ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

ثروتمندی ایران در گرو بازگشت به تولیدات رقابتی
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٤   کلمات کلیدی: ثروتمندی ایران ،مزیت نسبی ایران

ماهنامه صنعت نساجی-  مهرداد بنی سعید

این چند ساله که جهان حسابی کوچک شده همه با هم همسایه شدند و از اجناس همدیگر استفاده می‌کنند نمونه آن هم خود ما که شلوار ترکیه‌ای می‌پوشیم، از لپ‌تاپ دل (DELL) و سونی (Sony) استفاده می‌کنیم، لوازم آرایش نیوآ (NeEVA) و اورال (OREAL) می‌خریم، تلویزیون ال‌جی (LG) و سامسونگ در خانه‌هایمان است موبایل نوکیا در دست می‌گیریم و ناگفته نماند که به وفور از کالاهای مختلف چینی هم در طول روز استفاده می‌کنیم. می‌بینید، احاطه شده‌ایم. دور و برمان پر از کالاهای خارجی شده که بعضاً از داخلی‌ها هم بهترند. خوب در این وضعیت از مصرف‌کننده که نمی‌تواند انتظار داشت چون مصرف‌کننده به فکر منافع خود است هر کالایی منافعش را حداکثر کند می‌خرد اما تولیدکننده چه کار کند؟ بله منظورم این است که آیا تولیدکننده ایرانی توانایی رقابت با محصولات وارداتی را دارد؟ خودمان را فریب ندهیم تولیدات ما رقابتی نیست و متأسفانه در حال بدتر شدن نیز هستیم. فکرش را بکنید اگر الان بگویند که دیگر به کالاهای وارداتی تعرفه گمرکی نمی‌بندیم چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ بله حداقل در کوتاه‌مدت دچار فاجعه می‌شویم برای مثال آخرین خودروی تولید شرکت بنز که بنز شکلاتی می‌باشد با قیمت 34000 دلار (حدود 34 میلیون تومان) در کنار ماشین‌های تولیدی کشورمان قرار می‌گیرد. نتیجه این رقابت مشخص است. شرکت‌هایی مثل بنز، تویوتا، فورد، کرایسلر، جنرال‌موتورز مار خورده‌اند و افعی شده‌اند. آنقدر سر رقیبان را زیر آب کرده‌اند که دیگر رقابت با خودروساز‌های ما برایش آن ها مثل آب خوردن است. خودروسازهای ما الان به زور تعرفه‌های 90% است که امکان فروش دارند به عبارتی تنها مزیت خودروهای داخلی ما به خودروهای جهانی قیمت پائین است صریح بگویم منظورم این است که فروش در شرایط انحصاری هنر نیست.

