ثروت زایی

وبلاگی برای افزایش ثروت و درآمد شما

خلاقیت و نوآوری رمز دستیابی به استراتژیهای اثربخش
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٧   کلمات کلیدی: خلاقیت و نوآوری رمز دستیابی به استراتژیهای اثربخش ،مجید ویسمه

مجید ویسمه- فصلنامه دنیای تجارت


از ویژگی های مهم انسان قدرت اندیشه او و از عالی ترین جلوه های اندیشه انسانی ، تفکر خلاق و نواوری است.، قدرتی که تا کنون با آن تصمیم گرفته وتوانسته است به حل مشکلات بپردازد و به رشد و تعالی نایل شود .
دنیای امروز نیازمند زنان و مردانی خلاق و نواور است که به رشد و ارتقا در تمام زمینه های اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی برسند به همین دلیل آموزش صحیح تمامی افراد ، در جهت رشد خلاقیت آنان باید مورد توجه نظام های آموزش جهان قرار بگیرد. در حال حاضر در کشورهای توسعه یافته شکوفایی و پرورش خلاقیت دانش آموزان عالی ترین و مهم ترین هدف آموزش و پرورش آن ها به شمار می رود دراین کشورها اهمیت پرورش خلاقیت به حدی است که در همه مقاطع مختلف تحصیلی از دوره بیش از دبستان تا سطح دانشگاه واحدها و مواد درسی ویژه ای به این موضوع اختصاص داده شده است و اکنون در تمامی سازمان ه و شرکت ها کوچک و بزرگ تاکید بر استفاده از افراد خلاق و نو آور است به گونه ای که پارسون واسملسر نوآوری و خلاقیت را یکی از شروط مهم توسعه سازمان می داند.

در یک تعریف جامع نواوری را می توان بکارگیری ایده‌های نوین ناشی از خلاقیت است. در واقع به پیاده ساختن ایدهٔ ناشی از خلاقیت که به صورت یک محصول یا خدمت تازه ارائه شود، نوآوری گویند.
پیتر دراکر نوآوری را همانند هر فعالیت عینی درکنار نبوغ و استعداد، نیازمند دانش، توجه و سختکـــوشی همه دست اندرکاران می‌داند. او معتقد است آنچه در میان کارآفرینان مشترک یافتم نه گونه خاصی از شخصیت بلکه تعهد سیستماتیک به نوآوری بوده است.
اما نیاز به نوآوری زمانی در سازمان ها و شرکت ها احساس شد که سازمان ها زیادی برای تولید یک نوع کالا وارد بازار شدند و برای آنکه بتوانند سهم زیادی در بازار پیدا کنند نیاز به تولید کالا و حتی خدمات متنوع بود و در این عرصه جایی برای شرکت ها و سازمان هایی که از نیرو نواور خود استفاده نمی کردند نبود چنان که مدیر اسبق شرکت وال مارت معتقد بود تنها زمانی توانست شرکت خود را از سراشیبی سقوط نجات دهد که رو به خلاقیت آورد.
برای جلب پذیرش بازار و تبدیل یک خلاقیت به نوآوری، نوآوری باید موجب خلق ارزش گردد. نوآوری‌های موفق، نوآوری‌هایی هستند که از نظر مشتریان موجب افزایش ارزش شوند.
برای نوآوری مزایای متعددی بیان شده است که بعضی از آنها عبارتند از :
1-تغییر در اندیشه کارکنان
2-تغییر فرهنگ سازمان
3-تولید محصولات وخدمات جدید و متمایز از رقبا
4-ایجاد احساس مسئولیت در کارکنان

شاید خلاقیت و نوآوری نقش خود را بیشتر از همه جا در کسب و کار نشان داد در حالی که تمامی افراد به تولیدات یکسان و تلاش برای کاهش هزینه ها برای به دست آوردن مشتری تمرکز کردند نوآوری  گوی رقابت را از سایر رقبا ربود و توانست سهم بازار زیادی در کالا و خدمات داشته باشد در جدید ترین نواوری می توان از شرکت اپل نام برد که از آیفون 5 رونمایی کرد و این سیستم جدید مجهز به سیستمی با نام کنترل صوتی هوش مصنوعی می باشد  این نواوری باعث شده است که اکنون  شرکت اپل خود را آماده سود و منفعت بسیار بالایی کند.
نوآوری‌ها را می‌توان به صورت های مختلفی طبقه بندی کرد که از معروف ترین  آنها می توان به طبقه بندی عمومی نواوری اوفه اشاره کرد.
اوفه نوآوری را به سه دسته تکنولوژیکی، بازار و سازمانی طبقه بندی می کند
نوآوری تکنولوژیکی

ارتباطات بین اجزا، روش‌ها، فرآیند‌ها و تکنیک‌هایی است که در محصول یا خدمت استفاده می‌شوند و ممکن است به نوآوری سازمانی نیاز داشته باشد و یا نداشته باشد. می‌تواند نوآوری محصول، فرآیند یا خدمت باشد. نوآوری محصول.خدمت باید محصول جدیدی باشد که هدف آن ارضای بخشی از نیازهای بازار است..

نوآوری بازار

شامل دانش جدید در کانال‌های توزیع، محصول و کاربردها برای انتظارات، ارزش، نیازها و خواسته‌های مشتریان است و هدف اصلی آن بهبود آمیخته بازاریابی (محصول، قیمت، توزیع و ترفیع) است. فراسکاتی مانوئل بیان می‌کند که نوآوری بازار به بازاریابی محصولات جدید و کلیه فعالیتهایی که به نحوی مرتبط با توسعه محصول جدید است توجه می‌کند این فعالیت ممکن است شامل قسمت‌های بازار، پذیرش محصول در بازارهای مختلف و تبلیغات باشد ولی شامل ایجاد شبکه های توزیع برای نوآوری بازار نیست.

