ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

بزرگترین خرده فروش قرن
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧   کلمات کلیدی: والمارت ،مجید ویسمه

فصلنامه دنیای تجارت- مجید ویسمه

شاید در سال ۱۹۶۲ که سام والتون اولین فروشگاه خود را به صورتی ساده و سنتی افتتاح کرد هیچکس نمی توانست تصور کند که خرده فروشی می تواند چنان رتبه ای در کسب و کارها داشته باشد که دست یافتن به آن برای دیگر کسب و کارهای دنیا یک رؤیا به حساب آید. اما همت والای والتون بزرگترین خرده فروش قرن را بنیان نهاد و نشان داد که آنچه انسان بخواهد، محقق خواهدشد. امروزه میلیونها نفر در آمریکا و سراسر دنیا به بیش از ۶۲۰۰ فروشگاه وال مارت رفت و آمد دارند و ۸/۱ میلیون نفر به خدمت آنها مشغول هستند و یک زنجیره عظیم تامین کنندگان به پشتیبانی آنها می پردازند و درآمد ۳۱۲ میلیارد دلاری و سود ۲/۱۱ میلیارد دلاری حاصل می شود.
در 29 مارس 1918 در نزدیکی منطقه کینگزفیشر در ایالت اوکلاهاما سام والتون متولد شد کودکی سام به دلیل شغل پدر خود انتقال از شهری به شهر دیگر بود اولین موفقیت سام از سال های کلاس هشتم رقم خورد زمانی که والتون در این سال مشغول به تحصیل بود، به عنوان جوانترین پیشاهنگ تاریخ آمریکا به شمار می‌آمد بعدها نیز موفق به کسب جایزه ویژه عقابهای پیشاهنگ گردید. در زمینه ورزش نیز خوش درخشید و در سال 1935 به همراه تیم بسکتبال و فوتبال مدرسه قهرمان شد. سام که در دوران رکود بزرگ آمریکا بزرگ می‌شد با اولیت تئوری های اقتصادی آشنا می شد.وی تحصیلات خود را در رشته اقتصاد در دانشگاه میسوری ادامه داد سه روز پس از فارغ التحصیلی از دانشکده، به عنوان کارآموز مدیریت به جی سی پنی رفت و مدت نه چندان زیادی را در آنجا گذراند و شاید در همین دوران بود که به فکر تاسیس اولین مغازه خود بود. در سال 1945، پس از ترک ارتش، والتون تصمیم گرفت تا فروشگاه بزرگی افتتاح کند که مغازه‌های متنوعی در آن وجود داشته باشند. او با کمک پدرزن خود 20 هزار دلار وام گرفت و به همراه 5 هزار دلاری که در دوران خدمت سربازی اندوخته بود، فروشگاه بن فرانکلین در آرکانزاس را خریداری کرد. این فروشگاه نمایندگی زنجیر برادران باتلر را در اختیار داشت.

مهمترین دلایلی که باعث شد فروشگاه او به سرعت رشد کند توجه بیش از حد به مشتریان بود و همچنین ,تنوع محصولات ,رهبری در هزینه ها,افزایش ساعت کار نسبت به رقبا,استفاده از استراتژی هایی خاص برای افزایش فروش,موقعیت مناسب شرکت,
او در ابتدا اطمینان حاصل کرد که قفسه‌های فروشگاه مملو از اجناس متنوع و ارزان قیمت باشند. در ضمن، فروشگاه او، به ویژه در ایام کریسمس، بیش از سایر مغازه‌ها باز می‌ماندند. همچنین او با خرید از عمده فروشان ارزان قیمت، در زمینه تخفیف دادن نیز میدان دار گردید. این کار باعث می‌شد تا مشتریان او پول بیشتری بیاندوزند و در نتیجه فروش خود او نیز بالاتر رفت. فروش بیشتر، به او این امکان را می‌داد تا قیمت کمتری از عمده‌فروشان درخواست کند. یکی از دلایل موفقت این فروشگاه موقعیت مرکزی آن بود که اجازه دسترسی به مشتریان زیادی را می‌داد. برای پیروزی در رقابت با فروشگاه استرلینگ، والتون فروشگاه مجاور خود را اجاره کرد و در سال 1950 آنرا افتتاح نمود.
اکنون نوبت شروع فروشگاه بعدی در مکانی جدید بود در سال 1951، والتون جای دیگری را برای فروشگاه جدید خود در نظر گرفته بود. او که جایی را در محل قدیمی خود نیافته بود، در بنتونویل آرکانزاس فروشگاهی را باز کرد و این بار نام آنرا ارزان‌فروشی والتون گذاشت.

در سال 1952 والتون تصمیم گرفت تا فروشگاه دیگری در 20 مایلی جنوب بنتونویل راه اندازی کند. این فروشگاه هم همان نام را داشت و به همان موفقیت ارزانفروشی اصلی دست یافت. والتون در مورد این دوران می‌گفت: من بدون خجالت یا شرمندگی کاری را می‌کردم که در مورد هر کار دیگری در زمینه تجارت نیز انجام می‌دادم و خواهم داد: من در فروشگاه دیگران سر می‌کشیدم و به دنبال استعدادها و قابلیت‌ها می‌گشتم.