قرار بود ما صادرکننده باشیم اما حال شاهد هستیم که سهم بازار داخل کشورمان را هم دارند از دستمان در می‌آورند اما اینکه چرا وضعیت اینگونه شده و ما چرا نمی‌توانیم با قیمت رقابتی تولید کنیم دلایل زیادی دارد که اینجا مجال پرداختن به آن نیست اما سؤال اصلی این است که چه کنیم قیمت‌هایمان رقابتی شود؟ مگر کشورهای صنعتی چه جادو و جنبلی بلد بودند که در زمینه رقابت قیمتی ما را شکست می‌دهند؟ این سؤال چند جواب روشن دارد که من در اینجا به اصلی‌ترین آن می‌پردازم آن اصلی‌ترین چیزی نیست جز تولید مبتنی بر مزایای نسبی چیزی که ما در این سال‌ها اصلاً به آن توجه نکردیم و علت آن عدم پیروی از استراتژی توسعه صنعتی است به عبارتی ما هیچ برنامه‌ریزی برای تمرکز روی تولید برخی کالاها در سطح ملی و کلان نداشته‌ایم برای آنکه مسئله‌ روشن‌تر شود مثالی برای شما می‌زنم ببینید ما در کشورمان صنعت خودروسازی داریم و سالانه میلیون‌ها نفر ساعت وقت و همچنین صدها میلیارد هزینه برای آن انجام می‌دهیم در حالی که خودروهایمان خارج از مرز به غیر از چند کشور جهان سوم تازه آن هم با فروختن چند درصد ارزان‌ تر از داخل کشور مشتری ندارد می‌دانید علت چیست؟ چون صنعت خودروسازی برای کشوری مثل ما هیچگاه مزیت نسبی نبوده و نیست اما ما بر تولید آن اصرار داریم یا بگذارید نمونه ای دیگر برایتان بگویم، ما بر تولید کفش تاکید داریم در صورتی که زمانی، تولید کفش‌ برای ما مزیت نسبی داشت اما الان به هیچ‌وجه به صرفه نیست که تولید آن‌ را ادامه دهیم و بالعکس ما در قسمت‌هایی دارای مزایای نسبی بسیار برتر هستیم که آن‌ها را رها کردیم. بخش‌هایی مانند کشاورزی و گیاهان دارویی، صنعت مشتقات نفت و محصولات پتروشیمی، شیلات و دامداری، معدن و سنگ‌های قیمتی و انرژی‌های نو برای ما فرصت‌های طلایی هستند که با بهره‌گیری از آن ما می‌توانیم چنان قیمت رقابتی در این زمینه‌ها بدست بیاوریم که در درون هر کشوری به رقابت قیمتی و جنگ رقابتی با آن‌ها بپردازیم. ما این را باید بدانیم؛ چیزی که بهتر و ارزان‌تر از آن وجود دارد را وارد کنیم و در عوض ما هم چیزی را که بهتر و ارزان‌تر از دیگران تولید می‌کنیم صادر کنیم نیازی نیست به دلایلی مثل حفظ اشتغال یا حرکات نمایشی همه نیازهای را در داخل تولید کنیم هیچ کشوری نیست که تمام مصارف خود را به تنهایی تولید کند بلکه کشورهای صنعتی با تمرکز و تخصص به  این قیمت‌های شگفت‌آور رقابتی رسیده‌اند برای مثال تصور کنید که اگر ما 10% از هزینه خودروسازی کشورمان را روی ساخت وسایل زینتی که از سنگ‌های قیمتی معادن کشورمان به دست می‌آید هزینه می‌کردیم آیا الان رهبر این بخش از بازار زیورآلات نبودیم؟ نمونه بارز آن فیروزه و عقیق ایران است که هواداران زیادی دارد اما به دلیل امکانات ضعیف صنعتی و نیروهای غیرماهر و روش‌های سنتی و عدم تکنولوژی، ما آن‌ها را به صورت ابتدایی (سنگ استخراج شده از معدن) عرضه می‌کنیم در حالی که می‌توان با انجام عملیات حرفه‌ای زیورسازی روی آن تا 100% از این محصول سود کسب کرد. این همان کاری است که سوئیس در زمینه ساعت‌سازی و جواهرات کرده.

بازار گیاهان دارویی‌مان را بنگرید که با وجود تنوع گیاهی کشورمان و پیشینه کهن طب دارویی هنوز ما این نوع گیاهان را فله می‌فروشیم اما حال سهم ما را با سهم هند از گیاهان دارویی بسنجید مانند قطره و دریاچه است بدون شک اگر ما وارد صنعت گیاهان دارویی می‌شدیم سهم زیادی از بازار پرسود دارو در جهان را تصاحب می‌کردیم. شاهد مدعای من هم این است که اگر سری به داروخانه‌ها بزنید می‌بیند که داروهای ما قیمتی معادل یک‌پنجم نمونه مشابه خارجی دارند چون ما در این قسمت دارای قیمت رقابتی هستیم و به راحتی می‌توانیم با محصولات خارجی رقابت قیمتی راه بیاندازیم اما در خودروسازی و صنایع سنگین اینطور نیست چون در آنجا مزیت نسبی نداریم. دیگر مزیت ما گردشگری است کشور ما آثار باستانی فراوان، طبیعت چهار فصل، بیابان‌های وسیع که مناسب برای تورهای صحرا ، مسابقات رالی و رصدخانه‌های عمومی است ساحل‌های آفتاب‌گیر و پهناور، کوه‌های بلند و برف‌گیر برای ایجاد پیست‌های اسکی و دهکده های زمستانی، بندرهایی با موقعیت تجاری عالی که برای ایجاد بازارهای بین‌المللی بسیار مناسب است و ... اما ببینید ما چطور برای حضور گردشگر در کشورمان بازاریابی کرده‌ایم. اکثر مردم جهان اصلاً نمی‌دانند ایران کجا واقع شده است (عدم تبلیغات) مکان‌های تفریحی و امکانات رفاهی ما ناچیز و اصلاً هیچ چیز است به گونه‌ای که ما هنوز از سرویس‌های دستشویی مناسب برخوردار نیستیم دیگر فروشگاه های مناسب، حمل و نقل سریع و راحت، موسسات گردشگری حرفه‌ای، امکانات و وسایل تفریحی و این‌ها پیشکش از طرفی امروزه‌ اصلی‌ترین وسیله مسافرت کشورها به یکدیگر هواپیما است حال شما فرودگاه‌های ما، اسکادران هواپیمایی و پرسنل و امکانات آن را با هواپیمایی امارات (Fly Emirate) مقایسه کنید. کشور کوچکی مثل امارات که یک بیابان پر از ساختمان است عظیم‌ترین سیستم حمل و نقل هوایی را داراست اما ایران با این همه قابلیت که ذکر شد یکی از بدترین سیستم‌های حمل و نقل هوایی جهان را دارد.