نوآوری سازمانی

شامل نوآوری‌هایی است که به ساختار سازمانی و فرآیند‌های اجرایی مرتبط است. نوآوری استراتژی‌ها، ساختارها، سیستم‌ها و افراد در سازمان در این دسته قرار می‌گیرد.
و یا در یک تقسیم بندی دیگر می توان نوآوری را به دو دسته 1- نوآوری بنیادی یا انقلابی -2- نوآوری تدریجی یا تکاملی طبقه بندی کرد
نوآوری بنیادی بر پایه‌ی یک اختراع بزرگ و مهم شکل می‌گیرد. این نوع نوآوری، یا صنایع را به کلی دگرگون می‌کند، و یا موجب شکل‌گیری صنعت جدیدی می‌شود. مثلاً اختراع ترانزیستور را می‌توان یک نوآوری بنیادی دانست. چرا که با اختراع ترانزیستور، صنعت الکترونیک دچار تحولات عظیمی شد. اختراع دستگاه زیراکس نیز تحولات وسیع و گسترده‌ای را در صنعت چاپ و نشر ایجاد کرد. بنابراین، اختراع دستگاه زیراکس را هم می‌توان یک نوآوری بنیادی دانست. همین طور اختراع پول، ماشین بخار، برق و بسیاری موارد دیگر.

نوع دیگر نوآوری، نوآوری تدریجی یا تکاملی است. این دسته از نوآوری‌ها کوچک‌اند اما، نقش عمده‌ای در بهبود یک کالا، فرآیند یا خدمت دارند. پس از اختراع دستگاه زیراکس، به تدریج و با گذر زمان، نوآوری‌های بسیاری در این دستگاه ایجاد شد. مثلا انجام وظایف به صورت خودکار یکی از این نوآوری‌ها است، که در دستگاه‌های زیراکس اولیه وجود نداشت. این نوآوری را می‌توان از نوع تدریجی دانست.
اما با وجود این که شاید تمامی افراد و موسسات با ارزش نوآوری آشنایی پیدا کرده اند اما به دلیل وجود موانع زیاد نمی توان به راحتی از آن استفاده کرد معمولا نوآوری همواره با تغییر همراه بوده است و وجود مقاومت کارکنان در برابر تغییر یکی از موارد اساسی بوده که نتوان از نوآوری استفاده کرد دلایل دیگری نیز وجود دارد.

 عمده موانعی که برای بروز خلاقیتها در انسان مطرح هستند عبارتند از:

1- موانع تاریخی:

این دسته از عوامل شامل مفاهیمی از مثالهای تاریخی از گفته افلاطون که تاریخ تکرار می شود یا مشاجره ایکه بشر از قرنها پیش از نظر مذهبی با آن مواجه بوده که همه چیز را به تقدیر نسبت می داده و نقش اختیار را بکلی نفی می نموده است.

2- موانع بیولوژیک:

در این که آنها در میزان هوش نقش اساسی به عهده دارند جای شک نیست، اما در مورد هوش خلاق توسل به عوامل ارثی و ژنتیک بعنوان تنها عامل، اغلب یک بهانه است تا یک واقعیت عینی.

 

3- موانع فیزیولوژیکی:

این موانع ممکن است بر اثر ضرباتی که از بیماریها و تصادفات مختلف بر مغز وارد می شود به وجود می آیند یا ممکن است فردی دارای نقص بدنی باشد که بطریقی جلو خلاقیت او را سد کند. علی الرغم این گفتار جان میلتون شاعر مشهور انگلیسی کور و بتهوون کر بود.

 

4- موانع اجتماعی:

 

محیط اجتماعی در پرورش استعدادهای خلاق و منحصر به فرد افراد خود عامل مهمی به حساب می آید و در صورتی که نیرویی از بیرون به افراد اجازه استفاده از این توانایی خود را ندهد در واقع با سرکوب استعداد از محیط بیرونی مواجهه می شود.

5- موانع روانی:

مهمترین و شایعترین موانع در راه پرورش تفکر خلاق، موانع روانی است که اهمیت آن به مراتب بیش از موانع تاریخی، بیولوژیکی، فیزیولوژیکی و اجتماعی است.

آندسته از موانعی که تاکنون درباره آن صحبت شد تا اندازه بسیار زیادی همه عوامل خارجی هستند زیرا اکثرا از بیرون بر فرد تحمیل می شوند. تعداد زیادی از آنها برای کسانیکه دنبال بهانه ای جهت عدم خلاقیت خود می گردند دلایل خوبی به شمار می روند. این که برخی از مردم خود را با این دلیل قانع می سازند که نیروهای خارجی هرگز نگذاشته اند تا خلاقیت خود را نشان دهند، در واقع به بهانه ای متوسل می شوند که بخودی خود یک مانع روانی به حساب می آید.

آدام اسمیت معتقد بود نوآوری در تمامی افراد وجود دارد و این وظیفه عالی ترین مقام سازمان است که آن را در افراد سازمان خود بر انگیزد.اکنون با توجه به پیشرفت های وسیع در تمامی حوزه ها کار سازمان نیاز به نو آوری بیشتر از هر زمانی احساس می شود و سازمان باید این استعداد را در افراد خود پرورش دهد تا بتوانند از رقبا خود بهتر باشد.