در جستجوهای خود والتون به ویلارد واکر، مدیر فروشگاهی در اوکلاهاما برخورد کرد. به همراه واکر او کاری کرد که اگر چه امروزه خیلی عادی است، اما در دوران خود کاری نامعمول و غیررایج بود. والتون درصدی از سود فروشگاه را به واکر پیشنهاد داد. خود والتون نیز ماهی یکبار برای سرکشی و رسیدگی به امور فروشگاه به آنجا سر می‌زد.

در همین دوران بود که والتون برای اولین بار پدیده صندوق را به وجود آورد تا مشتریان بتوانند پس از انتخاب اجناس خود، پول آنها را یکجا و در نزدیکی درب خروجی بپردازند. والتون همچنین اصرار داشت که فروشگاه‌های او تمیز و پرنور باشند و برای افزایش وفاداری کارمندان خود، آنها را در سود فروشگاه سهیم می‌کرد.

پس از مدتی والتون فروشگاه‌های بیشتری را تاسیس نمود. کم کم او فروشگاه‌های بزرگتری را باز نمود و نام آنها را مرکز فروش خانواده والتون نهاد. والتون به مدیران خود پیشنهاد کرد تا در فروشگاه‌های تحت مدیریت خود سرمایه‌گذاری کنند و در صورت تمایل تا سقف 1000 دلار در فروشگاه‌های جدید سرمایه‌گذاری نمایند. این کار باعث می‌شد تا مدیران تمام سعی خود را بنمایند تا سود آنها بیشتر شود و مهارتهای مدیریتی خود را افزایش می‌دادند.

