ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

غول خاطرات
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٤   کلمات کلیدی: رضا حق جو ،غول خاطرات

رضا حق جو سانیجی- فصلنامه دنیای تجارت

Kodak,Agfa,Konica,Maxell در میان این برندها آشناترینشان kodak  است و این شناخت نه تنها به دلیل مرغوبیت کالا بلکه به دلیل خاطرات و تصاویر آشنایی است که هر کدام از ما با محصولات این کمپانی ثبت کرده ایم و همچنین تصاویر ذهنی نسبتا زیاد از خیابان های شهرمان که هر گوشه و کنارش می­توانستیم تابلویی منقّش به مارک kodak ببینیم را در حافظه مان داریم.

به جرئت می­توان گفت اگر اندکی به حافظه­ی تصویری­مان رجوع کنیم،مکان­های متعددی را به یاد خواهیم آورد که با تابلویی  همراه با مارک kodak نمایشی از شکوه و عظمت یک کمپانی را به تصویر می­کشید و تعدد تابلوهای kodak نشان از بزرگی و ثروت کمپانی داشت. در خاطره بازیمان می­توانیم لحظات شاد و غمگین زیادی را بیابیم که برای ثبت تصاویر آنها حتما با مارک kodak برخورد کرده بودیم و ناگزیر،رایج ترین حلقه­ی نگاتیوی که خریده و استفاده می­کردیم kodak بود.

از شرح اعتبار و بزرگی kodak همین بس که در همان زمان­های نه چندان دور،معتبرترین آتلیه­های عکاسی شهر هم برای نمایش اعتبار حرفه­ای خود، تابلوهای مغازه­ی خود را به تبلیغ مارک kodak  اختصاص می­دادند و نهایتا در گوشه ای از فضای خالی تابلو،نام و نشان آتلیه­ی خود را ثبت می­کردند.اما به یکباره تابلوهای فلزی و   زیبای شهرمان جای خود را به تابلوهای رنگارنگ دیگری دادند و حالا دیگر کمتر اثری از تابلوهای   دلنشین کودکی­مان می­یابیم. حتی دیگر برای ثبت لحظات شاد،غمگین،تصادفی یا برای ثبت هر تصویر دیگری نیازی به خریدن و دیدن هیچ حلقه­ی نگاتیوی نداریم وبی­آنکه چشمانمان به تابلوهای kodak روشن شود تصاویر را ثبت می­کنیم و خوشحال از عدم محدودیت­ عددهای منتهی به "بیست و چهار" و "سی و شش"، ده­ها،صدها و هزاران عکس و تصویر ثبت می­کنیم.

دیگر ترسی از تمام شدن "بیست و چهار" یا "سی و شش" نگاتیو فیلم عکاسی نداریم،دیگر ترسی از شدت نور و سیاه و سوخته شدن عکس نداریم،دیگر ترسی از بد ظاهر شدن عکس و هدر رفتن نگاتیو نداریم؛ دیگر در آتلیه­ها به ندرت اتاق تاریک و چراغ قرمز و مایع ظهور به چشم می­خورد؛ صنعت عکاسی متحول شده است و حلقه­های خاطره انگیز نگاتیو و دیدن تابلوهای به یادماندنی kodak دیگر جزو ملزومات عکاسی محسوب نمی­شوند،اما آیا باید برای غول صنعت عکاسی مرثیه خوانی کنیم؟

 

همزمان با پیشرفت صنایع چند رسانه­ای و نیاز روزافزون به ایجاد تصاویر و جلوه­های بصری بیشتر و با کیفیت­تر، صنایع الکترونیک و متعاقبا صنعت عکاسی نیز دچار پیشرفت­های چشمگیری شدند که مهم­ترین آن­ ظهور پدیده­ی تصاویر دیجیتالی بود و در راستای تحقق این امر، تغییرات کلی و چشم­گیری در تولید سخت افزاری این صنعت پدید آمد و با عرضه­ی دوربین­های دیجیتالی و استقبال عمومی از آن­ها، دوربین­های عکاسی پردردسر و پرخرج ِ پیشین که نیازمند هزینه­ی خرید فیلم،هزینه­ی ظهور، هزینه­ی چاپ و همچنین هزینه­هایی مانند هدر رفتن نگاتیو به دلیل سوختگی فیلم و نیز محدودیت های استفاده بودند به حاشیه رانده و نهایتا مجبور به بازنشستگی شدند و به خاطرات پیوستند.

در این بین شرکت­های سازنده­ی دوربین­های عکاسی به صرافت افتاده و در تکاپو برای رقابتی شدید، دوربین­هایی با امکانات جدیدتر و متفاوت تر تولید و عرضه نمودند تا سهم بیشتری از این بازار جدیدالایجاد کسب کنند و در عرصه­ی رقابت "بازنده" لقب نگیرند.

اما شرکت­هایی نیز بودند که به دلیل عدم تطابق شرایط داخلی خود با شرایط خارجی جدید  در بازار،یعنی ظهور پدیده­ی تصاویر دیجیتالی، همچنان به روند گذشته­ی خود پرداخته و هر روز به افول و مرگ خود نزدیک­تر می­شدند و با روند نزولی شدید کاهش فروش،درآمد و متعاقبا کاهش سوددهی، آماده­ی مرثیه­خوانی برای رویای غولی بزرگ می­شدند.

حالا دیگر کمتر اسمی از غول خاطرات عکاسی کودکی­مان می­شنویم و گهگاه که آلبوم عکس­ها را ورق می­زنیم یادی از مشقت­های عکاسی دوران نه چندان دور پیشین  می­کنیم و ناخودآگاه تصاویر تابلوهای تبلیغاتی و حلقه­های فیلم­های نگاتیو غول دنیای عکاسی گذشته در ذهنمان مرور می­شوند. اما چه شد که غول بزرگی که در زندگی اکثرمان،مهربانانه خاطراتمان را ثبت کرده است به خاطره­ای بی فاتحه بدل شده است؟

پاسخ بسیار ساده و روشن است و آن عدم سازگاری،تطابق،توسعه و پیشرفتِ سرمایه­گذاری، تولید،بازار و محصولات شرکت مذکور با نیازها و پیشرفت­های بازار بود که البته پس از مرثیه­ خوانی ِ کوتاهی به دلیل افول شدید kodak و کاهش سوددهی آن در تولید نگاتیو های عکاسی به دلیل منسوخ شدن این بازار،kodak با سرمایه گذاری در زمینه­ی تولید دوربین­های عکاسی دیجیتال توانست سهمی از این بازار کسب کند و بارقه­هایی از حضور مجدد در ثبت لحظات و خاطرات ما روشن کند.

 

هرچند که کودکان امروز، دیگر تابلوها و حلقه­های نگاتیو kodak را برای ثبت در خاطرات تجربه­ی عکاسی­شان نخواهند دید اما مدیران امروز که از نگاتیوهای عکاسی خاطره دارند می­توانند با درس گرفتن از تجربه­ی افول غول دنیای عکاسی تلاش کنند تا شرکت مورد هدایتشان همانند kodak و سایر شرکت­های مشابه در تله­ی "عدم تغییر" گرفتار نشده و مرثیه­ای برایشان خوانده نشود.