ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

بالاخره کار تیمی بلدیم یا نه؟
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩   کلمات کلیدی: کار تیمی

http://bazardanesh.blogfa.com

 امان از دست این
عالمان با عمل و زنبوران با عسل که طی تمام روزهای گذشته مجبور شدم تا تمام انرژی
خود را صرف یافتن راه حل برای آن یک ساعت کار عجولانه مدیرپسند آنها بکنم تا بلکه
سنگی را که این دوستان عاقل در چاه افکنده بودند، من دیوانه بیرون آورم. بگذریم،
نمی دانم طی این مدت کتاب مدیریت تیمی دکتر رضائیان را خواندید؟ آیا متوجه بی
دانشی مدیران خود و بی خردی عالمان با عمل شدید؟ امیدوارم که در این کار موفق بوده
باشید و اندکی از عذاب وجدان و مسایل مشابه آن خلاص شده باشید و دوباره دلتان برای
مقتولان ناکازاکی و هیروشیما به درد آمده باشد

 امیدوارم که به جای خشم از خود برای خود متاسف باشید
که چرا در سازمان های ما به این راحتی با مفاهیم شوخی می شود و به جای مراجعه به
تعریف، دل به دیکشنری سپرده ایم! ای مدیران اجرا دوست، دست کم به ویکی پدیا نیم
نگاهی داشته باشیدو فکر نکنید که چون ایرانی هستید و ضریب هوشی بالا دارید، همه
چیز را هم بلدید، اگر این گونه می اندیشید به جای ضریب هوشی، ضربی هوشی دارید!
راستی می دانید ضربی یعنی چه؟

 با کسب اجازه از محضر استاد عزیز، جناب آقای دکتر
رضائیان، سری به کتاب تیم سازی در قرن بیست و یکم می اندازیم تا باهم مروری بر
برخی تعاریف و اطلاعات تیم و کار تیمی داشته باشیم تا بفهمیم که آیا کارکنان
ایرانی کار تیمی بلد نیستند و یا مدیران تجاری ایرانی از آن سر در نمی آورند. یکی
از بهترین مقایسات در این کتاب جدولی است که به مقایسه تیم خودگردان و گروه کاری
سنتی می پردازد. در همین جا یادآوری این نکته ضروری است که به نظر می رسد، تیم
خودگردان بهترین ساختار برای بسیاری از گروه ههای بازاریابی و بازارگراست

 

تیم های خودگردان

 گروه های سنتی کاری

 مشتری گرا

 مدیریت گرا

 نیروی کار چند
مهارتی

 نیروی کار متخصص در یک زمینه

 شرح شغل کم کلی

 شرح شغل زیاد جزیی

 تبادل گسترده
اطلاعات

 اطلاعات محدود تخصصی

 سطوح محدود
مدیریتی

 سطوح متعدد مدیریتی

 تمرکز بر کل کسب
و کار

 تمرکز وظیفه ای/بخشی

 هدف های مشترک

 هدف های منفک شده

به ظاهر آشوبناک

به ظاهر سازمان یافته

تاکید بر مقصد

تاکید بر حل مساله

تعهد زیاد کارکنان

 تعهد زیاد (به) مدیریت

 بهبود مستمر

 بهبود تدریجی تکمیلی

 خودکنترلی

 کنترل توسط مدیریت

 مبتنی بر اصول/ارزشها استانداردهای تخصصی

 مبتنی بر خط مشی / رویه

   

نگاهی به این جدول، اثبات این مدعاست که برای حرکت به سمت
تیم سازی و کار تیمی، آموزش و توانمندسازی مدیریت باید به طور الزام و اجبار در
اولویت قرار گیرد. مهم ترین مواردی که رهبران و یا به عبارتی مدیران تیم ها باید
یاد بگیرند، عبارتند از

 نداشتن ترس از اذعان به جهل (همه چیز را همه کس دانند! 

دانستن زمان مناسب هر اقدام (نه زمانی که مدیر تصور می کند)

دانستن چگونگی تسهیم واقعی قدرت (نه اعطای قدرت به زنبوران
با عسل چاپلوس و یا افراد سفارش شده

 نگرانی برای مسوولیتی که افراد می پذیرند و نه آنچه
که نمی پذیرند (کار اگر انجام نشود بهتر از انجام ناقص یا غلط است

 عادت کردن به یادگیری ضمن کار (کنار گذاشتن این تصور
که چون به عنوان مثال مدیر بازاریابی هستم، پس تنها فارغ التحصیل رشته دانشمندی هم
هستم!! و یا اینکه  بابا جون که مرا مدیر ساخته    خود نیز
مرا دکتر خوانده

 مدیرانی که بتوانند چنین ویژگی هایی را در خود ایجاد
کنند، توانایی ایجاد تیم اثربخش را خواهند یافت، ویژگی هایی تیم های اثربخش به شرح
زیر هستند

 مقصد روشن و مورد پذیرش همه توام با برنامه عملیاتی 

غیررسمی بودن جو تیم 

مشارکت و وجود بحث های آزاد در تیم 

وجود شنود موثر 

مخالفت مودبانه و عدم سرکوب تعارض 

تصمیمات جمعی 

ارتباطات باز 

نقش ها و ماموریت های کاری روشن 

رهبری مشترک 

روابط بیرونی موثر 

تنوع سبک کاری 

خودارزیایی و خوداصلاحی

 

خوب حالا قضاوت با شماست، کارکنان کار تیمی بلد نیستند یا
مدیران مدیریت تیمی؟ نقش کدام پررنگ تر است؟

 

تمام یا ناتمام شدنش با شما