ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

هشدارها، تهدیدهای طرح تحول اقتصاد کشور
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۱   کلمات کلیدی: هدفمندی یارانه ها ،اقتصاد ،تهدیدات تجارت

اکنون که طرح تحول اقتصاد کشور به صورت سریال رسانه ای ونشست با گروههای گوناگون مطرح شده است وانتظاراتی را برای اقتصاد سالم وپویا بوجود آورده است،وظیفه خود می دانیم تا نکاتی را بعنوان « هشدارها وتهدیدها » که حدواندازه این صفحه است .بطور بسیار مختصر وساده بیان کرده وآرزو کنیم این طرح از گزند آنها مصون بماند.

  • تب والتهاب تحول:

بزرگنمائی های بی مورد وبی جا وجلوه دادن بعضی از آثار جذاب و چشمگیر وگاهی غیر واقعی طرح تحول ،از جمله نکاتی است که لازم است مورد توجه مسئولین قرار گیرد زیرا باعث نوعی التهاب وتب تحول در جامعه می شوند که نه تنها نتیجه بخش نیست،بلکه نگرانی هائی برای ادامه حرکت بوجود می آورد. التهاب وتب تحول وقتی شدت یابد باعث هذیان گوئی می شود وهذیان گوئی در تحول به معنای وعده های رویائی وآرمانی وپوچ ودست نیافتنی است که معمولاً توسط کسانی بیان می شود که نه تحول را درک می کنند ونه اقتصاد را می فهمند.

  • هیجان جبران:

دیر اندیشی ،سهل انگاری،غرور وفرصت سوزی های زیاد در دوره ای طولانی ، اقتصاد کشور را گرفتار بیماریهای گوناگونی ساخته است که باعث نگرانی وناراحتی جدی وهمگانی شده است. در این شرایط حالتی به نام « هیجان جبران» شکل می گیرد که در آن نوعی شتاب وتشنگی زیاد برای جبران عقب ماندگی ها وفاصله ها در کوتاهترین زمان وبیشترین میزان وجود دارد ومعمولاً با دخالت گروههائی همراه می شود که اگر چه به ظاهر دلسوزانه است اما در عمل و باطن سوزاننده است وباعث کج روی در مسیر تحول می شود.

  • استقبال وحمایت افراطی:

 بعضی از گروهها با شور وشوقی زیاد وگاهی تعصب گونه از طرح تحول استقبال کرده ودایه مهربانتر از مادر می شوند واز هر گونه حمایت وپشتیبانی بویژه کلامی وگفتاری کوتاهی نمی کنند ،اما بدلایل گوناگون از جمله برخورد با واقعیت ،آگاهی وشناخت وسرگرم شدن با پدیده ای جدید ودلسردی از رفتارها وواکنش های غیرقابل انتظار ،بتدریج به جای تمجید، تحسین وترویج طرح، به تضعیف ،تخریب ،استهزا وتحریم آن می پردازند.بعبارتی طرح با گروه «خوش استقبال های بد بدرقه ای» روبرو می شود که اگرچه پذیرش اولیه آنها افراطی واحساسی ونکوهش وسرزنش نهائی آنان نیز اغلب غیر منطقی است، اما به نوعی بر فرایند تحول تأثیرگذار هستند.

  • مقاومت در برابر تغییر:

یکی از تهدیدهای اولیه وقابل پیش بینی در هر نوع تغییر وتحول اساسی،مقاومت دربرابر تغییر است که جنبه روحی،روانی وگاهی ارزشی دارد وچندان پایدار نیست ومی توان با آگاه کردن ،آموزش ودرایت وحوصله اینگونه مقاومتها را به ملایمت وموافقت تبدیل کرد.اینگونه مقاومت ها با عث کندی حرکت در بعضی از مراحل می شوند که لازم است در محاسبات ومطالعات اولیه به آنها توجه شود.

  • مخالفت وموافقت کور:

  طرحهای تحول گاهی با مخالفان وموافقان کور وکر روبرو می شود که بنابر عادت وروحیه فردی فقط سیاهی یا سپیدی ها را می بینند وکمتر بر مبنای ارزیابی قوتها وضعفها وعوامل مفید ومضر ومثبت ومنفی به موافقت یا مخالفت می پردازند.اینگونه افراد گاهی حتی یکبار طرحها را مورد مطالعه قرار نمی دهند وتنها با انگشت گذاشتن روی چند عامل کلیدی یا چشمگیر ویافتن نکاتی که بتوانند پاسخگوئی نگاه مخالف یا موافق آنان باشند  ،واکنش نشان می دهند. متأسفانه اینگونه افراد با بیان ورفتار خود ، بدبینی ها وخوش بینی هائی را دامن می زنند که هردو مخرب هستند.