با افتتاح اولین فروشگاه در آرکانزاس آمریکا در سال ۱۹۶۲ توسط سام والتون، اولین فروشگاه زنجیرهای اغاز به کار کرد. پنج سال بعد تعداد فروشگاهها در آن ایالت به ۲۴ رسید و میزان فروش از مرز ۶/۱۲ میلیون دلار گذشت. سال بعد، فروشگاههای جدید در خارج از ایالت آرکانزاس تاسیس شد. در سال ۱۹۶۹ شرکت رسما به عنوان «شرکت فروشگاههای وال مارت»به ثبت رسید. سال بعد که سهام شرکت در بورس نیویورک عرضه شد تعداد فروشگاهها به ۳۸، فروش به ۲/۴۴ میلیون دلار و تعداد کارکنان به ۱۵۰۰ نفر رسیده بود. در سال ۱۹۷۹ وال مارت به عنوان اولین شرکتی که به فروش بیش از یک میلیارد دست یافته بود شناخته شد. در این هنگام تعداد فروشگاهها به ۱۲۵ و تعداد کارکنان در ۱۱ ایالت به ۲۱ هزار نفر رسیده بود. در ۱۹۹۰ وال مارت به عنوان برترین فروشگاه ملی شناخته شد.
سال ۱۹۹۷ که برای اولین بار فروش وال مارت از مرز ۱۰۰ میلیارد دلار گذشت، تعداد کارکنان داخلی به ۶۸۰ هزار و تعداد کارکنان بین المللی ۱۱۵ هزار نفر رسیده بود. در آستانه ورود به هزاره جدید، وال مارت با یک میلیون و ۱۴۰ هزار نفر، بزرگترین شرکت خصوصی جهان از لحاظ تعداد نفرات شناخته شد.. درهمین سال لی اسکات به عنوان رئیس و مدیرعامل شرکت برگزیده شد. در سال ۲۰۰۲ وال مارت درصدر جدول ۵۰۰ شرکت برتر جهانی این مجله قرار گرفت.
اما سوال اصلی اینجاست که وال مارت چگونه توانست به چنین افتخاری برسد به گونه ای که در سال ۲۰۰7 نیز وال مارت در رده بندی مجله فورچون به عنوان تحسین‌برانگیزترین شرکت جهان معرفی شود شاید دلایلی چون بازار یابی فعال به گونه ای که شرکت نیازهای اساسی مردم را به سرعت تشخیص داده و در فکر ارضای آن بود و به همین دلیل بود که  برای بیشتر مردم دنیا، نام وال مارت نامی کاملا آشناست. مجموعه‌ای از فروشگاه‌های زنجیره‌ای در سرتاسر دنیا که با قیمتی بسیار مناسب به خرده فروشی می‌پردازند. والتون معتقد بود که «هر وال مارت باید منعکس کننده ارزش‌های مشتریان خود بوده و از دیدگاه آنها نسبت به جامعه خود حمایت کند.» وال مارت برنامه‌هایی را توسط افراد محلی در مناطق برگزار می کرد تا به نیازسنجی مشتریان خود بپردازد.
دلیل دیگر موفقیت سه باور اصلی سام والتون که آن ها را در سال 1962 مقرر نمود بود که عبارت است  از: احترام به تک تک افراد - سرویس دهی بالا به مشتریان - کوشش برای برتری.و همین ایدئولوژی  بود که باعث شد در سال 2003 مجله فورچون شرکت وال مارت را محبوب ترین شرکت بنامد.
استفاده از استراتژی رهبری هزینه  نیز یکی از عوامل کلیدی دیگر در موفقیت شرکت بود فروشگاههای وال مارت با فلسفه و شعار هر روز قیمت کمتر (EVERY DAY LOW PRICE) شروع به کار کردند. فلسفه قیمت‌گذاری  در وال مارت آن است که با کاهش قیمت می توان فروش بیشتری داشت. در خرده فروشیهای ارزان‌فروش‌تر، درآمد بیشتر است. علاوه بر دیدگاه «هر روز قیمت کمتر»، گاه در موارد و مناسبتها نیز تخفیف بیشتری نیز صورت می‌گیرد و گاه نیز فروشهای ویژه برقرار می شود وال مارت بر این اعتقاد است که همین شیوه قیمت گذاری است که اعتماد مشتریان را جلب می کند و آنها اطمینان می یابند که قیمتها تحت شرایط مختلف، تغییر شدید نخواهد داشت. وال مارت با فراهم آوردن مجموعه ای از کالاها و خدمات تجاری خود در هر روز با پایین ترین قیمت، فضایی از تنوع، یکپارچگی و احترام متقابل را پدید می آورد.
از دیگر ویژگیهای وال مارت قاعده ای است موسوم به «TEN FOOT» که توسط بنیانگذار شرکت سام والتون مطرح شده و به اجرا درآمده است. او دربازدیدهای مکرر خود از فروشگاهها، فروشندگان را تشویق می کرد که متعهد باشند با مشتریان چنین برخورد کنند: وقتی مشتری وارد می شود به چشم او نگاه کنید، به او سلام و خوشامد بگویید و از آنها بخواهید که چه کاری می‌توانید برای آنها انجام دهید. این نگرش از کودکی در سام والتون وجود داشت. او خود می گوید: من از ابتدا یاد گرفته ام که یکی از رمز و رازهای رهبری، انجام یک کار بسیار ساده برای همه است. قبل از اینکه مشتری تازه وارد صحبت کند، شما سرصحبت را با او باز کنید. اگر او را می شناسید به اسم صدا کنید امروزه همه کارکنان وال مارت در سراسر جهان به این شیوه عمل می‌کنن.
دیگر ویژگی وال مارت، قاعده ای است به نام «SUNDOWN» که اساسا به عنوان یک بخش حیاتی از فرهنگ شرکت محسوب می‌شود. محتوای این قاعده کار امروز را به فردا نینداختن است، بدین معنا که بیشترین تلاش برای پاسخ به خواسته های تلفنی یا حضوری باید صورت گیرد. به این دلیل است که فروشندگان وال مارت به خاطر خدمت به مشتری شناخته شده اند زیرا کاری را که امروز می توانند برای مشتری انجام دهند به فردا موکول نمی کنند. آنها معتقدند در این دنیای شلوغ می توان از این راه به مشتریان نشان داد که به آنها فکر می کنیم و مراقب آنها هستیم. این حس نوعی احترام به وقت دیگران است.
چشم انداز آینده شرکت از دیدگاه مدیرعامل وال مارت به این صورت است که او معتقد است غیر از خطرپذیری  که ذاتی عملیات و فعالیت خرده فروشی است، شرکت در معرض خطرات بازار شامل تغییرات نرخ بهره و نرخ تبادل ارزهای خارجی است. اما با این حال او تاکید دارد که وال مارت باید به افزایش استاندارد سطح زندگی مردم در همه جا ادامه دهد. او می گوید «ما تعهد خود را مبتنی بر شهروند مسئول بودن حفظ خواهیم کرد و وظیفه شناسی خود را در همکاری و کمک به خیریه ها و سازمانهای اجتماعی ادامه خواهیم داد». او همواره در برخورد با همکاران خود تاکید می کند که تنها وقتی می توانیم بهتر شویم که بدانیم در چه زمینه‌هایی نیاز به بهبود داریم
سام والتون در سال 1992 به خاطر تلاشهای منحصر به فرد خود در صنعت خرده‌فروشی به دریافت مدال آزادی نایل آمد. در آوریل همان سال بود که سام والتون در سن 74 سالگی از دنیا رفت.مجله فوربس او را در طول سالهای 1985 تا 1988 به عنوان ثروتمندترین مرد آمریکا و دنیا معرفی نمود. بیل گیتس که اکنون سالهاست به عنوان ثروتمندترین مرد دنیا شناخته می‌شود، در سال 1992 و پس از مرگ سام والتون وارد این لیست شد. طبق برآوردهایی که انجام شده است، بسیاری معتقدند اگر سام والتون هنوز زنده بود، ثروتی دو برابر بیل گیتس در اختیار داشت. در سال 1998 نیز سام والتون در میان فهرست 100 فرد تاثیرگذار قرن بیستم مجله تایم قرار گرفت.