ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

بازاریابی میدانی در تقابل با بازاریابی حسی
ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٠   کلمات کلیدی: بازاریابی میدانی ،بازاریابی حسی

www.experiencethemessae.com

ظاهراً با دو دسته و
گروه یا صفبندی در بین شرکتها مواجه هستیم از یکطرف فعالان بازاریابی حسی و از طرف
دیگر کسانی که معتقد هستند این افراد بایستی زیرمجموعه و تحت قلمرو بازاریابی
میدانی قرار بگیرند. البته ما در این مقاله نمی خواهیم که وارد این دعوا شده و از
گروه خاصی طرفداری کنیم.

مباحث هر دو گروه کما
بیش در مطبوعات و مجلات بازرگانی و مرتبط با کسب و کار به چاپ رسیده است اما مسئله
اساساً به تعاریف بازمی گردد....

تعریف بازاریابی میدانی نه بر اساس
فعالیتی که شرکتهای بازاریابی میدانی برعهده می گیرند که براساس روشی که کسب و کار
آنها اداره می شود، تعریف شده است یعنی بکارگیری کارکنان برای ارائه یک
برند"درمیدان". مفهومی که برای پوشش یک دسته فعالیتهای مجزا رشد و توسعه
پیدا کرده است. کار حسی تنها یک روش بکارگیری کارکنان میدانی است و البته
فعالیتهای سنتی بیشتری در بازاریابی میدانی وجود دارد نظیر بازرسی خرده فروشی ها،
بازارپردازی و فروش مستقیم.

·        مسئله
ای که این صنعت با آن روبروست این است که تعداد قابل توجهی از این شرکتها معتقد
هستند کار تجربه برند را به یک قاعده بازاریابی، رشد و توسعه داده اند. آنها بر
خلاقیت، نقش برند سازی در مقایسه با فعالیت تکنولوژی- رانش شرکتهائی که تمرکزشان
بر دیده شدن و قابل دسترس بودن برند است، تأکید می کنند.

·        جای
تعجب نیست که برخی بازاریابهای میدانی سنتی بی توجه به تخصصی شدن فعالیت بازاریابی
حسی هستند. بازاریابی حسی به عنوان بخشی که توجه و علاقه شرکتهای کارفرما را به
عنوان روشی برای اشتغال مصرف کنندگان به خود جلب کرده دیگر به یک فعالیت تخصصی
تبدیل شده است. سالهای گذشته شاهد آزمایش ابزار ارتباطی شرکتهای بزرگ FMCG در کمپین ها بوده ایم. در حالیکه برخی از فعالان صنعت این
سئوال را مطرح می کنند که آیا هزینه کل فعالیت رو در رو افزایش پیدا کرده است،
تعدادی نیز این تغییر بودجه را از تست نمونه و سمپلینگ به کارهای دقیق و پیچیده تر
تجربه برند، انکار می کنند. بسیاری از شرکتهای متخصص شاهد رشد چشمگیر گردش مالی طی
سالهای گذشته در این حوزه بوده اند و بر این باور خود بسیار پافشاری می کنند.

·        موضوع
بازگشت سرمایه (ROI) نیز از دیگر
نکات بحث برانگیز و مناقشه آمیز بین شرکتهای سنتی بازاریابی و متخصصین بازاریابی
حسی است. مطابق با CPM’s
Hughes ،
نرخ بازگشت سرمایه برای شرکتهای سنتی بازاریابی میدانی یک موضوع قدیمی است که
نیازمند جایگزینی مدل هائی اثربخش برای رقابت است. درست برعکس، اثبات بازگشت
سرمایه گذاری یک شرکت کارفرما هنوز یک موضوع زنده در بین متخصصین خریدهای حسی است
و تا اندازه ای به این علت است که اهدافی نظیر ایجاد وفاداری یا تغییر ذهنیت یک
برند، مفاهیم کیفی سختی برای اندازه گیری بوده و تبدیل آنها به داده های فروش کار
ساده ای نیست. این مطلب در صورتی که تجربه برند در دراز مدت رشد پیدا کند، قطعی
خواهد بود... مسئله اینجاست که اگرچه شرکتهای کارفرما خواستار اثبات بازگشت سرمایه
هستند، اما هنوز بر سر هیچ روش استاندارد مورد پسند همگان ، توافقی انجام نگرفته
است.