در زمینه مشتقات نفتی و پتروشیمی باید گفت دیگر همه‌ی ما می‌دانیم که نفت ماده اولیه صدها کالای مورد نیاز زندگی است از پارچه، پلیمر، الیاف، روغن، پلاستیک گرفته تا لوازم آرایشی و بهداشتی و داروها و حتی مواد غذایی که تولید بعضی از این محصولات ساده و تولید برخی بسیار پیچیده است اما مشکل ما از آنجا شروع می‌شود که اکثر نفت خود را به صورت خام به قیمت نازل بشکه‌ای 81 دلار می‌فروشیم. در حالی که می‌توان با تبدیل آن به تولیدات پتروشیمی از هر بشکه نفت 81 دلاری صدها دلار کالا تولید کنیم و سپس آ‌ن‌ها را بفروشیم. فکرش را بکنید به جای فروش دو میلیون بشکه نفت به قیمت 81 دلار از آن کالا بسازیم در آن صورت شاهد یک جهش بزرگ در تولید ملی‌مان خواهیم بود که می‌تواند هزاران فرصت شغلی درست کند اما مشکلی که در این راه وجود دارد پیچیدگی تولید بعضی از محصولات پتروشیمی و نداشتن دانش و تکنولوژی مورد نیاز برای ساخت این نوع کالاهاست که البته با دادن بودجه بالا برای بخش تحقیق و توسعه (R&D ) صنعت نفت و واردات تکنولوژی می‌توان این مشکل را حل کرد.

در صورت تغییر استراتژی فروش نفت‌ از فله فروش و فروش بشکه‌ای به فروش انواع محصولات پتروشیمی می‌توان مزیت نسبی بسیار گسترده و قدرتمندی به دست آورد.

اما  در نهایت همه این مثال‌ها را گفتم تا نشان دهم که باید سریع به تولید در نقاط قوتمان برگردیم و قدم اول برای رفتن به این سمت تشکیل تیم ویژه و کار کشته‌ای است که با مطالعات فراوان مزایای نسبی کشورمان را به صورت دقیق مشخص کند تا استراتژی توسعه صنعتی کشور را بر اساس آن بنویسیم و بعد پا در رکاب اجرا بگذاریم یعنی واحدهایی که لازم است تعطیل شود را تعطیل کنیم و صنایعی را که به آن نیاز داریم احداث کنیم آن وقت دیگر پیوستن به سازمان تجارت جهانی برای ما فرصت است چون ما در زمینه‌های کاری‌مان دارای قیمت رقابتی هستیم و ترس از رقابت نداریم.

اگر این برنامه درست اجرا شود قطعا می‌توانیم به رشد اقتصادی 8% که در سند چشم‌انداز هدف ما بود برسیم و درآمد سرانه هر ایرانی را حسابی بالا ببریم به امید آن روز ...