  • وحدت تضاد:

نگرش وبینش انسانها جهت دهنده رویکرد ورفتار وروش برخورد آنها با پدیده ها واز جمله طرح تحول است. دعوت از انواع کارشناسان ونشست با گروههائی که تضاد نگرشی وبینشی آنان کاملاً مشخص وشناخته شده است از اتفاقاتی است که طرح تحول اقتصاد با آن روبرو است ومی توان آنرا « وحدت تضاد» نامید که بطور قطع بیش از آنکه ارزشی باشد ،نمایشی است ونتیجه نهائی آن چیزی جز نشست وبرخاست هائی نمادین نخواهد بود. مگر می توان تحول اساسی در اقتصاد کشور رابا انواع نگرش های متضاد ومغایر با هم طراحی واجرا کرد؟

  • تحولات نمایشی وزود بازده:

 بعضی از طرحها وپروژه های تحول اگرچه در تنظیم اولیه بسیار امیدوار کننده بنظر می رسند اما در عمل با پدیده هایی روبرو می شوند که همه امیدها را به یأس مبدل می کنندکه یکی از این پدیده ها ،تحولات نمایشی وزود بازده با اهداف وانگیزه های خاص وغیر واقعی است. این انگیزه ها ممکن است برای جلب نظر مردم وحمایت مردمی برای دستیابی به اهدافی جانبی اما حیاتی برای بعضی از ارائه دهندگان وطراحان باشد. این آفت نه تنها طرح را با بحران روبرو می کند بلکه نوعی بی اعتمادی به سایر طرحها نیز بوجود می آورد وجامعه را به بی تفاوتی می کشاند.در این زمینه هدف نشان دادن بعضی از آثار کوتاه مدت وبزرگنمائی آنهاست.

  • تحولات دستوری،فرمایشی:

 تحولات دستوری وفرمایشی که به نوعی اجباری ودیکته ای است اگرچه ممکن است تا مدتی ودر بعضی از زمینه ها دنبال شود اما دلخواه ومطلوب نخواهد بود. لازمه تحول اساسی، بسترسازی مناسب است و بسترسازی شامل اعتمادسازی،آگاه کردن،شفافیت،همدلی ،رغبت وروحیه مشارکت وهمکاری است. زور وفشار وتهدید وامرکردن وترساندن از ویژگیهای سبکی از مدیریت ومدیرانی است که احتمالاً در این شرایط پرورش یافته اند وهمواره

« تهاجم» رابر«تفاهم» ترجیح داده اند.این نوع برخورد که تداعی کننده تربیت بر مبنای چماق است ،تحولش هم چلاق خواهد شد.

  • تحول فرسایشی:

 مدیریت فرسایشی نوعی مدیریت کش دادن زمان با انواع وعده ها وترفندها برای کم رنگ کردن انتظارات ،کاهش حساسیت ها وعادی شدن تدریجی پدیده ها وپذیرش حداقل هاست .این نوع مدیریت در شرایطی صورت می گیرد که اطمینان کافی ویا شرایط لازم برای انجام فرایند تحول وجود ندارد ویا نوعی تردید ، نگرانی وابهام نسبت به بعضی از پدیده های سیاسی، اجتماعی واقتصادی وجود دارد ولازم است تا پس از مشخص وشفاف شدن آنها ،اقدامات اساسی صورت گیرند. این نوع مدیریت بعنوان یکی از سبکهای متداول درآمده است که گاهی جامعه را به بی تفاوتی ،خستگی ویا بلاتکلیفی می کشاند.

  • کج فهمی ، بدفهمی و ناآگاهی ها:

تهدید وخطر بزرگ طرح تحول اقتصاد کشور را می توان دردرک نادرست، ناقص وغیرواقعی وسطحی از مفهوم

« تحول» والزامات آن ونیز« اقتصاد ونظام اقتصاد» وابعاد واجزای آن وسرانجام « مدیریت تحول اقتصاد» وقابلیت ها وچگونگی آن دانست.

 

«طرح تحول اقتصاد کشور نیازمند مدیریتی توانمند ،محیطی قانونمند ونگرشی نظام مند است»