جنگم که گوئی حق با من است و آنچنان گوش می دهم که گوئی اشتباه کرده ام و این
خصلت را به افرادم نیز آموزش می دهم.

8.      یکی
از بهترین تستهای رهبری و رفتار سازمانی در شرکت ما این است که "پس از
آنکه اشتباهی رخ داد، چه اتفاقی می افتد؟"

9.      نوآوری
برای هر تیم و سازمان بسیار مهم است، بنابراین کار من تشویق افراد به ایجاد و
آزمون تمامی ایده های نو و تازه می باشد. اما کمک کردن به آنها برای از بین بردن
ایده های بد و نامناسب و اهمیت ندادن به بسیاری از ایده های خوب نیز از دیگر
کارهای مهم من است.

10.  بد قوی
تر از خوب است. مهمتر این است که منفی ها را حذف کنیم .

11.  اینکه
چگونه کارها را انجام می دهم به اندازه اینکه چه کارهائی را انجام می دهم ، اهمیت
دارد.

12.  از
آنجا که من بر دیگران تسلط دارم در معرض بزرگترین مخاطرات برای اقدامات حساب نشده
و عدم اطلاع از این حساب نشدگی، قرار دادم.

نظر شما چیست آیا با این
موارد موافقید؟ اگر نه یا فکر می کنید می توان آن را تکمیل کرد حتماً اظهار نظر
کنید.